کد خبر: ۳۹۸۵
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۵
یادداشت انتخاباتی:
شهر ما شاید ساختمان هایش ارتفاع پلاسکو را نداشته باشد که بترسیم بی تدبیری و ناکارآمدی فرویش بریزد، اما باور کنیم ارتفاع شخصیت جمعی شهر ما و مردمش بلندتر از ده ها پلاسکوست، این سازه مرتفع را دست هر کسی ندهیم ، باور کنیم فرو ریزش سازه شخصیت جمعی شهر ما به سه ساعت زمان برای ریزش نیاز ندارد، گاه با یک جمله و یک عمل حساب نشده منتخبین ما در آنی فرو می ریزد
"خبر نورآباد" _ یادداشت انتخاباتی:انتخاب کردن در عرصه اجتماعی همیشه سخت ترین کنش اجتماعی برای یک شهروند وظیفه شناس بوده و هست و به نظر من یکی از این سخت ترین کارها انتخاب اعضای شورای شهر است،اعضای شورای شهر چون برآمده از رای مستقیم ما هستند ، ما به آنها اجازه می دهیم  به جای ما فکر کنند و ترسناک تر اینکه به جای ما حرف هم  بزنند  و پی در پی در جلسات خود بگویند مردم این را می خواهند و آن را نمی خواهند و باید برای مردم چنین شود، مردمی که ما باشیم، میز شورا از لحاظ دیده شدن نتیجه تصمیماتش در زندگی شهری ما بی شک باید سرعیترین میز تصمیم گیری دانست ،نگذاریم میز درد ما بیفتد دست کسانی که درد ما را ندارند، ما به حنجره ای برای فریاد زدن نیاز داریم نه دستی برای خالی کردن خزانه شهرمان.
همشهری یانم،عزیزانم،دوستانم، مردم شهر من(نوراباد ممسنی)، انتخابات شورای شهر را جدی بگیریم، شهر ما شاید ساختمان هایش ارتفاع پلاسکو را نداشته باشد که بترسیم بی تدبیری و ناکارآمدی فرویش بریزد، اما باور کنیم ارتفاع شخصیت جمعی شهر ما و مردمش بلندتر از ده ها پلاسکوست، این سازه مرتفع را دست هر کسی ندهیم ، باور کنیم فرو ریزش سازه شخصیت جمعی شهر ما به سه ساعت زمان برای ریزش نیاز ندارد، گاه با یک جمله و یک عمل حساب نشده منتخبین ما در آنی فرو می ریزد.
فرهیختگان عزیز معیارهای مناسبی برای انتخاب برای خود تعریف کنیم، ساده انگارانه نگوییم فلانی آدم خوبیست، پس به او رای می دهم، خوب بودن برای یک نفر که کیفیت و کمیت تصمیمیش را باید هزاران نفر دیگر که با تو در اتمسفر هوای شهرش نفس می کشند لمس شود را باید باز تعریف کنیم، یک پدر خوب، یک همسایه خوب، یک هم تیره و هم طایفه خوب الزاما نمی تواند یک عضو شورای شهر خوب باشد، باید پرسید خوب بودن فلانی در چه زمینه و برای چه کاریست،من خود دقت می کنم که در وهله اول این شخص چقدر برای تصمیم گیری در امور شهری تخصص دارد و سپس چقدر نسبت به این تخصص تعهد دارد، و در نهایت به جنس کفش هایش می اندیشم که آیا حاضرست کفش آهنی بپوشد و دنبال حل مشکلات شهرم بدود و یا نه آنقدر که خط اتوی کت و شلوارش برایش چالش برانگیز است دیدن این همه ساختمان بلند تجاری بدون پارکینگ که در وسط شهرمان دارد ساخته می شود چالش برانگیز نیست، مرا صدای ترافیک و چند بوق ماشین بر روی میدان اصلی شهر به نوشتن وادار نکرده است، مرا ترس از خلوتی اندیشه های درست برای اداره آینده شهرم به نوشتن واداشته است. شاد باشید و پیروز مردم شهرم

یاسر محمدی دانشجوی دکتری عمران دانشگاه فردوسی مشهد

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: