کد خبر: ۴۵۲۹
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۵
یادداشت:
معجزه هزاره سوم ۸ سال رئیس جمهور این کشور بود،یعنی بیشتر از دو برابر امیر کبیر،اون وقت صرف نظر از مثنوی هفتاد من اختلاسات و اختلافات و اختلالات و اشتباهات و...بفرما کدامیک از اقدامات تاریخی ایشان برای نسل های آینده به یادگار باقیست که شما را در توهم چنین قیاس خنده آوری انداخته؟
"خبر نورآباد"  یادداشت:مصطفی زارع خفری_جناب کامران دانشجو وزیر اسبق علوم در دولت فخیمه ی محمود احمدی نژاد اظهار فرموده اند(نگذاشتند احمدی نژاد امیر کبیر دوم شود!)
عجب،یحتمل مطابق فرمایشات نامبرده،دانشگاه ایرانیان هم دارالفنون قرار بوده باشد و وطن امروز هم وقایع اتفاقیه،؟!آدم نمی داند درباره ی بعضی از چیزهابی که می شوند،سرش را به کدامین میز و در و دیوار و نرده و حفاظ فولادی بکوبد،!؟آخه بی انصاف،یعنی در کل تاریخ گًل و گشادِ این مملکت،کَسِ دیگری نبوده که پدیده ی هزاره سوم را با او مقایسه بکنی تا امیر کبیر،؟
جان من بفرما بر مبنای کدام وجه تشابه؟نه خداییش یک مورد بگو،من از این هپروت بیام بیرون؟آقای دانشمند!امیر کبیر،تنها<سه سال و سه ماه>صدر اعظم ایران بود،الان بیشتر از ۱۵۰ سال از آن ۳ سال گذشته،اما نام امیر کبیر به واسطه ی اقدامات تاریخی اش اعم از تاسیس دارالفنون(آموزش اصول علمی جدید و دانش های مهندسی،پزشکی و فنون به جوانان)،انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه،رسیدگی به وضع مالیه(کاهش حقوق شاه،جلوگیری از رشوه و،،،)حذف القاب و عناوین درباریان،اصلاحات اجتماعی(جلوگیری از قمه کشی و لوطی بازی)،ایجاد قراولخانه(توسعه امنیت شهری)،اصلاح وضع چاپارخانه دولتی(توسعه حمل و نقل)سر و سامان دادن به ارتش،اصلاحات مذهبی(خاموش کردن شورش سالار)،توسعه سیاست خارجی(تربیت کادر برای وزارت خارجه،تاسیس سفارتخانه در لندن و سن پطرزبورگ و...)و،،،>در همان سه سال،به نیکی بر سر زبان و در اذهان این ملت است.
معجزه هزاره سوم ۸ سال رئیس جمهور این کشور بود،یعنی بیشتر از دو برابر امیر کبیر،اون وقت صرف نظر از مثنوی هفتاد من اختلاسات و اختلافات و اختلالات و اشتباهات و...بفرما کدامیک از اقدامات تاریخی ایشان برای نسل های آینده به یادگار باقیست که شما را در توهم چنین قیاس خنده آوری انداخته؟
موندم اگر مولانا این ابیات را برای این موقعیت ها به یادگار نمی گذاشت؛چه الفاظی می بایست به یک چنین اظهار وجودهایی حوالت داد:
از قیاسش خنده آمد خلق را
کو چو خود پنداشت صاحب دلق را
جمله عالم زین سبب گمرا شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
این ندانستند ایشان از عمی
هست فرقی در میان بی منتهی
هر دو کون زنبور،خوردند از محل
لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
هر دو گون آهو،گیا خوردند و آب
زین یکی سر گین شد و زان مشک ناب
هر دو نی خوردند از یک آب خور
این یکی خالی و آن پر از شکر
صد هزاران این چنین اشباه بین
فرقشان هفتاد ساله راه بین
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: