کد خبر: ۴۴۳۹
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۲
سرویس اجتماعی:
بازسازی مدرن الگوهای سنتی، طایفه را برای فرد مقدس میکند و نیروهای قدرتمند طایفه از دل یک بازی خطرناک متولد می شوند که هرگفتمانی بجز آنچه در طایفه بازسازی شده است به نوعی تهاجم به قبیله درک میشود واین را توهین به مقدسات طایفه خود استنباط می کند و به سادگی خشم متولد می شود تا عمیقترین داستانها ، عقاید،باورها و ارزشهای طایفه را تحریک به زاده شدن نماید.
"خبر نورآباد"  سرویس اجتماعی:"هدف ما پیروزی در بحث هاست یا بهبود شرایط زندگی"_ طایفه گرایی منفی نوعی دسته بندی سیاسی برخاسته از آرشیو  مولد جوامع سنتی و بدوی ست که علاقه ذاتی فرد را در مسیر توسعه محیط،امنیت و آسودگی ذهنی و جسمی در ساختاری بسته و خطرناک و بدور از رفتارهای مدنی و انسان گرایانه به بازی می گیرد و حدود  تاثیر خود را در بستر قوانینی ثابت ،خلاقانه و نشات گرفته از داستان های فسیل شده از تعارضات قدیمی به جامعه تحمیل می نماید.
رقابت بر سر دستیابی به منابع ، شخصیت و جایگاه  اجتماعی،قدرت و اطلاعات می تواند ذینفعان یک محیط اجتماعی را روبروی  هم قرار دهد.
طایفه گرایی منفی چاله های ذهنی خطرناکی را برای مردم تنظیم می کند .
هرگاه یک طایفه در دستیابی به منابع،جایگاه اجتماعی،قدرت و اطلاعات احساس خطر کند به سرعت و بصورت شتاب زده و تهاجمی وارد چاله های ذهنی اتیک دار و مختص خود می شود و تعارضات را در تمامی زوایای اجتماعی با حساسیت و ریز بینی تمام و کمال به تعاملات محیطی افراد طایفه خود تحمیل می نماید.
طایفه گرایی منفی ذهن را درگیر مینماید و شخص را وارد  تله های ذهنی قدرتمند می نماید و باعث می شود فرد ضد دیگران شود.
در شکل گیری این روند، طایفه اقدام به ابداع روش های نو و خلاقانه برای برتری جویی می کند و در مسیر تفسیر روشهای خود ابتدا ذهن افراد وارد این پاسخ قطعی می شود که دیدگاه و رویکرد و عمل طایفه من قانونی و درست تر است و اولین عضو تاثیر پذیر فرد پس از ذهنش ،عضو مسئول شنیدن یا همان گوش فرد است که به حکم این تفکر در برابر طرف مقابل ناشنوا  می شود و تنها در مسیر مبارزه جویی خود را روز بروز قویتر می کند.
و این گونه است که مجموعه ای قدرتمند ،مولد و پویا از احساسات برای اعضا یک طایفه ترتیب داده می شود تا فرد روز به روز خود را به ذهنیت های قبیله ای وابسته تر کند.
طایفه گرایی منفی در تضادهای ساختارمند خود افراد را دچار سردرگمی و سرگیجه  می نماید که روز به روز افراد را از اهداف وسیع تر در زندگی دور می کند.
به راستی هدف ما پیروزی در بحث هاست یا بهبود شرایط زندگی و رسیدن به رفاه اجتماعی؟

در ساختار های ذهنی و الگو های سنتی جامعه ، سهم بندی ها مشخص می شوند و حدود و مرزها تقسیم می شوند و تثبیت می شوند.
بدین گونه فرد به صورت مجدد در قالب وضعیت جغرافیای توسعه یافته تر و خارج از محیط سنتی طایفه به سمت باز سازی الگو های سنتی در رفتار می رود و فرد تنها باز سازی کننده و احیاگر الگو های پنهان در میراث منسوخ قبیله خود می باشد.
بنابراین فرد خود را در اجبار ذهنی بسیار قدرتمند حس میکند که باید گذشته را تکرار کند و در این تکرار گذشته همواره با الگوهای هدایت شده ، در دسترس ،منبع دار و تجربه شده در ایجاد تخریب طرف مقابل روبرو می شود که به سادگی می تواند با اعمال خلاقیت ،گونه های نو برای تخریب طایفه مقابل ایجاد نماید و بصورت مداوم در ذهنش تکرار می شود که موقعیت من اگر اشتباه هم باشد تغییر نخواهد کرد.
با این نیروی ذهنی قدرتمند و اجباری شخص خود را در موقعیتی تدافعی –تهاجمی حس میکند و براحتی به نفع سناریوی قبیله خود برای خود دشمن تراشی می کند.
این الگوهای رفتاری پویا و احیا شده بر اساس الگوهای سنتی و جامانده در باطن ،ذهنیت و آرشیو زندگی قبیله ای در گام بعد، خود را به یک بازی بسیار خطرناک تبدیل میکند و دیو هفت سر متولد می شود که همواره یک قانون ثابت دارد:
مشارکت و تعامل ممنوع و تخطی از این قانون خیانت به طایفه است و چه کسی ست که مجازات شدگان طوایف را در جغرافیای زندگی خود نشناسد.
بازسازی مدرن الگوهای سنتی، طایفه را برای فرد مقدس میکند و نیروهای قدرتمند طایفه از دل یک بازی خطرناک متولد می شوند که هرگفتمانی بجز آنچه در طایفه بازسازی شده است به نوعی تهاجم به قبیله درک میشود واین را توهین به مقدسات طایفه خود استنباط می کند و به سادگی خشم متولد می شود تا عمیقترین داستانها ، عقاید،باورها و ارزشهای طایفه را تحریک به زاده شدن نماید.
برخی سرسفیدان و جوانان راهبر در سیاست یک طایفه در پس این تحریکات به راویان سیاسی ، داستان سراهای قدرتمند در ساختن و ابداع شکایات فسیل شده برعلیه طایفه مقابل  تبدیل می شوند و بدین شکل گذشته ی سیاسی طایفه در روایتی معاصر بیان ،تفسیر و تعبیر می شود و بازی طراحی میکند تا اولین اعضا و پیروان خود را از بین برخی روشنفکران سست عنصر و دارای ویژگی های خاص در پذیرش دستور و تبعیت و اطاعت انتخاب کند و هرم تضاد انسانی بدین گونه در هر طایفه باز سازی می شود.
در در گیری های طایفه ای چه حقیقی چه مجازی مردم در شکل واحد خود بعنوان یک شهر یا شهرستان متشکل از چند طایفه ، این درگیری ها را زشت و ناصحیح درک می کنند و در طوفان های فکری جامعه جای خالی گوش های شنوا ،یادگیری متقابل و تعامل و درک مشترک در جهت فرار از بحث های فرسایشی و مجادلات سیاسی داد زده می شود و خواست عمومی در هنگام حاکمیت تفکر صحیح و منطقی حرکت به سمت اهداف کلان و تلاش برای توسعه و رفاه و بهبود شرایط زندگی را می طلبد که این پدیده نیز به سبب حاکمیت طایفه ای در الگوهای مدیریتی گذشته ،سعی در هضم انتخاب های منطقی و جدید مردم می نماید.
بنابراین ایجاد بستر های آموزشی برای آحاد جامعه بویژه دانش اموزان ، اتحاد طوایف،مطالبه گری صحیح از عناصر مدیریتی عام،تقویت اعتماد متقابل بین مردم و مدیریت های قانونی،سیاسی،اجرایی و فرهنگی ،خروج از بحث های تعمدی برای فرسوده ساختن توان ذهنی مردم در بازی های طایفه ای و حرکت به سمت بهبود شرایط زندگی و عدم اکتفا به وضعیت های موقتی و دل خوش کننده ، ترویج فرهنگ قدردانی و تشکر درجامعه،شایسته پروری،شایسته گزینی و شایسته سالاری در تمامی عرصه های فرهنگی،سیاسی و اجتماعی،صیانت از نخبگان بومی و بهره برداری صحیح از پتانسل های انسانی،تقویت مشارکت های مردمی و مدیریت نظرات و مشاوره های مردمی بشکل ستادی و ...در مدیریت یک جغرافیای انسانی می تواند راه گشای بسیاری از تاثیرات و زخم های ناشی از طایفه گرایی منفی باشد.
نویسنده:علی غلامی-کارشناس ارشدمدیریت منابع انسانی
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: