کد خبر: ۴۰۷
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۳ - ۱۸:۵۲
ستار هدایت خواه:
بدون شک پدیده ی برهنگی بیماری عصر ما است دیر یا زود این پدیده به عنوان یک بیماری شناخته خواهد شد فرضاً ما کورکورانه از غرب تقلید کنیم خود پیشتازان غربی ماهیت این پدیده را اعلام خواهند کرد ولی اگر ما به انتظار اعلام آن ها بنشینیم می ترسیم خیلی دیر شده باشد.

به گزارش " خبر نورآباد " دنیای قرن بیستم واقعاً دنیای عجیبی است. با این که بشر در عرصه علوم و دانش های گوناگون پیشرفت های شگفت انگیزی کرده و امکانات بی شماری را به خدمت گرفته است و بهره وری بشر از نعمت های گوناگون در این دوره به مراتب افزون تر از دوره ای گذشته است.اما به همین نسبت کفران نعمت و ناسپاسی او به ولی نعمت بیشتر از قبل است.

در این دنیای فلک زده و کفر زده ی امروز،بشر سر در آخور خودبینی و خودپرستی فرو برده آن چنان از حقیقت وجود خویش غافل گشته و یک سره آن را به دست فراموشی سپرده که از امراض جان فرسای که دامن روح و جان او را گرفته بی خبر است و بی هیچ احساس دردی و بی هیچ تکاپو و تلاشی برای درمان هر روز و هر لحظه بیشتر خود را در لجن زار شهوت پرستی و دنیاپرستی غرق می کند.

برهنگی و خودنمایی و تن پروری را به حق باید یکی از بیماری های همه گیر واگیردار دانست که چون خوره سر در اندرون جان آدمیان فرو برده و آن ها را از درون تهی کرده و پوسانده و به اضمحلال کشانده است.

آدم های بیشماری را می بینی که یک هزارم وقت، پول، فکر و امکاناتی را که برای فرم آرایش سر و صورت و یا رنگ و مدل لباس ودکمه ی پیراهن و رنگ کیف صرف وخرج می کنند برای اصلاح روح و حقیقت وجود خویش و تأمین معیشت آخرت خویش بها نمی دهند و مایه نمی گذارند و کدام بیماری از این مهلک تر؟ بیماری جان فرسایی که حیات ابدی و سعادت سرمدی آدمی را بر باد می دهد همان گونه که شاعر سروده است:

همی میردت عیسی از لاغری تو را در بند آنی که تن پروری

استاد شهید مرتضی مطهری در مقدمه کتاب مسأله حجاب می نویسد:

بدون شک پدیده ی برهنگی بیماری عصر ما است دیر یا زود این پدیده به عنوان یک بیماری شناخته خواهد شد فرضاً ما کورکورانه از غرب تقلید کنیم خود پیشتازان غربی ماهیت این پدیده را اعلام خواهند کرد ولی اگر ما به انتظار اعلام آن ها بنشینیم می ترسیم خیلی دیر شده باشد.

یکی از هنرپیشگان معروف غربی در نامه ای به دخترش پس از این که اجازه می دهد فقط به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت تأکید می کند که این لختی منحصراً در وری صحنه و برای ضرورت هنر باشدف می نویسد:

برهنگی بیماری عصر ما است.من پیرمردم و شاید حرف های خنده آور بزنم،اما به گمان من تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری.بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد،مال دوران پوشیدگی،نترس ده سال تو را پیرتر نخواهد کرد. به هر حال امیدوارم تو آخرین کسی باشی که تبعه ی جزیره لختی ها بشوی)مسئله حجاب، ص15-14 )

مقایسه بی حجابی با مواد مخدر(بی حجابی بدتر از مواد مخدر)

راستی در مقایسه ی بی حجابی با مواد مخدر کدام یک بدتر از دیگری است؟اگر مواد مخدر زیان های جسمی و روحی دارد،بی حجابی هم خسارت های جسمی و روانی در پی دارد.اگر مواد مخدر ارداه ها را سست و مانع کار و فعالیت می شود بی حجابی و خودنمایی زنان نیز چنین است.

اگر مواد مخدر زیان های اقتصادی در پی دارد بی حجابی هم زیان های اقتصادی زیادی دارد.اگر بی حجابی زمینه ساز مفاسد و جرایم متعدد دیگر است بی حجابی نیز زمینه ساز مفاسد و جرایم گوناگون از جمله روی آوردن به مواد مخدر است.

اما دو تفاوت اساسی میان این دو مفسده ی اجتماعی وجود دارد

نخست این که اعتیاد به مواد مخدر در نظر جامعه،بستگان، خانواده و حتی خود فرد معتاد به عنوان یک ضد ارزش تلقی می شود و مورد نفرت وانزجار همه است. اما بدحجابی،خودآرایی و عشوه گری زنان چه بسا در نظر اعضای خانواده به عنوان یک ارزش و هنر به شمار رود و فرد بدحجاب و خودنما از این جهت در خویشتن احساس گناه نمی کند.

اما تفاوت اساسی تر دوم این است که بسیاری از افراد در برابر مواد مخدر مصونیت و نوعی معصومیت دارند، بدین معنی که اگر چندین تن مواد مخدر فراهم باشد و هیچ مانعی هم برای استفاده از آن موجود نباشد،بسیاری از افراد هرگز کوچک ترین تمایلی بدان نشان نمی دهند.

اما آیا بی حجابی و برهنگی و خودآرایی زن چنین است؟؟ کیست که با دیدن بدن زنان نیمه برهنه و آرایش کرده کوچک ترین تزلزلی در خویش احساس نکند؟کدام نفس مطمئنه ای است که در برابر تند بادهای نفس و شهوت و غریزه جنسی ثابت قدم و استوار بماند و کمترین جنبش و لغزشی نداشته باشد؟مگر آن پیغمبر زاده معصوم نبود که قرآن در مورد او حکایت می کند که: ولقد همت به و هم بها،لولا ان رای برهان ربه» آن زن قصد را یوسف کرد و یوسف هم اگر برهان پرودگارش را نمی دید،قصد او را می کرد؟

ابتذال در پوشش،جلوه ای از تهاجم فرهنگی و سبب فاصله گیری قشر جوان از فرهنگ و سنت های خودی می شود

تمامی هویت و موجودیت یک ملت در فرهنگ آن خلاصه می شود،فرهنگ هر ملتی متکی به پیشینه ی تاریخی اوست. مسخ فرهنگی و گسستن بندهای پیوند یک ملت با فرهنگ و پیشینه تاریخی آن از جمله فجایعی است که در دوران استعمار نو،بر سر بسیاری از ملت ها آمده و هم اکنون در دستور کار سلطه طلبان جهانی قرار دارد.چرا که بی هویتی و پوچی نوکرمآبی و حلقه به گوشی را در پی دارد و مادام که ملتی استقلال فرهنگی خویش را حفظ کند، هرگز تن به سلطه فرهنگ بیگانه نخواهد داد. از این روی تمامی تلاش سردمداران فرهنگی دنیای غرب و استکبار، معطوف جبهه ی فرهنگی و به ویژه صرف جداکردن قشر جوان جامعه از فرهنگ و سنت های بومی و دینی خویش گشته است.

این توطئه در ارتباط با انقلاب اسلامی از شدت و حدت بسیار افزون تری برخوردار است چرا که موج سهمگین و کفر برانداز انقلاب اسلامی از یک سو به سلطه بلامنازع سیاسی و اقتصادی استکبار در منطقه پایان بخشید و از سوی دیگر فرهنگ سلطه را در سرتاسر گیتی تحت فشار و تهدید جدی قرار داده است.

از این روی پس از ناکامی شکست انواع توطئه های سیاسی،هجوم ناجوانمرانه ی خویش را از جبهه ی فرهنگی آغاز کرده است. تهاجمی که ایمان سوز و رهبر معظم انقلاب به حق آن را شبیخون و قتل عام فرهنگی نامیدند. و در این راه از ابزارهای متنوع و پیچیده با تکنیک های گوناگون بهره می جویند وبر پایاه نظریات روان شناسانه و جامعه شناسانه متخصصین خود،برای دامن زدن به فساد و انحراف قشر جوان جامعه ما،طرح و برنامه می ریزد.بی حجابی و بدحجابی و در کل ابتذال در پوشش که با استفاده از همان امکانات تبلیغی و علمی پیشرفته در میان جوانان ترویج می شود.

خود یکی از زشت ترین و در عین حال خطرناک ترین جلوه های تهاجم فرهنگی دشمن و از سوی دیگر سبب فاصله گیری جوانان ما از فرهنگ و سنت های اصیل اسلامی مان است.زیرا در واقع دیواری بین زنان و دخترانی که روسری و چادر را بر می دارند مقدمات فاصله گرفتن آنان از نسل پاک پیشین فراهم می شود.

از یک سو نسل پیشین این ها را منحرف،بی دین ولامذهب تلقی می کنند و از سوی دیگر اینان بزرگان خود را عقب افتاده و مرتجح و جاهل و خرافاتی می پندارند.

این جو بدبینی موجب می شود که همراه با رفع حجاب، دختران غرب گرا در برابر کل ارزش ها و طرز تفکر و شیوه زندگی بزرگان خود عقده دار شوند وبدین سان خود را در تعارض و تقابل با منش ها و گرایش ها وارزش های اجتماعی و خانوادگی دیده و در نتیجه درصدد مقابله و یا فرار از سنت ها ومعیارهای فوق برآیند.(احمد رزاقی،علل و عوامل فساد و بدحجابی،ص81)

بی حجابی و بی منطقی

کسانی که به هر انگیزه ای به پدیده بی حجابی و ابتذال در پوشش دامن می زنند،هیچ دلیل قانع کننده و برهان منطقی برای این عمل خویش ندارند.اگر از این گونه افراد پرسیده شود که چرا به این پدیده با این همه آثار سوء و تبعات منفی که فقط برخی از آن را برشمردیم دامن می زنند؟ چرا این گونه لباس می پوشند و راه می روند و آرایش می کنید؟ جز ارائه پاسخ های مبهم و نامعقول از قبیل«چون دوست دارم و دلم می خواهد»«چون مد روز است» «چون جوانم»حرف دیگری برای گفتن ندارند. بی تردید در نظر عقل سلیم هیچ یک از این پاسخ ها نمی توانند مجوزی برای این عمل قبیح باشد.

منبع: ایل بانو

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: