قیام 15 خرداد نقطه عطفی در کارنامه انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود      
کد خبر: ۴۲۶۲
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۴
یادداشت:
ماموران به منزل مورد نظر رفته و 4بسته زغال بیرون آوردند، همه گفتیم اینان یتیمند و فقیرو نیازمند و مادر فرزندان خواهش کرد و به آنها گفت که این چندبسته هزینه ی قلم و دفتر فرزندان دانش آموز من است واز ماموران خواست که آن چندبسته را به فرزندان یتیمش ببخشد..در این بین یکی از ماموران که نامش را هم نمیدانست گفت:قانون را نمیتوانم اجرا نکنم اما میتوانم پول زغالهارا بپردازم و پولی از جیبش درآورد و به فرزند5-6ساله ی یتیم آن مادر داد.
"خبر نورآباد" –یادداشت:روستایی داریم بنام جهرم که عده ای از طایفه ی کجایی جاوید درآن ، البته بامحرومیت زندگی میکنند.
 جایی که مردم آب را درون مشک مینوشند و روشنایی شان هنوزهم همان چراغهای نفتی قدیمیست و گرمای زندگیشان ، همان چاله های قدیمی ست و هیزم های خشک ولی نعمتان زاگرس، درختان بلوط سخاوتمند.

متوجه شدم که ماموران منابع طبیعی به مجموعه روستاهای آن منطقه رفته و باتفتیش منازل (البته با اجازه صاحبان منازل) تعدادی بسته ی زغال کشف وضبط کرده اند.
باتوجه به اینکه در روستای ما تعداد محدودی کشف شده بود وازطرفی بواسطه ی شناخت کامل خود از آن روستا یقین داشتم که هیچیک ازساکنین اهل تخلف و تولید انبوه زغال به روش معمول والبته غیرقانونی نیستند واینها فقط حاصل خاموش کردن زغال های گداخته شده در همان چاله های ذکرشده در حلبهای فلزیست که به منظور جلوگیری از خاکسترشدن هیزم های روشن شده برای پخت پز صورت میگیرد بامهندس علیرضا مسعودی جم رییس منابع طبیعی تماس گرفتم واز وی خواستم به آن مردم محروم عنایت ویژه داشته باشند.
مسعودی نیز با همان نرمی گفتار همیشگی ومهربانانه ضمن اعلام اینکه مجموعه ی ما ، روستای جهرم را روستای پاک وعاری از تخلف درزمینه ی منابع طبیعی میدانند اما قانون را فصل الخطاب دانسته وضمن تایید گفته های حقیرمبنی برچگونگی تولید موارد کشف شده واعتقادبه عدم ارتکاب مردم روستای ذکرشده به تخلف برای تولید انبوه گفت: ما برای اجرای قوانین وحفظ مراتع و جنگلها راهی جزبرخوردهای قاطع نداریم
ودستور دادستان محترم نیز بر این است.
بنده نیز متقاعدشده و تماسمان خاتمه یافت:اما آنچه حقیررا تحت تاثیرقرارداد این بود که پس از تماس تلفنی با مادرم که ساکن همان روستاست متوجه شدم که ماموران منابع طبیعی پس از آنکه 3یا 4بسته زغال را در منزلی کشف میکنند متوجه میشوند که متعلق به زنیست که دوپسر یتیم دارد و مادردوفرزند اعلام میکند که اینهارا برای خرید دفترو کتاب مهرماه فرزندانم جمع آوری کرده ام .واین واقعا لحظه ی سختی ست برای هر ماموری برای انتخاب بین اجرای وظیفه و احساسات جریحه دارشده.

 همانگونه که حسین پناهی سختی انتخاب بین دستورات شرع را و مشقتهای کشیده شده ی یک زن روستایی را برای تولید روغن یکساله اش که فضله موشی درآن افتاده بود را بیان میکند و همین عامل باعث رها کردن زحمتهای چندساله اش درحوزه ی علمیه برای رسیدن به لباس مقدس روحانیت میشود وازطرفی بخاطررهاکردن لباس روحانیت ازخانه نیز طرد میشود. چرا که  یابایدبه لباسش پایبند میبود و سفارش شرع را برای نجس دانستن روغن حیوانی به آن زن روستایی میگفت ویا بخاطر عدول از شرع و رعایت نکردن وظیفه خودرا ازلباس روحانیت اخراج میکرد واونیز کسی نبود که خودرا بفریبد پس لباس روحانیت و زحمات چند ساله اش را بجای احساس رها کرد.

پس یقینا لحظه ی بسیاردشواری بوده برای هر مامور وظیفه شناسی که دلی سرشاراز محبت دارد.واو تصمیم بسیار جالب گرفته که منجر به حرکتی زیبا میشود. که شنیدنش چنان حسی درونم ایجاد کرده بود ک وصف ناپذیر است و راستش تلخی ضبط زغالهایی که میدانستم بارها و بارها دستهای مادرم و مادران دیگری سوخته تا با انبرهای قدیمی فلزی تکه های هیزم های گداخته شده را ازدل آتش بیرون آورده و به درون حلب ریخته شده را به حلاوت وصف ناشدنی تبدیل کرد.
این رفتاررا از زبان مادرم بازگو میکنم:

ماموران به منزل مورد نظر رفته و 4بسته زغال بیرون آوردند، همه گفتیم اینان یتیمند و فقیرو نیازمند و مادر فرزندان خواهش کرد و به آنها گفت که این چندبسته هزینه ی قلم و دفتر فرزندان دانش آموز من است واز ماموران خواست که آن چندبسته را به فرزندان یتیمش ببخشد.
دراین بین یکی از ماموران که نامش را هم نمیدانست گفت:قانون را نمیتوانم اجرا نکنم اما میتوانم پول زغالهارا بپردازم
وپولی از جیبش درآورد و به فرزند5-6ساله ی یتیم آن مادر داد.
 وچه لحظه ی زیبایی بود شنیدن این جمله ها از زبان مادرم که گویی تمام دردهایم را به دست فراموشی سپرده ام و هیچ بار سنگینی را بر روی دوشم احساس نمی کنم.
تلفن را برداشتم و مجددا با رییس منابع طبیعی تماس گرفتم ایشان که احساس میکردم منتظر شنیدن درخواستهای مجدد بنده برای بازپس گیری حاصل زحمتهای مادران روستایم هستند تلفن را پاسخ دادند.
اما من اصلا بفکر زغالها نبودم و خوشحالی این خبر دراین دنیای پر زرق وبرق تمام وجودم را گرفته بود مسیله را برای ایشان بازگو کردم اما آنچه که خوشحالی مرا دوچندان کرد این بود که رییس اصلا ازاین ماجرا خبرنداشت ودلیل خوشحالی دوچندانم این بود که مطمین شدم آن مامور وظیفه شناس، مهربان و ایثارگر برای خودشیرینی یا هر منفعت دیگری آن رفتار را بازگو نکرده و یقین پیداکردم که آن مامور واقعا انسانیست که در این دنیای نامهربان نظیرش به ندرت یافت میشود وانسانیست شایسته ی ستایش.
 امیداست که این نوشته حداقل رفتار برای ستایش از این ایثارگر عزیز باشد و ترویج این حرکت زیبا.
       انشا الله.
لقمان ایزدی-دهیار کجایی
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
پژمان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۵/۲۰
0
0
درود به شیر پاک مادرش.از معدود اتفاقاتی بود که در این دنیای پر از خشونت و منفعت طلبی که هرکس به فکر خود می باشد و دیگر رنگ و بویی از انسانیت در آن نیست،شنیدم و از ته دل خوشحال شدم.
محمدتقی احمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۱ - ۱۳۹۶/۰۵/۳۰
0
0
به عنوان یکی از فرزندان ممسنی با خواندن این مطلب سرشار از حس غرور شدم به خاطر وجود چنین مردان با عاطفه و قانون مدار. یاد رفتار امیرکبیر افتادم که برای ترویج استفاده از واکسن در بین مردم، برای کسانی که از زدن واکسن به فرزندانشان جلوگیری می کردند جریمه نقدی درنظر گرفت. وقتی که پینه دوزی به دلیل واکسن نزدن فرزندش را از دست داد ضمن گریه برای آن طفل، جریمه قانونی را از جیبش پرداخت تا قانون برای همه اجرا شده باشد.
جا دارد مسئولان محترم نسبت به تشویق ایشان اقدام نمایند
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: