کد خبر: ۵۹۸۲
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۷
سرویس اجتماعی:
تصور می شود رضایت چندانی از شیوه و کیفیت مدیریت شهری توسط شهردار و اعضای شورا شهر بین شهروندان وجود نداشته باشد. بطور کلی نتیجه تمام عوامل همبسته فوق عبارت است از: ایجاد و تشدید منازعات اخیر میان اعضای شورا، عدم رعایت عدالت در ارائه خدمات شهری، دخالت در امور اجرایی شهرداری، انتخاب شهردار بر اساس ملاحظات خاص و در نهایت اعتراض نیروهای خدماتی شهرداری در کم بودن حقوق و مزایا می باشد. از آثار دیگر سوء مدیریت سازمانی این رویکرد می توان به كاناليزه شدن روابط گروهي يا جناحي، ایجاد رانت، سهم خواهی و منفعت طلبی فردی و گروهی و سیاست یک بام و دو هوا در مدیریت شهری نورآباد است. انتظار می رود با انتخاب رویکرد شهروند- شورا- شهردار نسبت به روشنگری شهروندان در مسائل شهری و حذف سیاست های عوام فریبانه و شبه دموکراتیک اقدام کرده و با تفکر خلاقانه و علمی، سازوکارهای جدید برای زیست مناسب مردم این شهر پیدا کنیم.
"خبر نورآباد"  سرویس اجتماعی:سید مصطفی حسینی دکتری جغرافیای سیاسی _ شهر را همیشه بمثابه یک قلمرو باید دید که فهم ما از آن کمک می گیرد تا جامعه ای که آن را بوجود آورده است را بهتر بشناسیم. با توجه به کانون های سکونتی ایلات، عشایر و روستاییان در شهرستان ممسنی می توان به شکل تاریخی و تکاملی شهر نورآباد ممسنی را در زمره شهر اقوام در دوران معاصر به حساب آورد به این معنی که نطفه آغازین شکل گیری این شهر شکل تکامل یافته ایلات، عشایر در قالب یکجانشینی می باشد. 

بر این اساس این شهر به سرعت تبدیل به مقاصد مهاجرتی با طیف های مختلف پیرامونی گشته تا جایی که رشد شتابان جمعیت با تسلط فرهنگ قومی و طایفه ای  موجب محدودیت های اجتماعی و حلقه ای از ناکارآمدی شهری را بوجود آورده و برونداد حکمروایی شهری را با آسیب ها و نارسایی های مواجه ساخته است. قوانین و مقررات شهری یکی از مهمترین نقاط اتصال بین مدیریت شهری و شهروندان قلمداد می شود. به تعبیر بهتر بازیگران اصلی مدیریت شهری در پرتو قوانین و مقررات شهری ضمن تعریف نقش خود و سایر اعضا می توانند شهروندان را در اداره اموری شهری مشارکت و مفهوم شهروندی را محقق سازند. با گذشت پنج دوره از شکل گیری شورای اسلامی شهر نورآباد ممسنی شاهد عملکرد نه چندان مطلوب شورای اسلامی بر اساس اهداف تعیین شده هستیم.

مهمترین سوالاتی که ممکن است در تصویر عینی و ذهنی شهروندان در ارتباط با موضوع چگونگی و شکل مدیریت شهری بوجود بیاید از این قبیل اند: 1- تا چه اندازه در طرح های توسعه شهری به مشارکت شهروندان به عنوان کسانی که تحت تاثیر نتایج طرح ها قرار می گیرند توجه شده است؟2- در طرح های توسعه شهری تا چه میزان به حق انتخاب شهروندان در زمینه پروژه ها و برنامه های تاثیر گذار توجه شده است؟ 3- آیا در طرح های توسعه شهری به مسائل و راه کارهای مقابله با فقر و محرومیت شهروندان تاکید شده است؟ 4- آیا امکان مخالفت و اظهار نظر در مورد طرح های توسعه و قوانین و مصوبات شهری به شهروندان داده شده است و ده ها سوال دیگر؟

اولین عامل ناکارآمدی مدیریت شهری(از دید نگارنده)، توزیع ناعادلانه قدرت میان نخبگان سیاسی است. با توجه به توزيع ناعادلانه قدرت ميان نخبگان سياسي در شهرستان، به دليل طایفه محوری و هویت جغرافیایی، مفهوم تکثرگرایی و بهره گیری از ظرفیت نیروهای کارشناس و متخصص در حوزه مدیریت شهری نورآباد وجو ندارد. این احساس هر چند امروزه به لحاظ صوری و شکلی تغییر پیدا کرده اند، اما به صورت معنایی تغییر پیدا نکرده اند و نمود عینی به خود نگرفته است. جهت صحت این ادعا می توان به سوابق و مدارک تحصیلی مجموعه مدیران شهری(تا همکنون) در این زمینه توجه کرد. دومین عامل، عدم آگاهی شهروندان از حقوق شهروندی و همچنین نا آشنایی با قوانین و مصوبات شهرداری است .

شایسته است که مردم راحتتر وضعیت و نیازمندی های شهر خودشان را تشخیص و آن را از مدیران شهری مطالبه کنند و مدیران شهری موظف اند مطالبات را بررسی و در صورت نیاز به مردم پاسخگو باشند. سومین عامل به عنوان حلقه مفقوده این مدخل، عدم ساماندهی فضای کالبدی شهری است. ساماندهی فضای کالبدی یک ضروریت اجتماعی و فرهنگی نیز می باشد. زیرا سطح یک شهر آینه تمام نمای محتوای یک شهر است که تصویر ذهنی و ادراکات محیطی شهروندان را در مورد کلیت شهرشان ایجاد می کند . بر این اساس بررسی نیازهای واقعی شهروندان و تناسب با طرح ها و مصواب شهرداری بعنوان تئوری های به روز در عرصه طراحی فضای شهری از ضروریتی است که تا الان کمتر در نظر گرفته شده است .
بررسی چرایی و چگونگی ضعف های مدیریت شهری در نورآباد ممسنی
چهارمین عامل، نوع مدیریت سازمانی در مجموعه مدیریت شهری است. به این معنی که حس مدیریت شهری به شکل سازمان یافته و مرتب در شهر نورآباد  ضعیف و رو به افول است و تصمیمات و مصوبات شورا- شهردار سلیقه ای و بدور از ملاک های علمی است در حالی که در تفکر برنامه ریری شهری در سطح بزرگ ما نیازمند بررسی همه جانبه و تحقیق و پژوهش هستیم تا بر اثر نتایج پژوهش های و تحقیق های انجام شده شروع به تصمیم گیری نماییم، به همین سبب پژوهش ضرورت اصلی در فرایند تصمیم گیری و تصمیم سازی در حوزه مدیریت شهری است.

مع الهذا تصور می شود رضایت چندانی از شیوه و کیفیت مدیریت شهری توسط شهردار و اعضای شورا شهر بین شهروندان وجود نداشته باشد. بطور کلی نتیجه تمام عوامل همبسته فوق عبارت است از: ایجاد و تشدید منازعات اخیر میان اعضای شورا، عدم رعایت عدالت در ارائه خدمات شهری، دخالت در امور اجرایی شهرداری، انتخاب شهردار بر اساس ملاحظات خاص و در نهایت اعتراض نیروهای خدماتی شهرداری در کم بودن حقوق و مزایا می باشد. از آثار دیگر سوء مدیریت سازمانی این رویکرد می توان به كاناليزه شدن روابط گروهي يا جناحي، ایجاد رانت، سهم خواهی و منفعت طلبی فردی و گروهی و سیاست یک بام و دو هوا در مدیریت شهری نورآباد است. انتظار می رود با  انتخاب رویکرد شهروند- شورا- شهردار نسبت به روشنگری شهروندان در مسائل شهری و حذف سیاست های عوام فریبانه و شبه دموکراتیک اقدام کرده و با تفکر خلاقانه و علمی، سازوکارهای جدید برای زیست  مناسب مردم این شهر پیدا کنیم.

    
در پایان مهمترین عوامل در ناکآرآمدی مدیریت شهری در سطح کلان  از این قبیل اند که انتظار می رود با اصلاح قوانین مدیریت شهری این عوامل مرتفع گردد :
-    ابهام در نوع و چونگی ارتباط اعضای شورا و شهردار و همچنین شهردار با سایر مدیریت شهری
-    مشخص نبودن جایگاه و صلاحیت شورا در نظام حقوقی و اجرایی کشور و عدم آشنایی کافی اعضای شورا با این قوانین
-    فقدان سنت های دموکراتیک و ضعف مشارکت مردی در بعد نظارتی و به چالش کشیدن اعضا شورا و شهردار جهت پیگری و درخواست مطالبات شهروندی
-    شکل گیری رقابت قدرتی بین مجموعه اعضای شورا و مجموعه مدیریتی شهری جهت سکوی پرتاب به سطوح فرادستی
-    تمرکزگرایی در تصویب قوانین و مقررات شهری بدون مشارکت و مشورت با متخصصین حوزه شهری
-    تسلط فرهنگ قوم گرایی و فرد محوری و موزاییک بودن بافت شهری در عرصه انتخابات شورای اسلامی شهر
-    انتخاب اعضا شورا بر اساس روابط خاص گرایی، عاطفی و عدم رعایت اصل شایسته سالاری
-    عدم تناسب بین تحصیلات و مدارک داوطلبین جهت ورود به شورا و واگذاری پست های سازمانی براساس عرف های اجتماعی
-    نبود تخصص، مهارت، تجربه و پختگی لازم بین اعضای شورا و عدم پاسخ به نگرانی ها و دلمشغولی ها از طریق انعطاف پذیری بوسیله شهرداران
-    نظارت ضعیف بر حسن اجرای قوانین، پروژهای عمرانی و معاملات اموال شهری و به طور کلی آنچه به عنوان سرمایه شهر تلقی می شود.
-    عدم شفافیت در تصویب بودجه شهرداری، تعیین عوارض، تعیین نرخ حمل و نقل شهری،آیین نامه شهرداری و ...
-    نبود نظارت کافی در کلیه دعاوی مربوط به اعضا شورا و شهردار و رفع اختلافات فی مابین برای احقاق حقوق شهروندی

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: