قیام 15 خرداد نقطه عطفی در کارنامه انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود      
کد خبر: ۴۲۷۳
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۱:۲۸
یادداشت:
جناب دکتر سالها بر سفره ما نشستی و از نمک سفره ی کوچک ما بهره ها بردی ، بهره بردی تا سفره ی ما کوچک تر شود و سفره ی شما و امثال شما بزرگ و بزرگتر اما بازهم این مردم دلی به وسعت دریا دارند اما شما کمی به خود بیایید و بنگرید به احوال خود ، ببینید چه کرده اید با محبت این مردم حال انها را وحشی میخوانی و خود را مستحق دریافت حق توحش میدانی.
"خبر نورآباد" – یادداشت:انقلاب کردیم که آمریکایی ها حق توحش ازما نگیرند،انقلاب کردیم؛!!! اما گویی هنوز هم هستند کسانی که ازما حق توحش می گیرند....
بزرگان بهترمیدانند که حق توحشی که زمان شاه آمریکایی ها از ما میگرفتند چه بود؟
نمیخواهم دراین باره مطلبی ارایه کنم لیکن برای درک بهتر مطلبم فقط اشاره ای به آن خواهم داشت:
در زمان حکومت پهلوی  آمریکایی هایی که بعنوان مستشار درایران بودند به بهانه ای که آنرا وحشی بودن ما میخواندند از دولت حق توحش میگرفتند واین بدترین تحقیر برای ملتی بود که قرن ها پیش از آنکه ایالتهای آمریکا سر از زیر آب بیرون بیاورند بزرگترین حکومت تاریخ جهان را با سلطه ی بر بیش از 44 درصد جهان دارا بودند.
بگذریم...انقلاب کردیم و از دست حق توحش های آمریکاییان نجات یافتیم و یاد دارم هروقت می خواستم از انقلاب دفاع کرده و حکومت پهلوی را نفی کنم بهمین حق توحش ها اشاره میکردم.
اما چند روز پیش یکی از دوستانم مطلبی را بیان کردند که از صمیم قلب ناراحت و پریشان خاطرم کرد.
دوستم گفت: برادرم دریکی از رشته های پزشکی در تهران مشغول کار است و ادامه داد که برادرم تعریف میکرد:در یکی از سمینارها در تهران ، بایکی از همکاران آشنا شدم که میگفت: در شهر نورآباد مطب  دارد و البته  اهل نوراباد هم نبود و نمیدانست بنده خود اهل نورآبادم با من به گفت و گو نشست و اظهار داشت که در نورآباد ممسنی که ازتوابع استان فارس است مطب رادیولوژی دارد و از کار و کاسبی و میزان درآمدش میگفت و گفت و گویمان به همین ترتیب ادامه پیداکرد و هنوز وقت بمن نرسیده بود و اصلا بحثمان بجایی نرسید که به او  بفهمانم که خود اهل نورآبادم و پزشک مورد نظر درحین صحبتشان به ناگاه خنده کنان مطلبی را ذکر کرد که به یک دفعه دگرگونم کرد.
مطلبی که به محض شنیدنش در آن واحد نورآباد را  ایران زمان طاغوت دیدم  و آن رادیولوژیست را مستشار آمریکایی.
او که همچنان خنده برلب داشت و گویی لطیفه ای خنده دار برزبان جاری میکند از فرهنگ مردم ممسنی سخن به میان آورد و  گفت با توجه به فرهنگ آن شهرستان بنده و همکارانم کار بسیار دشواری درآن شهر داریم و به همین علت در کنار دستمزدمان حق توحش هم باید بگیریم.
راستش وقتی خودم این جمله را از زبان دوستم شنیدم آنقدر دگرگون شدم که یادم نیست دیگر چه گفت، فقط یادم هست که برای اطمینان پرسیدم کدام دکتر این حرف را زده بود؟؟ گفت دکتر...... گفتم همانی که در کوچه ی ...... مطب داشته؟ و دوستم تایید کرد.
آنروز خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم حداقل، مطلبی بنویسم و مردم را از این نیت نادرست آگاه سازم.اما باز هم سعی کردم بر حال دگرگون شده ی خود غلبه کنم که مطلبی ننویسم که خدای ناکرده این دکتری که سالهاست از سفره ی همین مردم بقول او وحشی نان میخورد مورد خشم این مردم سرشار از غیرت قرارگیرد.
اما راستش بعداز یکی دو هفته نتوانستم با غرورم کنار بیایم و گفتم با درمیان گذاشتن این درد دل با همشهریانم کمی آرام شوم و این شد که این متن را نوشتم.

اما سخنی دارم با جناب دکتر:
جناب دکتر بنظرتان آیا ما واقعا وحشی هستیم که شما و دوستانتان از ما حق توحش میگیرید؟
جناب دکتر بله ما وحشی هستیم و همانی هستیم که شما سالهاست از شهری دیگر آمده اید و بر خان پر نعمت ما نشسته اید و حال که بار خود بسته اید بفکر حق توحش افتاده اید.

جناب دکتر ما متوحشیم؛ بله با همانی هستیم که سرجان ملکم اولین وزیر مختارانگلیس درایران میگوید:گذر من از سرزمین ممسنی همراهان مرا برآن داشت تا آنچه را که از شجاعت این مردم به آنان گفته بودم باور کنند. اینان مرگ در خانه را ذلت و کشته شدن درجنگ را عزت میدانند البته ایشان زمانی این مطلب را گفته بودند که جنگجویی عزت بود و همین جنگجویان بودند که به گواه تاریخ اولین کسانی بودند که درمقابل اسکندر مقاومت سرسختانه ای از خودنشان دادند و ازاصلی ترین علل جلوگیری ازپیشرفت اسکندرمقدونی در شرق نیز همین مردم (ممسنی)بودند.

بله جناب دکتر ما وحشی هستیم ، یعنی همانهایی که دومین وزیر مختار ، درقرن 12مارا  قریب به 12هزار خانوار میداند و میگوید که این مردم قبلا شهرنشین بوده اند و اکنون چادرنشین شده اند که اگر به گفته ی میرزافتاح خان گرمارودی در کتاب سفرنامه ی ممسنی رجوع کنید دلیل چادر نشینی ممسنی ها را پس از سالها تمدن میفهمید!!!!

میرزا فتاح در همان کتاب میفرماید: "بحق خدا حاکم فارس چنان ظلمی برمردم آن سرزمین (ممسنی) روا داشته بود که هر5نفر به اندازه ی 2 ریال لباس بر تن نداشتند و همه از ترس مامورین مالیات به کوه پناه برده بودند و غذایشان تماما نان بلوط بود"

پس بدان که اگر ظلم بی امان حاکمان ستمگر قجری نبود تمدن لرها و ممسنی ها حتما جنابتان را شگفت زده میکرد!!!اما افسوس که خیانت ابراهیم خان کلانتر دروازه های شیراز را به روی قجرهای ستمگر گشود تا زیباترین و دلیرترین خان لر (یعنی لطفعلی خان) که نویسندگان درزیبایی خورشید و در دلیری چون شیری در بیشه می خوانندش پس ازرشادتهای فراوان به چنگال آقا محمدخان ظالم گرفتارآید  که لرها تمدن را ازدست دهند  تا شما حق توحش را بدست آورید.

بله جناب دکتر ما وحشی هستیم اما با همین توحش شهرستان اول درداشتن دانشجو نسبت به کل جمعیتم و تهران پس از ما درجایگاه دوم است.

جناب دکتر شاید وحشی باشیم اما تا سه سال پیش 10درصد مدیران کل دادگستری کشور اهل همین شهرستان بودند البته زمان حال را نمیدانم شاید اکنون نیز وضعیت بهتری داشته باشیم.

جناب دکتر شاید وحشی باشیم اما به اطمینان میگویم که بیشترین تعداد قاضی و حقوقدان نسبت به جمعیتمان را داراهستیم.

جناب دکتر با همین توحشمان میزان قبولی درکنکورمان را بنگر تا بیشتر به توحشمان را پی ببرید.

جناب دکتر باهمین توحشمان کم نداریم مدیرانی که در سه استان فارس و بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد خدمت رسان مردمند.

جناب دکتر اینجا دیار آریوبزن ها و سورناها و دلیران و غیورمردانی ست که درمقابل هزاران هزار لشکر می ایستادند

جناب دکتراینجا دیار غیورمردانیست که مردانه در مقابل بعثیان ایستادند
اینجا دیار مدافعانیست که با رشادت درمقابل وهابیون داعش قدعلم کردند تا حرمینشان را حافظ باشند.

اینجا ممسنی هست دیار قوم بزرگ مماسن که ریشه در تاریخ دارند.
جناب دکتر رفتار شما پس از کسب درآمدهای سرشار در این دیار نشانه ی قدرنشناسی و شخصیت شماست.
جناب دکتر این دیار، محروم است، اما مردمش عزت نفسی دارند به عظمت زاگرس و مردمی دارد به سترگی درخت بلوط.

جناب دکتر اگر وحشی گری اینهایی ست که بنده عرض کردم که چیزی جز واقعیت نبوده و تنها اندکی از توانایی های مردم این دیار است پس ترجیح میدهیم متوحش باشیم حتی اگر قدرنشناسانی مانند شماهم بخواهند حق توحش بگیرند.

جناب دکتر سالها بر سفره ما نشستی و از نمک سفره ی کوچک ما بهره ها بردی ، بهره بردی تا سفره ی ما کوچک تر شود و سفره ی شما وامثال شما بزرگ و بزرگتر اما بازهم این مردم دلی به وسعت دریادارند  اما شما کمی به خود بیایید و بنگرید به احوال خود ، ببینید چه کرده اید با محبت این مردم....

اما حرف آخر:نمکش نوش جانت_حداقل نمکدانش را برایمان بگذار_اصلا نمکدانش هم برای شما_حداقل حرمت نمک و نمکدانمان را نگه دار.....برایتان از درگاه خداوند مهربان مغفرت واز پیشگاه  مردان بزرگ وشیرزنان دیارم بخشش طلب میکنم.

والسلام_ فرزند ممسنی_لقمان ایزدی_هجدهم شهریور1396

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
سهراب
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۹
0
0
نام پزشک رو هم بگین
دانیال
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۵ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۹
0
0
عالی بود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۰ - ۱۳۹۶/۰۶/۲۱
0
0
با عرض سلام و ادب وسپاس فراوان از احساس مسولیت خالصانه جناب عالی شاید خدای ناخواسته دوست شما مطلب را خوب انتقال نداده باشد کاش قبل از این مطالب سرشار از واقعیت در رابطه با دیارمان جناب عالی با این اقای دکتر صحبتی می فرمودی ،بعید است شخصی که سالها در میان مردم ممسنی زندگی کرده باشد و چنین سخنان ناروائی را بر زبان اورده باشد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۲۰ - ۱۳۹۶/۰۶/۲۴
0
0
اگر واقعا آن شخص دکتر این حرف را زده باشد باید پرسید خودش اهل کجاست وریشه ونسب از کجا دارد اوخودش متوحش است
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: