جلال یوسفی:
مشکل محیط زیست تو( ی) مسئولی نه بُز

اولین همایش ملی « جامعه، منابع طبیعی، آب و محیط زیست، چالش ها و راه کارها» که در تاریخ سه شنبه و چهارشنبه ۵ و ۶ آبانماه در دانشگاه تهران به میزبانی:« انجمن انسان شناسی ایران، دانشکده منابع طبیعی و کانون محیط زیست» و با همکاری دانشگاه تهران، سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، مؤسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور و چندین سازمان و نهاد کشور برگراز گردید.

این همایش تالار ابن خلدون در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگز، ریاست پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، ریاست دانشکده منابع طبیعی، حسام الدین آشنا ریاست مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و چندین نفراز مدیران عالی کشوری در این همایش سخنرانی کرده و سپس پنل تبیین و رویکرد همایش، با حضور شرکت کنندگانی از حوزه های متعدد و مرتبط با محیط زیست و بحران کشور، هشت میزگرد متعدد با توجه به تقسیمات و عناوین موضوعی همایش برگزار گردید.

دکتر جلال یوسفی در صفحه فیس بوک خود، به طور مختصر به این موضوع اشاره کرده است ولی از سخنان خود که در کوتاه ترین زمان ممکن به سمع حضار رسیده چیزی ننوشته است.

او در صفحه فیس بوک خود چنین نوشته است:

همایش محیط زیست ، آب و چالش ها ، امروز در دانشگاه تهران تمام شد و

آخر وقت چند دقیقه برای سؤال یا اظهار نظر به من وقت دادند. برخی نتوانستند در دو دقیقه حرفشان را جمع کنند و ادامه دادند و چون با سخن دبیر رو برو شدند ، قطع کرده و نشستند و برخی نیز با بی رغبتی و یک نفر هم با حالت قهر.

من با سلام بر حاضرین شروع کردم و در حال تشکر از برگزار کنندگان بودم که به من تذکر دادند خود را باید معرفی کنی. گفتم چشم. و معرفی کردم.

با معرفی خودم در چند ثانیه سرها بلند شد، نظرهای برخی برگشت به طرف من، برخی بگذریم.

آه بلند شده از ته دلم را با این عمل، قورت دادم و حرفم را زدم. حرفی که درد دل انسان، طبیعت، حیوان و بود.

حرف دلم را با گلایه از ضعف تبلیغات این همایش ملی شروع و مسئله را با راهکار کلی اش را در چند جمله بیان کردم. از جعبه حزبی خاص یا همان به اصطلاح « رسانه ملی» هم خبری نبود. مسئولین هم همه رفته بودند. من با این عمل ها خو گرفته ام. لذا چیزی نگفتم.

چه گفتم، بیانش زیاد در این جا مهم نیست، آما نتیجه ای که از بیان این حرف ها گرفتم رضایت بخش بود زیرا احساس کردم که برخی دل ها در آن میانه ، موج ایجاد شده از زبان مرا که از دلم بلند شد را گرفتند که در دل طبیعت، انسان های طبیعت دوست و چه می گذرد.

در وسط حرفم مجدداً دبیر وارد شد و گفت یک دقیقه وقت بیشتر ندارید. گفتم چشم!!!

حرفم تمام شد و وقتم خیر. خدا حافظی کردم و از پشت تریبون از طریق پله ها پایین آمدم. در حین رفتنم دبیر عذرخواهی کرد و احساس کرد من سخنانم نا تمام است. من با تکان دادن دست خود، با لبخند زدن به گروه نشسته در آن بالا و تسهیل گر جلسه، با این حدیث جواب دادم و نشستم: اوصیکم بتقوالله ونظم امرکم.

فقط این را بدانید که لب مطلبم این بود که مقصر اصلی خود سازمانی است که متولی امر است و نه بزها.. و نادیده گرفتن مردم و داشته هایشان

با نشستنم در همان ردیف جلو، دبیر یا همان تسهیل گر جلسه، با معذرت خواهی مجدد از من و وارد بودن گلایه و نقدم در اول صحبت کوتاهم، اظهار امیدواری کرد که نقیصه ها در مراحل بعدی حل شود.

دختر خانم هایی که از گردنشان کارت هایی آویزان بود و نشان می داد، خبرنگارند، نزد من آمدند و شماره گرفتند. به نظر من آن چه این خبرنگاران رسانه ها را به نزد من آورد نه برای حرف هایی که زدم، بلکه بخاطر معرفی خودم، بود. این چیزی است که من همیشه از آن بیزارم هرچند بد هم نیست. اما همه مطلب این نست.

آخر جلسه هم دعوت شد، بالا برویم و عکس دسته جمعی بگیریم.حین و بعد از جلسه نیز با یکی از اساتید که از بزرگان اصلاح طلب بود، سخنان کوتاهی در خصوص راهکارهایی برای همبستگی گروه های اصلاح طلب در انتخابات اخیر داشتم. ایشان پذیرفتند و قول دادند که حرف های مرا منتقل کنند.

الان نمی خواهم در باره این همایش و آن چه در آن گذشت بحثی داشته باشم، فقط می خواهم بگویم که:

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.

تا زمانی که نفهیم که مشکل داریم، نسبت به حلش امیدواری ندارم و به اساتید برزگ این عرصه اعم از جامعه شناسان، محیط زیستی ها، منابع طبیعی و کشاورزی و همه و همه که آن جا بودند ، گفتم، گفتمان محیط زیست ارایه اش زیباست. اما در این هر گفتمان، قدرت را نباید نادیده گرفت . زیرا بر خلاف دیدگاه هابر ماس که خوشبینانه به موضوع گفتمان و برابری اعضاء آن نگاه می کند، باید دانست که در هر گفتمانی« همه گزینه ها روی میز است».

اما بنا بر اطلاع واصله ایشان با قرار گرفتن پشت تریبون در سخنانی بسیار کوتاهی ضمن گلایه از ضعف اطلاع رسانی همایش ملی و هم چنین عدم حضور برخی مسئولان مربوطه در همایش، با اشاره ای کوتاه به نقشض مردم در گذشته در حفظ و نگهداری از منابع طبیعی، مسئولان سازمان های ذیربط را علت اصلی تخریب محیط زیست دانسته و بیان داشته:

«مشکل اصلی محیط زیست تو(ی) مسئولی نه بُز»

او ادامه داده است سال های سال مردم با ساختار سنتی ضمن بهره برداری از طبیعت پایداری را در آن حفط کردند اما با ملی کردن مراتع و جنگل ها کاری بر سر آن آوردید که الان می بینید. چرا نمی خواهید بپذیرید که ۲۰ تا ۳۰ سال دیگر« زاگرس » به « تفتان» تبدیل خواهد شد.

منبع: خفرک