کد خبر: ۳۸۲۰
تعداد نظرات: ۶ نظر
تاریخ انتشار: ۰۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۱:۲۳
سرویس اجتماعی:
مهدی محمودی از شهروندان نوراباد ممسنی پس از انتقاد های امام جمعه ممسنی در خصوص جشنواره بلوط یادداشت سرگشاده ای را در شبکه های مجازی منتشر کرد که در پی آن محمد محمودی نورابادی نیز جوابیه ای را برای وی منتشر کرد.
"خبر نورآباد" –سرویس اجتماعی:مهدی محمودی از شهروندان نوراباد ممسنی پس از انتقاد های امام جمعه ممسنی در خصوص جشنواره بلوط یادداشت سرگشاده ای را در شبکه های مجازی منتشر کرد که در پی آن محمد محمودی نورابادی نیز جوابیه ای را برای وی منتشر کرد.
نامه مهدی محمودی
 به نام خدا
جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا یعقوبی امام جمعه محترم شهرستان ممسنی
سلام علیکم؛
 رصد مواضع اخیر جنابعالی در خصوص موسیقی بومی ممسنی و نیز تلاشتان برای تشویش ذهن مردم در مورد عملکرد دولت یازدهم که البته مورد دوم هم بصورتی سازمان یافته در میان همکاران جنابعالی و سایر اصولگرایان در سراسر کشور در حال انجام است، اینجانب را به عنوان یک فرد که خود را بر اساس حقوق طبیعی برخوردار از حقوق شهروندی میدانم، بر آن داشت تا با جنابعالی در عرصه ی عمومی جامعه گفتگو نمایم.
احتمالا جنابعالی در این مدت که در ممسنی تشریف داشته اید، با آداب و سنتها و رسوم مردمان این دیار آشنایی مختصری حاصل نموده اید.
آداب و سنن تمام ایلات و عشایر در ایران، مخصوصا ایرانیانی چون لرها، دو وجه مشخص را در یک تاریخ بسیار طولانی و افتخار آمیز به خود اختصاص داده اند:
۱. حماسه
۲. عشق

سراسر این تاریخ، لبریز است از قهرمانیها و حماسه سازی هایی که هم مولود نیروی برانگیزاننده و اعجاب آور عشق بوده اند و هم وقوع آنها زمینه ساز و مقوم نگرش و نگاههای پر از رمز و راز عاشقانه گردیده اند. عشق و حماسه در اینجا از چنان درهم تنیدگی برخوردارند که تعریف یکی بدون دیگری اصولا امکانپذیر نیست و چنین باید به یاد داشت که در تمام آداب و رسوم و باورها و سنتهای ما، غیر از همزیستی عشق و حماسه مولفه ای دیگر یافت نمیشود. این همزیستی مبارک و میمون نیز منبعی عظیم و زاینده و مهمترین سرمایه ی ما جهت تقویت ایمان به وحدانیت خداوند است. چنین است که از عهد باستان تا کنون بصورتی پیوسته و لاینقطع موحد و یکتاپرست بوده ایم. بنابراین نگاه سنتها و رسوم ما نیز ریشه در همین یکتاپرستی دیرینه دارند و این خصیصه است که قابلیت و شایستگی افتخار به آن سنتها را ایجاد مینماید.
عشق و حماسه را در تمام وجوه فرهنگمان میبینیم. ورزشها و بازیهای محلی و بومی، هنر و ادبیات، شعر و موسیقی، شادیها و غم ها، پیروزیها و شکست ها و ... همه عشق و حماسه اند. ساز و نقاره ی محلی ما نیز اینچنین است. ساز نوای عاشقانه و دهل اسباب حماسه سازی است. از دیرباز در دوران های شعف و پیروزی و نیز در زمانهای اندوه و ناراحتی، ساز و نقاره در نقش محرک و مشوق و یا تسکین دهنده ی آلام جمعی، الهام بخش وحدت و نوای توحید ظاهر شده است.
بعلاوه، رسالت هنر نیز چنین است که انسان را رهایی دهد. رهایی از غم و اندوه و هر عامل دیگری که او را اسیر و گرفتار کند. هنر ذاتا رهایی بخش و مبین درد اجتماع است و در رهایی و آزادی است که همه چیز برای انسان معنا میابد.
به گمانم آن روز که جنابعالی از تریبون نماز جمعه نواختن نوای دلنشین و شادی بخش ساز و نقاره ی محلی ما در جشنواره ی بلوط را با استدلال آسیبهایی که بر جنگل وارد شده است مردود دانستید و مسوولان را به جهت کارهای نکرده مواخذه نمودید، نسبت به بسیاری از واقعیات عینی غفلت نمودید. ضرورت داشت که پیش از آن بیانات، در همان جشنواره و میان مردم حضور پیدا میکردید تا به عینه غم و اندوه عمومی را مشاهده میکردید. غم و اندوهی که شرایط موجود بر چهره های این جماعت نشانده است بسیار مزمن تر، عمیق تر و جانکاهتر از آن است که جنابعالی تصور میکنید. پس ساز و نغاره ی ما، تسکین ماست.
 وضع اسفبار معیشت مردم محصول هشت سال دولت اصولگرایانی است که قرار بود ضمن مهرورزی و عدالت محوری، ملت را به سعادت برسانند و با تقویت ایمان مردم زمینه ساز ظهور مهدی موعود(عج) بشوند و چنین الگویی از مدیریت اسلامی را نیز به جهانیان معرفی نمایند. اما در عمل، نه تنها هیچ توفیقی به دست نیاوردند، بلکه با توزیع فقر و ترویج خرافات و دروغ, هم دین و هم دنیای مردم را دچار خسارتهای جبران ناپذیر نمودند و با تحریک نظام بین الملل به وضع تحریمهای ظالمانه، در حقیقت مردم را فلج نمودند.
نکته اینجاست که آن هشت سال غم بار، مدعیان امروز حقوق مردم و معترضان به آسیبهای جنگل و طبیعت نه تنها هیچگونه فریادی سر نمیدادند، بلکه ضمن هم نوایی با دولت مستقر و دریافت سهام ناحق از محل بودجه ی عمومی کشور، تا آنجایی پیش رفتند که اطاعت از رییس جمهور وقت را اطاعت از خداوند میدانستند و از هرگونه اعلان حمایتهای غیرقانونی نیز اجتناب نمیکردند. نهایتا نیز شد آنچه که نباید و نشاید.

حاج آقا یعقوبی عزیز؛ ساز و دهلی که در این سالهای تحدید اصلاح طلبی در جامعه نواخته میشود، در حقیقت روح اعتراضی را در خود نهفته دارد و تسکین آلام ماست. هرآنچه که آن سالها به نام مهرورزی و عدالت و کاغذپاره های بین المللی و پارگی قطعنامه دان و هولوکاست و ...مطرح شد و کسی صدایش درنیامد، امروز خود را در هیات فساد و فحشا و بیکاری و اختلاس و املاک نجومی و ... نشان داده است که هرچه از پایان آن دولت بیشتر بگذرد نمایانتر میشود و میراث شومی را نیز برای دولت یازدهم به ارث گذاشته است.
دولت آقای روحانی در بروز هیچکدام از این موارد نقشی نداشته است، بلکه بر همه ی مردم، عقلا و کارشناسان نیز عیان است که این دولت بار سنگین فجایع دولت اصولگرایان را بر پشت نحیف خود حمل میکند. گرچه کاستیها و نکات ضعفی نیز در دولت آقای روحانی به چشم می آید اما وضع موجود حقیقتا محصول آن هشت سال اصولگرایان است و لاغیر. درعوض، دولت آقای روحانی تمام سعی و تلاش خود را، علیرغم موانعی که هرروزه اصولگرایان بر سر راهش قرار میدهند، به کار بسته است تا اداره ی کشور در بخشهای مختلف با نگاه کارشناسانه انجام شود، تورم افسارگسیخته ی پیشین را کنترل و کاهش دهد، تحریمها و انزوای بین المللی کشورمان را پایان دهد و در مجموع امیدهای برباد رفته را تا حدی احیا نماید. و به همین دلیل است که مورد حمایت جدی و همه جانبه ی اصلاح طلبان نیز قرار دارد. هرچند که بازگرداندن امید مستلزم اقدامات بسیار زیادی است اما امید مردم را تنها گفتمان اصلاح طلبی است که میتواند احیا نماید. آن هم گفتمان اصیل اصلاح طلبی که سید محمد خاتمی عزیز در چارچوب قانون اساسی و در عین وفاداری کامل و اثبات شده به کلیت نظام جمهوری اسلامی مطرح نموده است و مباحث مهم و سرنوشت سازی چون آشتی ملی را کلید زده است. این گفتمان است که بر خلاف تصور جنابعالی که حتی صدای آرام صلوات حاضران در یادواره شهدای گرانقدر شیرمرد را با لحنی تمسخر آمیز صلوات اصلاحی دانستید، میتواند به کشور و نظام اقتداری آبرومندانه و پایدار ببخشد.
اصل و ریشه ی نظام سیاسی برامده از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ مبتنی بر همین گفتمان اصلاحات است. با مردم و برای مردم, پایه های استقرار این نظام بوده است که متاسفانه اصولگرایان با تضعیف نقش مردم برای اداره ی امور,  در واقع پایه های نظام مستقر را نیز نشانه رفته اند. هنوز خاطرات مربوط به قهر ۱۱ روزه ی رییس دولت دهم و پیامدهای آن در تضعیف راس حاکمیت در اذهان عمومی از بین نرفته است.
حاکمیت زمانی مردمی است که تنها در روزهای انتخابات و راهپیمایی ها  دم از حرمت مردم نزند. بلکه اگر و تنها اگر هرآنچه مردم میخواهند را براورده نماید، هم میتواند به افزایش مشروعیت و هم به اقتدار ملی امیدوار باشد. نه اینکه از تریبون نماز جمعه به دولت منتخب مردم انتقاد شود و تریبون به سود یک جناح سیاسی مصادره گردد و یا سنتها و شادی سنتی مردم مورد نکوهش قرار گیرند. چنین اقدامات نادرستی، بعلاوه ی سو استفاده ی آن سردار محترم از یادواره ی شهدا جهت کوبیدن دولت آقای روحانی و دستاوردهای بزرگ دولت، به نظر اینجانب تطابقی با مردمی بودن حاکمان ندارد و یاس و دلسردی را بیش از پیش در جامعه گسترش میدهد. پس چنین میتوان گفت که هم احترام به سنتها و هم احترام به رای اکثریت مردم فرصتهای ارزشمندی را در جامعه خلق مینماید که امیدواریم جنابعالی نیز با مداقه در این امورات، سنجش بیشتری را در مواضع اجتماعی و سیاسی خود لحاظ نمایید.
در پایان نیز با یادآوری یاد و خاطره ی امیر کبیر زمان، زنده یاد آقای ایت الله هاشمی رفسنجانی رحمت الله علیه، یاداور میشوم که انشالله مردمان فهیم ممسنی که آغازگر فرایند اصلاح طلبی دوم خرداد سال ۷۶ در سفر تاریخی جناب سید محمد خاتمی لقب گرفته اند و حامیان جدی و همراهان دولت آقای دکتر روحانی بوده اند، در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نیز با آرای خود به خوبی نشان خواهند داد که میان آرای جناب آقای دکتر روحانی و آن کاندیدای اصولگرایی که جنابعالی در یادواره ی شهدای گرانقدر شیرمرد کمپین دعوت از ایشان جهت کاندیداتوری در انتخابات را امضاء نمودید چه فاصله ی معناداری وجود دارد و نیز در این مسیر پیام مهم خود در راستای رفع محدودیتهای رهبران اصلاح طلبی را به همگان ارسال خواهند نمود.
والسلام
مهدی محمودی- شهروندی از نورآباد ممسنی


جوابیه اقای محمد محمودی نورابادی

بسم الله الرحمن الرحیم
محضر نماینده ولی فقیه در شهرستان ممسنی و امام جمعه محترم  شهر نورآباد؛ با سلام و تبریک سال نو نامه ی شهروندی به نام "مهدی محمودی" خطاب به جنابعالی را در فضای مجازی دیدیم و اصلاً هم تعجب نکردیم. روشن است که حضرات دولتی به دلیل ضعف و استیصال ناشی از ناکارامدی، دست به دامن جعل و تحریف و تهمت شده تا بلکه و شاید در اندک فرصت باقی مانده تا انتخابات، با این شگرد و از  این نمد کلاهی دست و پا کنند. و صد البته از این جماعت، انتظاری جز این نبوده و نیست. وقتی هدف وسیله را توجیه کند، اخلاق و انصاف به محاق می رود و انسانیت رنگ می بازد تا تهمت و جعل و تحریف، میدان داری کند.
آنچه که از زبان جنابعالی در نقد جشن بلوط، شنیدیم، در حقیقت نه اعتراض و نقد موسیقی محلی که اعتراض و نقد بر کیفیت آن بود. کیفیت از این حیث که وقتی وسعت جنگل های ایران در سالیان اخیر از هجده میلیون و سیصد هزار هکتار به دوازه و چهارصد هزار هکتار افول داشته و بنا بر آمار سازمان جنگل ها، سالانه صدهزار هکتار از این مقدار باقی مانده نیز تبدیل به بیابان می شود، چه دلیلی دارد که برای چنین جنگلی و چنان بلوطی جشن همراه با موسیقی شاد و حماسی گرفته شود؟ و مگر برای مرگ و نابودی یک موجود جشن می گیرند و یا اینکه عزا و شیون بر پا می کنند؟
خنده آور تر این که مدیر کل منابع طبیعی استان و رئیس اداره شهرستان نیز در صف اول جشن سوت و کف بزنند و برای چهارصد میهمان تدارک ناهار دیده شود!!! آیا خنده دار نیست؟ در کجای دنیا پدر یک خانواده را به خاطر مرگ تدریجی فرزندانش در صف اول یک مراسم جشن می نشانند تا کف بزند و از شدت شادی دست و پای خود را گم کند؟
به حق چیزهای ندیده و نشنیده.‌‌..
با این اوصاف و با همه ی طنز تلخ بودن این اتفاقات، باید فقط خندید. وقتی کف گیر غرب پرستان به ته دیگ خورده و اندک دست آوردی برای عرضه ندارند، به ساز و نقاره دخیل بسته تا بلکه و شاید بیمار محتضر دولت را رمقی بخشند. وقتی شعارهای انتخاباتی حسن روحانی با عملکردش تفاوتی آن چنانی داشت و از دل شعارهای فریبنده ی جوانگرایی اش، کابینه ای خسته و فرتوت، با وزارایی میلیاردی شکل گرفت، انتظار فرج و گشایش دست نیافتنی می نمود. چه خنده دار بود که زائوی دولت، پیر بچه زایید و خانه ی سالمندان میلیاردی تحویل داد!!
اما بنده نیز به عنوان شهروندی از شهروندان این دیار، از جنابعالی و سایر ائمه جمعه و جماعت انتظار دارم که بیش از پیش، در قبال کج روی ها و بد اندیشی ها، مصلحت سکوت را کنار زده و حقوق ملت را ان گونه که باید فریاد بزنید.
 چرا نباید تبیین شود که هزار میلیارد سرمایه ی فلان و فلان وزارای دولت شبه خانه ی سالمندان روحانی، از کجا و از چه طریقی انباشت شده است؟ و اصولاً مگر ممکن است وزیری با حق و حقوق عادی، در طی سی و چند سال به سرمایه ای نجومی و آن چنانی دست یابد؟
 کاش این فرعیات جشن بلوط و سمفونی ساز و نقاره در گوش بیمار محتضر جنگل دولت را به حال خود وانهاده و به کلان مشکلی چون غارت دوازده هزار میلیار تومان سرمایه ی فرهنگیان مظلوم در صندوق به اصطلاح ذخیره ی فرهنگیان می پرداختید. اصلاً برای دلدادگان به مکتب اسلام و انقلاب، چه فرقی است بین این دولت و آن دولت و یا این مدیر و آن مدیر اگر از مدار انصاف و عدالت خارج شده و دست در جیب ملت کرده باشند؟ اگر حقوق نجومی است باید افشاگری شود و اگر اختلاس، باید فریاد زده شود و اگر غارت املاک نجومی، باید صحت و سقم آن بر همگان عیان، تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.
بله حاج آقای یعقوبی؛مردم از ائمه محترم جمعه این انتظارات به حق را داشته  و دارند که حقوقشان را فریاد بزنند. اگر دستگاه قضا قصور کرده، آن را نیز فریاد کرده و خواب خفتگان خفته و سر در زیر برف کرده را آشفته سازند. فرزندان دست پاک مکتب ولایت را چه بیم و باک از افشاگری است؟ باید برای مردم که به حق ولی نعمت انقلاب هستند، تبیین شود که دزد و غارت گر در هر حزب و باند و جناحی محکوم است و اصول چرا و یا افتضاح طلب نمی شناسد. مگر اصلاح طلب و اصول گرای واقعی دزدی و خیانت می کند؟
باید برای خیل فرزندان تحصیل کرده ی این ملت، در وهله ی اول شغل و کسب کار فراهم کرد تا ازدواج نیز اتفاق بیفتد و شادی همراه با دهل و ساز و نقاره هم که چه در تالارها و چه در منازل در دست رس است. اما با جیب خالی که نمی شود به شادی و خوشبختی رسید. دو ساعت ساز و نقاره در جنگل، شاید برای گمنامانی جویای نام، نانی و نامی داشته باشد اما برای جوانان این مردم نام و نان نخواهد شد.
 مردم در انتخابات پیش رو خود قضاوت می کنند. هرچه پسندیدند، گوارای وجودشان. قانون گرایان و دوست داران و خون دل خورده های انقلاب، بر جمهوریت خروج نخواهند کرد که به عکس در مقابل فتنه، سینه سپر خواهند کرد. مثل خرداد تا  ۹دی هشتاد و هشت...
 والسلام/ محمد محمودی نورآباد
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
3
1
جناب مهدی محمودی حنای سردارفتنه خاتمی عزیزت برای ما رنگ ندارد با توسل به رنگهای عاریتی و آغشته کردنش به انواع آن به رنگهای تقلبی مثل دروغ و نیرنگ حسن کلیدی هیچ کاری از پیش نخواهید برد مگر امت بمیرد علی تنها بمیرد روزگارتان با کلیدهای تقلبی هم بچرخد آخرش پوچ است
مهدی کاظمی قشقایی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۱ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
4
1
درود بر محمد محمودی نورابادی که حرف دل اکثریت جامه را بیان فرمودند.ان شاالله در انتخابات اردیبهشت 1396 امت با بصیرت ایران اسلامی با لبیک به ندای رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی و عمل به وصیت نامه سیاسی الهی بنیانگزار نظام مقدس جمهوری اسلامی ,نخواهند گذاشت این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد.همانطور که مقام معظم رهبری در سفر به استان کردستان فرمودند :قومیت در کشور ما یک فرصت هست مردم ولایتمدار ایران اسلامی بویژه اقوام و عشایر سلحشور که بنا به فرمایش امام راحل (ره) همواره در طول تاریخ مدافعان واقعی اسلام و کشور بوده اند نیز ضمن حفظ این فرصت نخواهند گذاشت که دشمنان کینه توز انقلاب اسلامی این فرصت را به تهدید تبدیل کنند.
حامد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۱۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
2
3
من متن آقای مهدی محمودی رو به واقعیت ها نزدیکتر میبینم و کاملا از شرایط زندگی در زمان خاتمی راضی بودم تا اینکه احمدی نژاد به ایران تاخت.متن اقای محمد محمودی یه نوشته غیره کارشناسی و از روی احساس و فقط برای خودشیرینی پیش یعقوبی است.من چندین بار پست کذاشتم ولی نشان دادید
نازلی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
0
2
مردم بار دیگرنشان خواهندداد چه حزب وچه گروهی را میخواهند وچه کسانی را نمیخواهند البته اگر رای مردم برای بعضیا ارزشی داشته باشد
همشهری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
3
2
واقعا برای خودم متاسفم که یک نفر مثل آقای مهدی محمودی که فقط به فکر جیب و منافع خودش هست همشهری منه.واقعا اف بر شما و امثال جنابعالی.
کیوان عباسی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
1
0
دقیقا شباهت برمیگرده به بدنی که یک عضوش مصنوعی باشد.ممسنی مسئولی میخواهد در دل خود و از جنس خود.یعنی در این شهرستان کسی باید در راس باشد که خانه اش کنار بلوطی پیر ازسوز سرما و شدت گرما آواره شده باشد.کیوان عباسی از جامعه بلوط آبپخشان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: