کد خبر: ۵۰۶۷
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۳:۳۹
سرویس اجتماعی:
بزرگ‌ مرد عرصه تعلیم و تربیت، استاد نادر جمشیدی از اولین معلمانی بود که آموزش‌ و پرورش را در قالب کلاس‌های غیررسمی، یعنی قبل از تأسیس آموزش‌ و پرورش مدرن و دولتی در منطقه رستم آغاز کرد. این چهره ماندگار عرصه آموزش اولین معلمی بودند که به‌ صورت داوطلبانه رسالت آموزش‌ و پرورش را قبل از تأسیس آموزش‌ و پرورش مدرن در شهرستان ممسنی شروع کرد.در حقیقت می‌توان گفت بسیاری از نام‌آوران شاخص و تأثیرگذار شهرستان ممسنی و رستم در عرصه‌های مختلف علمی و اجرایی در روزگار ما وام‌دار بزرگ‌منشی، دانش، تجربیات و فداکاری‌های این استاد بزرگ عرصه آموزش و تربیت می‌باشند.

"خبر نورآباد"  سرویس اجتماعی:بزرگ‌ مرد عرصه تعلیم و تربیت، استاد نادر جمشیدی از اولین معلمانی بود که آموزش‌ و پرورش را در قالب کلاس‌های غیررسمی، یعنی قبل از تأسیس آموزش‌ و پرورش مدرن و دولتی در منطقه رستم آغاز کرد. این چهره ماندگار عرصه آموزش اولین معلمی بودند که به‌ صورت داوطلبانه رسالت آموزش‌ و پرورش را قبل از تأسیس آموزش‌ و پرورش مدرن در شهرستان ممسنی شروع کرد.

در حقیقت می‌توان گفت بسیاری از نام‌آوران شاخص و تأثیرگذار شهرستان ممسنی و رستم در عرصه‌های مختلف علمی و اجرایی در روزگار ما وام‌دار بزرگ‌منشی، دانش، تجربیات و فداکاری‌های این استاد بزرگ عرصه آموزش و تربیت می‌باشند.

استاد نادر جمشید در حدود سال 30-1328 و بعد از مراجعت از ادامه تحصیل در شهر کازرون با تأسیس اولین کلاس غیر رسمی در منطقه رستم، برنامه آموزش خود را شروع کرد که درنهایت بعد از تأسیس مدارس عشایری در 1336، ایشان اولین معلم منطقه رستم بوده‌اند که فعالیت آموزشی خود را با جدیت بیشتری و با حمایت مدیرکل فقید تعلیمات عشایری استاد بهمن بیگی ادامه دادند.

به یاد اولین آموزگار رستم استاد
همچنین وی به‌رعنوان اولین راهنمایان تعلیماتی شهرستان ممسنی(ممسنی و رستم فعلی) انتخاب گردید. راهنمایان تعلیماتی از میان معلمان توانایی که دست‌کم شش سال سابقه‌ی آموزشی درخشان داشتند، دست‌چین می‌شدند. چنین افتخاری نصیب هرکسی نمیشد. انتخاب آن‏ها با طول سنوات خدمت، نوع تصدیق‌ها و مدارک ارتباط نداشت. فقط کسانی به این مقام شاخص و برجسته می‌رسیدند که آتشی پرفروغ در سینه جهت نشر علم و دانش داشتند و می‌توانستند این آتش را در سینه‌ی فرزندان برومند ایل خود نیز برافروزند.

این راهنمایان تعلیماتی شب و روز نداشتند. تعطیلات عید و عزا و تابستان و زمستان نمی‌شناختند. پیوسته در سفر بودند؛ دبستان‌هارا بازدید میکردند؛کودکان را می‌آزمودند و مورد ارزیابی قرار می‌دادند. خلق‌ و خوی آموزگاران را درمی‌یافتند. به رفتار و رویه‌ی آنان پی می‌بردند و گزارش سفرهای خود را به شیراز می‌آوردند و در دانشسرای عشایری در حضور مدیرکل فقید تعلیمات عشایری، استاد بهمن بیگی قرائت میکردند.

استاد جمشیدی در خاطرات شفاهی خود عنوان میکرد که در برخی مواقع بیش از سه هفته طول می‌کشید تا با پای پیاده مدارس عشایری را بازدید نماید که درنهایت پس از توفیق‌های چشمگیر این راهنمایان فداکار و اهتمام بی‌مانند استاد بهمن بیگی در اختصاص بودجه موردنیاز، آن‌ها موظف شدند که هر یک با خودرو و راننده‏ سازمانی ، سه هفته از ماه را در حوزه‌های کاری خود به سر برده و هفته ‏ چهارم را به شیراز-مرکز تعلیمات عشایری مراجعه و نتیجه کار خود را در قالب یک گزارش آموزشی به مدیرکل وقت تعلیمات عشایری ارائه دهند که این دیدار کاری و برگزاری جلسه شورای آموزشی تأثیر زیادی در جهت ارتقای کارآمدی و اثربخشی و درنهایت بهره‌وری تعلیمات عشایری داشته است.

به یاد اولین آموزگار رستم استاد

ایشان در خاطره‌ای دیگری از زمان راهنمای تعلیماتی عنوان میکند که" به یکی از روستاهای دورافتاده ممسنی( رفته بودم و دیدم که مردم روستا بسیار ناراحت و زنان در حال زاری هستند وقتی دلیلش را پرسیدم از طرف مردم روستا عنوان گردید که کل مایحتاج آنان اعم از گندم و حتی بلوط‌ها توسط سارقان گروهی که در آن موقع متداول بود، به یغما برده شده است". ایشان با توجه به وضعیت اضطراری روستا با هزینه خود و به ‌ناچار اختصاص مقداری از جیره دانش‌آموزی مبادرت به کمک به مردم روستا می‌نماید. تا اینکه ایشان با مراجعه به شیراز در حضور مدیرکل فقید استاد بهمن بیگی، جناب شهبازی و چند تن دیگر این‌گونه داستان را مطرح می‌نماید:" که جناب بهمن بیگی من به‌ناچار مرتکب خلافی گردیده‌ام... که استاد بهمن بیگی با توجه به انتظاراتی که از راهنمایان تعلیماتی داشت با ناراحتی می‌گوید " نادر تو و خلاف"؟ ایشان می‌گویند بله من خلاف نموده‌ام و به اینجا آمده‌ام تا خلاف خود را عنوان نمایم ...واقعیت این است که به دلیل ناکافی بودن کمک خود، جیره دانش‌آموزی را به دلیل ناچاری و درماندگی مردم روستا به آنان نیز اختصاص داده‌ام... که بعد از شنیدن کل شرح واقعه .... ناگهان اشک در چشمان این مرد بزرگ جاری می‌گردد و دست استاد جمشیدی را می‌گیرند و به پشت پنجره می‌برد و با نشان دادن جریان زندگی مردم در حال گذر از خیابان می‌گویند که:" ببین این مردم چگونه از این مملکت استفاده می‌نمایند... ...من به اینجا آمده‌ام که به درد و رنج بچه‌ها و مردم عشایر پایان دهم و یا لا اقل آن را تقلیل دهم ... آنان را باسواد نمایم و چهارتا بچه عشایر را به‌جایی برسانم تا آنان بتوانند گلیم خود را در آینده از آب بکشند ..... آری نادر جان توکار خوبی انجام داده‌ای..." درنهایت استاد بهمن بیگی نیز در جهت ساماندهی وضعیت معیشت روستا دستور می‌دهند که مایحتاج اصلی مردم تهیه و روزی ده ریال نیز به هر عضو خانوار روستا کمک گردد تا مردم این روستا بتوانند زمستان را بگذرانند و از طریق این کمک اختصاصی مایحتاج اولیه خود را تأمین نمایند.

به یاد اولین آموزگار رستم استاد

به‌عنوان نگارنده این مقال که به دنبال ثبت خاطرات زندگی این معلم بزرگ بودم به‌محض مراجعه به شهرستان پای صحبت‌ها و خاطرات ارزشمند ایشان درزمینهٔ آغاز آموزش مدرن در شهرستان می‌نشستم تا بتوانم خاطرات این مرد بزرگ را به نسل‌های بعدی انتقال دهم اما متأسفانه چه زود دیر شد و این کار بزرگ به دلایلی که در این مقال نمی‌گنجد محقق نگردید.

استاد نادر جمشیدی بابی ادعایی تمام معلمی بودند مردمی و فداکار که فرزند برومند خاک بود و در تاریخ 10/12/1396 هم‌سفر خاک گردیدند و روح در نقاب خاک کشیدند.

آری ما هر چه داریم به برکت فراگرفتن واژه‌های عشقی است که همچون مروارید، در صدف کلام عالمانه معلمانی- معلم و بسان استاد بزرگ بهمن بیگی و استاد نادر جمشیدی تجلی‌یافته است و چه خوب می‌دانیم که میراث استاد نادر جمشیدی؛ فداکاری، آموزش، آگاهی و بیداری است که شاگردان و فرزندان سرافراز ایشان ، این خصوصیات انسانی را نسل به نسل و با یاد استاد زنده نگه خواهند داشت و چه خوب سعدی گفته است:

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند_ روحشان شاد و یادشان گرامی باد_امیرنظام براتی

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: