قیام 15 خرداد نقطه عطفی در کارنامه انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود      
کد خبر: ۳۹۴۹
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۴
یادداشت:
هشدار می دهم به آنانکه بی برنامه و بی پشتوانه ی کافی از خصیصه های لازم برای تصاحب صندلی شورای شهر،ناگهان دچار جنون شده و با اعتماد به نفس کاذب،میل به بیراهه بردن مسیر پیشرفت این شهرستان محروم از پیشرفت زیرساختی و هزاران مرتبه اسفبار تر پیشرفت فرهنگی دارند.ما در ممسنی زندگی می کنیم،ممسنی درصورتی ممسنی است،که همه باشند جاوید باشد، بکش باشد ، رستم باشد ، دشمن زیاری باشد ، بوان باشد...تیره و طایفه،معرف هویت گذشته ی اشخاص است نه شخصیت و طرز تفکر اشخاص ، نه ملاک برتری و سرتری آنان...پس در نتیجه برای پیشرفت،نخست باید از شر زنجیر عقاید مضحک و غیرمعقول در جامعه رها شد و بعد به سوی اهداف بعدی گام برداشت.
" خبر نورآباد" سرویس انتخابات:هر بار که به چهره ی شهر و مردمانش می نگرم، آه و حسرتی از از نهادم بلند می شود،دردی که برآمده از دیرینه زخمی است که بر پیکر این شهر و مردمانش به یادگار مانده است.
دردی که التیامی ندارد الا تغییر نگرش مردم. تحولی که باید منجر به از بین رفتن باورها و اعتقادات نادرست مردم شود،اما دریغا که تاکنون چنین انقلابی به وقوع نپیوسته و می توانم به جد این اطمینان را به شما بدهم، که به وقوع نیز نخواهد پیوست.
چنین دگردیسی ای رخ نخواهد داد،چرا که ما مردم میلی به واقع گرایی نداشته ایم و نخواسته ایم که شاهد آنچه که هست و باید دیده شود باشیم.
مطابق معمول غالب دید مردم،به دو گروه خوش بین و بد بین یا امیدوار و مایوس تقسیم می شوند و درین بین عده ای اندک،با تفکر و شناخت کافی دست به انتخاب میزنند.
گروه اول،آنان که هنوز به انتخاب هایی مبتنی بر طایفه گرایی،روابط خویش آوندی،قول ها و وعده وعید های پوشالی و توخالی دل خوش کرده اند،و چشم به تغییر اوضاع و شرایط زندگی خود،خانواده ویا در نهایت امر خویشاوندانشان دوخته اند!اما به راستی این دسته از انتخاب ها تا چه حد وتا چه اندازه،منطقی و معقول به نظر می رسد.
شاید اگر قبل از برگزیدن سوالاتی از عمده خواسته ها وتوقعات خودمان بپرسیم، دیگر هرگز مرتکب چنین اشتباهی نخواهیم شد و انتخاب های جهت داری از قبیل تیره و طایفه و قوم، هرگز تاثیری بر انتخاب مان نخواهد گذاشت و این امر هرگز محقق نخواهد شد،مگر آنکه در وهله ی اول به شناخت خود برسیم.
از نگارنده ی این مطلب خورده نگیرید، ولی این واقعیت محض است که عده ای از مردم ما که الی ماشاءالله تعدادشان هم کم نیست به بیماری خطرناکی به نام "خودخواهی" مبتلا شده اند که متعاقبا با نادیده گرفتن واقعیات همراه است.
اگر اندکی تامل کنیم،درمیابیم که این گفته نه تنها بی اساس نیست،که بشدت واقعیت دارد.
همین مسئله به ناگاه سوالاتی را در ذهن متبادر می سازد،که بالاجبار آن ها را بر روی کاغذ روانه می کنم...
*چرا مردم باید انتخاب کنند؟
*چه انگیزه ای مردم را وا میدارد که دست به انتخاب بزنند؟
*آیا این انگیزه ها شخصی است،یا منتسب به عموم مردم است؟
*آیا توقعاتی که این انگیزه را بوجود می آورد،توقعاتی منطقی است؟
متاسفانه هنوز هم هستند همشهریان امیدواری که صرفا با در نظر گرفتن منافع  محدود و زود گذر،دل به کاندیدی خوش کرده اند و به طرز بی رحمانه ای رشد و پیشرفت جامعه و شهر خود را قربانی منفعت طلبی ناچیز خود (در قیاس با منافعی که در صورت اتخاذ تصمیم صحیح نصیب جامعه و مردم می شود) می کنند.
یقینا این دسته از افراد،تا به حال این مطلب را به طرز ملومسی درک نکرده اند که هیچ منفعتی از رشد و پیشرفت و در نتیجه آسایش و آرامش مردم بالاتر و والاتر نمی باشد، و قطعا همین منفعت است که همه ی آحاد جامعه را دربر می گیرد.
مطمئنا این گروه به فکرشان خطور هم نمی کند،که نسبت به انتخابشان در برابر مردم و جامعه شان مسئول اند،و اگر در انتخابشان کوتاهی ای صورت گیرد،باید چگونه پاسخ گوی یک اجتماع بزرگ شهری و حتی روستایی باشند.
دسته ی دوم را گروه ناامیدان از تغییر می نامیم.آنان که نا کارآمدی مسئولین پیشین،کاسه ی صبرشان را لبریز کرده و از هرگونه مشارکت در حمایت از نامزد های شایسته امتناع می کنند. در مواجهه با این گروه نیز، سوالاتی پیش می آید،از جمله آنکه؛
*چرا باید از انتخاب امتناع کنند؟
*چه عاملی مسبب بی انگیزگی در انتخاب می شود؟
*آیا با انتخاب نکردن شرایط تغییر می کند؟
پاسخ سوال آخر بدون تردید،خیر است!
علت اصلی بی انگیزگی گروه دوم بی اعتمادی است. اعتمادی که با عدم توانایی و سهل انگاری-رفتار و کارکرد نامناسب نامزدها پس از انتخابات، از مردم سلب شده که باز هم اگر عمیقا این مقوله را مورد بررسی قرار دهیم،به همان نقطه ی عدم شناخت کافی در انتخاب و متاسفانه حمایت جاهلانه ی گروه نخست می رسیم.
پس قطعا هیچگونه تغییراتی بر وضع حاکم اعمال نخواهد شد،چرا که با کناره گیری کردن از انتخابات،باز هم دسته ی جدیدی از همان اشخاص ناکارآمد بر سرکار خواهند آمد.و آنگاه مردم می مانند و شهری که،در کنجی از هزارتوی گذر زمان گیر کرده،و ناتوان در حل معمای پیشرف مستاصل مانده است.
ما در نوراباد ممسنی زندگی می کنیم،ممسنی درصورتی ممسنی است،که همه باشند جاوید باشد، بکش باشد ، رستم باشد ، دشمن زیاری باشد ، ماهور باشد. تیره و طایفه،معرف هویت گذشته ی اشخاص است نه شخصیت و طرز تفکر اشخاص ، نه ملاک برتری و سرتری آنان...پس در نتیجه برای پیشرفت،نخست باید از شر زنجیر عقاید مضحک و غیرمعقول در جامعه رها شد و بعد به سوی اهداف بعدی گام برداشت.
و در پایان همچون دفعات قبل روبه کاندیدا های محترم:
هشدار می دهم به آنانکه بی برنامه و بی پشتوانه ی کافی از خصیصه های لازم برای تصاحب صندلی شورای شهر،ناگهان دچار جنون شده و با اعتماد به نفس کاذب،میل به بیراهه بردن مسیر پیشرفت این شهرستان محروم از پیشرفت زیرساختی و هزاران مرتبه اسفبار تر پیشرفت فرهنگی دارند؛
مطلع باشید که قرن حاضر قرن ۲۱ است،ولی جامعه و شهر ما هنوز در نکبت قرون وسطا دست و پا میزند.بگذارید کسانی به میدان بیایند که رنسانس شکوفایی را برای این شهر از هر لحاظ دور مانده از پیشرفت را ، به ارمغان آورند.
و درهمین رابطه و برای حسن ختام، چندی از سخنان شهید چمران را به متن فوق ضمیمه می کنم.
می فرمایند که :تقوی، اصل اساسی برای یک مسوول در نظام اسلامی؛ کسی که زیر بار هوای نفس نرود . طاغوت را نپرستد، فقط در برابر خدا تسلیم باشد - دروغ نگوید، حقی را نا حق نکند، مصالح و منافع فردی جلوی چشم او را نه بندد، کینه و حسد و تعصب و انتقام محرک او نباشد، همه وجود خود را وقف خدا کند، بخاطر خدا زندگی کند، بخاطر خدا بمیرد، تکبر و غرور بر او مستولی نشود، ضعف و سستی خود را فراموش نکند، برای اغراض شخصی خود مصلحت اجتماع و شخصیت دیگران را نابود ننماید'.

'می‏گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آن را می پذیرم! اما می گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی‏تقوا است'!


مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: