کد خبر: ۵۰۷۷
تاریخ انتشار: ۰۲ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۶
یادداشت:
بصير پسر نوجوان افغانستاني پسري بود كه مدتهاست با خانواده ي آقاي احمدي كه بازنشسته شده و خدا را شكر به روستايشان برگشته و آرامش روستايشان را به هياهوي شهر ترجيح داده است زندگي ميكند.
"خبر نورآباد" یادداشت:براي كاري به روستاي رودكي رفته بودم،مهمان آقاي عبدالله احمدي شدم که درحين صحبت متوجه حضور پسرنوجواني در منزل شدم كه مانند فرزندان خانواده دركنار مادر این خانواده نشسته بود.

وقتي خوب دقت كردم متوجه شدم كه قيافه اش به ايراني ها نميخورد، آری شاید به نظر فضولی باشد اما برايم بسيار جالب بود چرا که تفاوت چهره بسیار بود به گونه ای که چهره این نوجوان حتی به ایرانی ها هم نمیخورد و به دنبال جواب، ماجرا را پرسيدم و پاسخ جالبي شنيدم:

بصير پسر نوجوان افغانستاني پسري بود كه مدتهاست با خانواده ي آقاي احمدي كه بازنشسته شده و خدا را شكر به روستايشان برگشته و آرامش روستايشان را به هياهوي شهر ترجيح داده است زندگي ميكند.

از علاقه ي طرفين بهم پرسيدم ، پدر و مادر خانواده اورا مانند فرزند خود دانسته و بصير هم اذعان داشت كه با پدر و مادرش تفاوتي ندارد و آنها رابه همان اندازه دوست ميداشت.

ماجرا آنجايي جالب ميشود كه طبق گفته ي آقاي احمدي علاقه ي او و همسر و دخترانش به بصير به گونه اي است كه حتي تك پسر خانواده گويا به بصير حسادت ميكند.

راستش اين ماجرا مرا بيش از حد تحت تاثير قرار داد و فقط آنچه مرا آزرد بي سوادي پسر افغان و مدرسه نرفتن او بود.

البته آقاي احمدي قول دادند كه با تهيه ي كتب مقطع دبستان شبانه هم كه شده بصير را باسواد كند.
بصیرت معلم نورابادی و سرگذشت بصیر افغانستانی
لقمان ايزدي
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: