کد خبر: ۶۰۳۷
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۸:۵۶
سرویس اجتماعی
محیط زیست و زمین میراثی است که باید بستر زندگی امن را در آن فراهم کنیم، در این گفت و گو سراغ زوج ایرانی می رویم که با نحوه ی ازدواج خود به زمین کمک کردند. از دوچرخه سواری به جای ماشین عروس تا حذف مراسم ازدواج و کاشت نهال و هدیه ی آن به طبیعت اقدامات این زوج جوان است. فرانک خمیس آبادی هستم متولد سال 1366 اهل شهرستان کنگاور استان کرمانشاه آرمان جوان هستم متولد 1368 اهل شهر رشت و استان گیلان. نحوه ازدواج شما و انتخاب این سبک و این تفاوت ها با چه هدفی بوده است؟ فرانک : ما می خواستیم دو پیام را برسانیم که در هر شرایطی زمین را در نظر گرفت.عروسی های بزرگی گرفته می شود و هر کس سلیقه ی خود را دارد و برای ما محترم است و زباله های زیادی در همان شب تولید می شود و توجیهی که دارند همین یک شب است .پیام دوم ما این بود که می توان ساده زیست،نیازی نیست به بهانه نتوانستن در برپایی جشن عروسی ، ماشین و خانه و سوالاتی نظیر شما چرا این را نداری چرا این را نخریدی ازدواج نکرد.با نگاه عمیق می توان از کنار این ها گذشت ما به دنیا آمده ایم زندگی کنیم و اثری معنوی و ماندگار از خودمان به جا بگذاریم و چه خوب که این اثر لبخندی باشه به روی زمین و به روی مردم امیدواریم که پیام را به درستی رسانده باشیم و در هر شرایطی می توان در کنار هم و باهم زمین را در نظر گرفت. هزینه ی ازدواج شما در این شرایط چجور بود؟ فرانک:هزینه شروع زندگی ما آنچنان نبود،یک حلقه از چوب و یک تکه طلا در حد سه میلیون تومان،یک لباس ساده در حد 200 هزار تومان هزینه های دفتر ازدواج بود که بزرگترها زحمت آن را کشیدند. روزی که شروع زندگی را با کاشت نهال در طبیعت و هدیه ی آن به زمین جشن گرفتیم دوستان زحمت فیلمبرداری آن را کشیدند و ما نهار آن روز را از خانه بردیم.
"خبر نورآباد"  سرویس اجتماعی:به گزارش خبر نورآباد،محیط زیست و زمین میراثی است که باید بستر زندگی امن را در آن فراهم کنیم، در این گفت و گو سراغ زوج ایرانی می رویم که با نحوه ی ازدواج خود به زمین کمک کردند. از دوچرخه سواری به جای ماشین عروس تا حذف مراسم ازدواج و کاشت نهال و هدیه ی آن به طبیعت اقدامات این زوج جوان است.

فرانک خمیس آبادی هستم متولد سال 1366 اهل شهرستان کنگاور استان کرمانشاه
آرمان جوان هستم متولد  1368 اهل شهر  رشت و استان گیلان.

در حال حاضر کجا ساکن هستید؟  
ساکن رشت و در کنار خانواده جناب جوان زندگی می کنیم.

نحوه ی آشنایی تون؟تحصیلات آکادمیک شما؟
از طریق کار داوطلبانه درسفر روستای مرور شهرستان میبد استان یزد با هم آشنا شدیم.و بعد از این که هفت ماه ایران را گشتیم با علایق بوجود آمده ازدواج کردیم.
فرانک:من دانشجوی انصرافی رشته فیزیک هستم.
آرمان :من مدرک کاردانی عمران و دانشجوی اخراجی کارشناسی همین رشته هستم.

زوج کرمانشاهی رشتی صداتون کنیم یازوج زاگرسی البرزی؟
زاگرسی البرزی را  بیشتر دوست داریم برایمان جذاب تر است.

گفت و گو با زوج کنشگر محیط زیست

اگر بخواهید تعریفی از محیط زیست و اکوسیستم ایران داشته باشید چه می گویید؟
محیط زیست ایران وسیع و متفاوت است.ما قدر داشته هایمان را تا به امروز ندانستیم که بخشی از آن به خاطر ناآگاهی و بخشی به خاطر مدیریت هاست.خیلی ها قبل از ما تلاش کردند و همچنان نیز برای آگاه سازی تلاش می کنند.برای مثال در شهر رشت رودخانه ای بود که در آن شنا می شد و الان به کثیف ترین رودخانه تبدیل شده است. و علی رغم دریافت کمک های جهانی برای احیای رودخانه و کنترل زرجوب و گوهر رود موفق نبودند و شیرابه زباله ها و آب های آلوده سطحی به دریای خزر می رسد و ماهی ها نیز فراری شدند. از محیط پیرامون زندگی خودم تعریف مناسبی ندارم. قضیه از مثلا نریختن زباله و آتش افروزی پیک نیکی در محیط زیست فراتر رفته است ما باید نگاه عمیق تر داشته باشیم.
فرانک: در تکمیل صحبت های جناب جوان باید بگویم حال محیط زیست اصلا خوب نیست و من آدم خوشبینی هستم، با تمام این که حالش خوب نیست قطعا می توانیم کمکش کنیم فقط باید آموزش بدهیم، فرهنگ سازی کنیم و مهر و محبت زمین را جبران کنیم.
گفت و گو با زوج کنشگر محیط زیست
نحوه ازدواج شما و انتخاب این سبک و این تفاوت ها با چه هدفی بوده است؟
فرانک : ما می خواستیم دو پیام را برسانیم که در هر شرایطی زمین را در نظر گرفت.عروسی های بزرگی گرفته می شود و هر کس سلیقه ی خود را دارد و برای ما محترم است و زباله های زیادی در همان شب تولید می شود و توجیهی که دارند  همین یک شب است .پیام دوم ما این بود که می توان ساده زیست،نیازی نیست به بهانه نتوانستن در برپایی جشن عروسی ، ماشین و خانه و سوالاتی نظیر شما چرا این را نداری چرا این را نخریدی ازدواج نکرد.با نگاه عمیق می توان از کنار این ها گذشت ما به دنیا آمده ایم زندگی کنیم و اثری معنوی و ماندگار از خودمان به جا بگذاریم و چه خوب که این اثر لبخندی باشه به روی زمین و به روی مردم امیدواریم که پیام را به درستی رسانده باشیم و  در هر شرایطی  می توان در کنار هم و باهم  زمین را در نظر گرفت.

پس شما حلقه ی مفقوده ی آموزش و فرهنگ سازی را در حفظ زمین و زندگی لازم می دانید.شما توانستید و به آن عمل کردید الان یک سوال مطرح می شود هماهنگ شدن فرهنگ خانواده ها در این زمینه چطور بود؟ مهریه این ازدواج چگونه است؟
آرمان: آموزش خیلی مهم است و نحوه ی آن مهم تر است. مهریه فرانک ماهی دو تا کتاب است و هر ماه و گاهی اگر موفق به خواندن دو کتاب شود تا سه کتاب می رسد. خانواده ها هر کدام با فرهنگ خودشان زندگی می کنند و به یک تعامل و بهتر است بگویم به یک تطابق و تکاملی رسیدیم و هیچ وقت مانعی بر مسیر همدیگر نبوده ایم.

هزینه ی ازدواج شما در این شرایط چجور بود؟
فرانک:هزینه شروع زندگی ما آنچنان نبود،یک حلقه از چوب و یک تکه طلا در حد سه میلیون تومان،یک لباس ساده در حد 200 هزار تومان هزینه های دفتر ازدواج بود که بزرگترها زحمت آن را کشیدند. روزی که شروع زندگی را با کاشت نهال در طبیعت و هدیه ی آن به زمین جشن گرفتیم دوستان زحمت فیلمبرداری آن را کشیدند و ما نهار آن روز را از خانه بردیم.

شروع زندگی با احترام به زمین و این نگرش چه احساسی را درون شما ایجاد کرده است؟
فرانک:واقعیت این است که دین ما به زمین بزرگ است و هنوز ادا نشده است اما با همین کار احساس سبکی و خوشحالی داریم و احساس رضایت، و تشویق شدیم در این مسیر بیشتر پیش برویم و ادامه بدهیم.

زمین در این کار مهمتر است یا سبک ازدواج؟
آرمان: دغدغه های هر فرد متفاوت است به غیر از مسائل اقتصادی که همه با آن دست و پنجه نرم می کنند، به نظر من این دوتا یکی است، حداقل برای من یکی است،هر روز که می گذرد کنار فرانک عشقمان بیشتر می شود،نه عشق صرفی به فرانک، عشق درونم زیادتر می شود و دغدغه های  فردی را دارم، دغدغه هایم را به یک قسمت و فرانک و زمین را به یک قسمت که مطمئنا فرانک و زمین برایم مهم ترین اند.

شما حال روز آتش سوزی های زاگرس را می بینید به اهالی زاگرس چه توصیه ای می کنید؟
آرمان: کی هست که نبیند می بینیم متاسفانه، جرقه نباشیم زبانم بند می آید نقطه ضعفم شده الان نمی توانم چیزی بگویم.
فرانک:باید به اهالی زاگرس این روزها خسته نباشید بگویم، اگر چه ما از پشت قاب گوشی این تصویر لعنتی را می بینیم و آتشی بود بر جان ما،همه ی مردم زاگرس از نزدیک می بینند و سوختند،تنها کاری که می توانیم  انجام دهیم آگاهی مردم است و مردم بومی زاگرس این آگاه شدن  را بیشتر دنبال کنند،به عنوان مثال نسبت به افرادی که با آتش و دود قصد دارند سنجابها را از لانه بیرون آوردن و بفروشند، ما باید یک ایران را آگاه کنیم که این حیوانات خانگی نیستند و این کار انسانی نیست.ما بر می گردیم سر این نقطه که ما حواسمان به این نیست که طبیعت فقط می بخشد و می بخشد و ما ناشکری می کنیم و باید قدردان این طبیعت باشیم و به رشدش کمک کنیم.

گفت و گو با زوج کنشگر محیط زیست
پیامی برای مردم، نخبگان و فعالین شهرستان های ممسنی و رستم دارید؟
فرانک : کار بسیار سختی داریم نه تنها ایران حالش خوب نیست بلکه حال زمین در همه جا خوب نیست، باید خسته نشویم و ادامه بدیم و من مطمئنم که روزای خوشی در انتظار حافظان زمین خواهد بود.
آرمان: هر کسی هر کاری در این زمینه بلد است انجام بدهد، نمی توان چشم انتظار افراد باشیم  همین که بتوانیم حول محور خودمان یک سری حداکثرها را رعایت کنیم به عنوان مثال تفکیک زباله تا کارهای قابل دسترس باید گسترده تر شود و جامعه ی آماری فعال تری برای محیط زیست ایران داشته باشیم.
تریبون خبر نورآباد در اختیار شماست به عنوان آخرین صحبت و پایان گفت و گو بفرمایید؟
فرانک و آرمان: تنها راه آزادی آگاهی است. و از همه ی مردم عاجزانه درخواست می کنیم دست رفاقتشان را به سمت کتاب و طبیعت دراز کنند، و تا می توانند بخوانند که هرآن چه بخوانند کم خوانده اند و از آگاهی هایشان به نحو احسنت استفاده کنند تا بتونیم مردم را با لبخند بیشتری در شهر و روستا ببینیم.

گفت و گو با زوج کنشگر محیط زیست

گزارش و گفت و گو: اصغر پارسایی
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: