قیام 15 خرداد نقطه عطفی در کارنامه انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود      
کد خبر: ۴۲۱۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۹
یادداشت:
نمی‌دانم سایر مسئولین شهرستان از امام جمعه گرفته تا سپاه پاسداران و بهزیستی و دیگران، چه حال و هوایی دارند. مزاحم اوقات شریفشان نمی‌شوم. انصافا حیف است اگر از روزگار این طفلکان بشنویم و عرق شرم بر پیشانیمان ننشیند.
"خبر نورآباد" یادداشت:صرفا جهت اطلاع...ساعت از نیمه شب چهارم مردادماه گذشته بود. در یکی از خیابان‌های این شهر بی در و پیکر، کودکانی را دیدم که در کانال‌ها و پیاده‌روهای شهرمان دنبال دور ریختنی‌های من و همشهریانم بودند. سرِ صحبت را باز کردم، فهمیدم تابعیت افغانی دارند. معصومیت در چشمانشان موج می‌زد. محمد پسر بزرگ و امیر برادر کوچکتر شباهنگام آمده بودند تا خودشان را به نان و نوایی برسانند. محمد که دانش آموز کلاس سوم بود می‌گفت مادرش آنها را ترک کرده و پدرش در شیراز کارگری می‌کند. بگذریم. چه صفا و صمیمیتی داشتند. عکسی به یادگار انداختم و خجالت زده گذشتم.
نمی‌دانم در آن نیمه شب، نماینده محترم شهرستان جلسات شبانه‌اش را کجا برگزار می‌کرد و چه بساط میوه و شیرینی به راه انداخته بودند! گوارای وجودشان باد. نمی‌دانم فرماندار محترم شهرستان در خوابِ ناز بود یا بیدار! همان فرمانداری که بخاطر آمار مشارکت مردمِ آگاه نوراباد ممسنی در انتخابات، در استانداری تشویق می‌شود. مبارکش باشد. نمی‌دانم در این تاریکی شب، شهردار محترم در حال حساب و کتاب کدام درآمد شهرداری بود! همان کسی که بخاطر آسفالت کوچه و خیابان‌هایمان، عکسش در کانال‌های تلگرامی لایک می‌خورد و بابت ساخت و سازهای اصولی یا غیراصولی به مرد محبوب شهرمان تبدیل شده است. مستدام باشد الهی. نمی‌دانم سایر مسئولین شهرستان از امام جمعه گرفته تا سپاه پاسداران و بهزیستی و دیگران، چه حال و هوایی دارند. مزاحم اوقات شریفشان نمی‌شوم. انصافا حیف است اگر از روزگار این طفلکان بشنویم و عرق شرم بر پیشانیمان ننشیند.
احساساتی نشویم. کمی منطقی‌تر با قضیه برخورد کنیم. قطعا شهر ما مدینه‌ی فاضله نیست که کسی در آن محتاج نباشد. اما این دو کودک بیگناه افغانی، مشتی از خروارها مصیبتی است که در دیارمان می‌گذرد. چه بر سرمان آمده، نمی‌دانیم! چه هیزم تری به این مملکت و این مسئولان مدعی فروخته‌ایم، نمی‌دانیم! ولی آگاهی کامل داریم که در دیارمان آتشی شعله‌ور است که گرمای آن سهم فرصت طلبان است و دودش تنها به چشم مردم می‌رود.

تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن
به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی

عبدالصابر همتی، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۱۳ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۵
1
0
درود بر شما جای تاسف و تفکر بسیاری دارد.
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: