کد خبر: ۵۹۰۷
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۱:۲۱
تحلسل و یادداشت:
با احساس نبود و ضعف یک استراتژی مدون حاکمیت جهت کنترل کرونا به نظر می رسد اداره امور مملکت در این شرایط بحرانی نیازمند ساز و کار ویژه ای است که دارای ماهیت تصمیم گیری پایین به بالا، مشارکت پذیری، پاسخگویی و مسولیت پذیری است که به تعامل و هم افزایی عملکرد تمام نیرو های درگیر اعم از دولتی، محلی، خصوصی و مدنی جهت مقابله با این اپیدمی جانسوز منجر می شود.

"خبر نورآباد"  تحلسل و یادداشت:سید مصطفی حسینی دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی _ متهمی در دادگاه محکوم به مرگ می شود. قاضی دادگاه رو به متهم می کند و این حکم را قرائت می کند: در صبح زود یکی از هفته های آینده تو اعدام خواهی شد. اما اعدام به گونه ای خواهد بود که تو نمی توانی آن روز را پیش بینی کنی و به این ترتیب آن روز موقعی که از خواب بیدار می شوی شگفت زده خواهی شد. متهم بعد از مدتی با خوشحالی رو به هم سلولی خود می کند و می گوید قاضی نمی خواهد مرا اعدام کند.

 او این استدلال را این طور بیان می کند: قاضی در جمعه هفته آینده نمی خواهد مرا اعدام کند زیرا در شب پنجشنبه من می توانم اعدام فردا را پیش بینی کنم و حکم قاضی نقض می شود. قاضی نمی تواند مرا صبح پنجشنبه نیز اعدام کند چون من شب چهارشنبه می دانم که از دو صبح باقیمانده او مرا در صبح جمعه اعدام نمی کند و فقط صبح پنجشنبه باقی می ماند که دوباره چون من شب چهارشنبه می توانم صبح اعدام خود را پیش بینی کنم حکم قاضی نقض می شود. با همین استدلال روزهای دیگر هفته نیز امکان اعدام من و جود ندارد. اما متاسفانه در صبح چهارشنبه هفته آینده متهم اعدام می شود. با کمک این پارادوکس هم اکنون می توانیم به مطالعه و تجزیه و تحلیل مدل چگونگی و نحوه کنترل ویروس کرونا در سطح ملی بپردازیم.

دولت به عنوان نهاد قدرتمند و متولی در این وضعیت بحرانی و دهشتناک نیازمند یک قالب و چهارچوب فکری منسجم و سازمانی جهت مقابله با ویروس کرونا است.اما اینکه در این شرایط حساس که کوید 19 کلیت سیستم را نشانه رفته دولت و به تبع آن کارگزاران محلی با چه شیوه و ابزاری باید به مدیریت مطلوب شرایط پیش آمده بپردازند خود جای اختلاف نظر و بحث می باشد. متاسفانه باید اذعان کرد که موضوع کوید19 یک واقعیت انکار ناپذیر محلی است که با گذشت کمتر از یک هفته از شیوع آن به یک چالش در سطح ملی تبدیل شده و هر چه به جلوتر می آید اوضاع را پیچیده و مشکلات را دو چندان می کند. آنچه مسلم است این است که سیستم فعلی تا زمانی که به دنبال تصمیصم گیری و اداره کلیه امور ملی و محلی از یک مرکز به شکل یکسان می باشد توان نظارت و کنترل بر اوضاع را نخواهد داشت .

به عبارت دیگر نظام و شیوه ای که حاکمیت جهت کنترل اوضاع اتخاذ و اجرا می کند هیچ گونه کارآمدی لازم را در ارتباط با رفع مشکل ندارد بلکه تکرار مکرراتی است که هر لحظه این مشکل را مانند گلوله برفی بزرگ و بزرگتر می کند. حاکمیت باید بپذیرد که موضوع این اپیدمی جانسوز مربوط به تمام کشور و افراد مملکت است و کلیه استان ها، شهرستان ها، شهرها و حتی دهات ها را درگیر کرده و راه برون رفت از آن، سیستم بورکراتیک و سیستمی و دستوری از بالا به پایین نیست و می بایست با در نظر گرفتن اصل انتخاب شایسته گزینه ها، جهت مبارزه و کنترل اوضاع شدت انضباط را جهت به دست گرفتن اوضاع افزایش دهد. در این شرایط شکننده، تصمیمات سیاسی جهت کنترل اوضاع بدون در نظر گرفتن جنبه های کارشناسی آن پیامد های اجتماعی بسیار سنگینی را در پی خواهد داشت. ورود این مهمان شرقی خودخوانده به کشور حاوی درس هایی است که هر چه بیشتر ما را جهت فایق آمدن بر جبر جغرافیایی یاری می کند.

هر چند طی این سال ها ما نتوانسته ایم به اندازه کافی از این رخداد های به شدت جبر گرا( زلزله، سیل، خشکسالی، آنفلوآنزا و...) عبرت گرفته و بر بی تدبیر های خود فایق آییم. لذا با موازی سازی کردن نهادها و عملکرد آن ها جهت کیسه بکس کردن رقیب در این اوضاع نابسامان به آشفتگی هر بیشتر مراکز تصمیم گیری در مهار کرونا نایل آمده ایم. با پذیرفتن این اصل که کوید 19 تنها پدیده بیولوژیکی نمی باشد بلکه پدیده سیاسی اجتماعی است که پیامدهای امنیتی - سیاسی بسیاری را به دنبال دارد و بدون اعتماد دو سویه ملت حاکمیت و تکیه صرف بر فن آوری افزایش بحران های زیستی را به همراه خواهد داشت و توفیقات اندکی را جهت کنترل این ویروس به همراه دارد. بنابراین می توان گفت بازگشت به سمن ها و سازمان های مردم نهاد تا حدی می تواند این کمبود را جبران کند هر چند حذف این نهاد ها و نادیده انگاشتن نقش آنها در ساختار اجتماعی در این برهه زمانی حاکمیت و جامعه را در تقابل با این ویروس بی پناه گذاشته است.

به جرات می توان ادعا کرد که هیچ پدیده ای(حتی خشکسالی های اخیر) قادر نبود مجموعه ای از آنارشیسم ساختاری را مانند مراکز موازی تصمصم گیری، تنزل اعتماد عمومی، فقدان گفتمان ملی، مناقشات سیاسی و ... را به خوبی تا این حد آشکار سازد. یا به تعبیر حضرت حافظ: حالی درون پرده بسی فته می رود تا آن زمان که پرده برافتد چه ها کند. متاسفانه باید گفت آنچه به تلفات قابل توجه کرونا در کشور انجامیده است و می توان گفت مزمن تر از کوید 19 است ناکارامدی سیاست های حاکمیت در قبال شرایط بحران است تا جایی که شیوع این ویروس فلسفه وجودی و کلیت سیستم را هدف قرار گرفته است.

با احساس نبود و ضعف یک استراتژی مدون حاکمیت جهت کنترل کرونا به نظر می رسد اداره امور مملکت در این شرایط بحرانی نیازمند ساز و کار ویژه ای است که دارای ماهیت تصمیم گیری پایین به بالا، مشارکت پذیری، پاسخگویی و مسولیت پذیری است که به تعامل و هم افزایی عملکرد تمام نیرو های درگیر اعم از دولتی، محلی، خصوصی و مدنی جهت مقابله با این اپیدمی جانسوز منجر می شود. لاجرم هر چند تعابیر و مفاهیم بیان شده نمی تواند ایده ها و گزاره های مبنایی و مناسبی جهت آنالیز و چگونگی روند مقابله با این اپیدمی توضیح دهد اما بر همین مبنا بر اساس استدلا ل های ارائه شده جهت نظارت کنترل و مبارزه با این ویروس جهت سالم سازی افراد پیشنهاداتی ارائه می شود امید است با در نظر گرفتن جنبه های مثبت، کارگزاران جهت برطرف گردن تنگناها فایق آیند. به طور کلی اهم مشکلات موجود در ارتباط با نحوه نظارت و کنترل این ویروس از این جمله اند:

- کمبود مهارت و توانایی لازم پدآفندی جهت مدیریت در مقیاس محلی و ملی برای عبور از این بحران

- عدم اعتماد به مراکز تصمیم گیری در سطوح منطقه ای(استانداران) و لایه های پایین دستی از جمله فرمانداران و بخشداران

- نبود ضمانت های اجرایی در امر تصمیم گیری کارآمد در سطوح محلی(شهرستان ها)

- عدم تفویض اختیارات و تمهیدات لازم به فرمانداران و بخشداران جهت محاسبه و چگونگی مبارزه با این اپیدمی

- بی میلی نسبت به وظایف و بی توجهی شهروندان به رعایت اصول بهداشت فردی و جمعی در این برهه زمانی

- سوء استفاده افراد ذی نفوذ از موقعیت بدست آمده جهت احتکار اقلام بهداشتی و مورد نیاز و به دست آوردن سود بیشتر و نبود نظارت کافی در این زمینه

- عدم مسئولیت پذیری و پاسخگویی لحظه به لحظه و شفاف توسط کارگزاران مسئول به شهروندان در ارتباط با راه های مقابله با شیوع این بیماری

- کم توجهی و بی توجهی کارگزاران به تخصصی بودن در امر مدیریت و نظارت و کنترل بر شیوع این اپیدمی

- عدم اعتماد مردم به مسئولین نسبت به اعلام آمار های رسمی

- تردید در تصمیم جهت قرنطینگی و فقدان یک استراتژژی مشخص در این زمینه

- فقدان گفتگوی ملی و نقصان سازمان دهی اجتماعی

در آخر مناسب است جهت بر طرف کردن این کاستی ها به این تمهیدات توجه کنیم:

- برنامه ریزی در خصوص مشارکت مردم با موافقت دستگاه های زیربط

- اقدام در خصوص تشکیل انجمن ها و نهاد های اجتماعی، امدادی و ...

- وضع مقررات ایجاد و اداره میدان های خرید و فوش مایحتاج عمومی

- افزایش ضمانت اجرایی جهت مصوبات شورای اداری در همه لایه ها جهت مقابله با این بیماری

- کمک از بخش خصوصی، مردم نهاد و همچنین خیرین جهت کمک به کنترل اوضاع در این شرایط حساس

- افزایش اعتماد مردم به کارگزاران محلی (فرمانداران، بخشداران و دهیاران) جهت ارائه آمار درست و واقعی

- افرایش آگاهی بخشی و آموزش به شهروندان در ارتباط با چگونگی مقابله با این اپیدمی

- وضع مقررات بر آمد و شد و تردد در میادین و امکان عمومی

- بررسی و شناخت کمبودها، نیازها و همکاری مردم با مسئولان اجرایی در این زمینه

- دعوت از نخبگان و متخصصین امر جهت ارائه پیشنهاد به شورای استان ها و مسئولان اجرایی شهرستان ها و کمیته های برنامه ریزی

- بررسی پیشنهادات و ارجاع آن ها به مقامات اجرایی و اعلام نارسایی و اشکالات نهادها و سازمان های اجرایی

چشمم آن روز مبیناد که خاموش در این ساز تو بینم

کرونا و ناکارآمدی مدیریت بحران در ایران


مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: