کد خبر: ۳۵۲۳
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۶
خبر کوتاه بود و جانکاه، آیت الله هاشمی دعوت حق را لبیک گفت. انقلاب اسلامی یکی از ستون های خود را از دست داد. مردی که در خرداد 58 و پس از ترور نافرجامش در بیمارستان شهدای تجریش بستری شد، در یکی از فرازهای حیات سیاسی اش، درست در همان بیمارستان دعوت حق را لبیک گفت.
"خبر نورآباد" مصطفی زارع*:پایگاه خبر کوتاه بود و جانکاه، آیت الله هاشمی دعوت حق را لبیک گفت. انقلاب اسلامی یکی از ستون های خود را از دست داد. غروب یک شنبه 19 دی 1395 روز غم انگیزی در تاریخ جمهوری اسلامی به حساب می آید. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و از اولین انقلابیون و یاران امام خمینی (ره) عصر یک شنبه بر اثر عارضه قلبی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد. با تلاش پزشکان عملیات احیای قلب موفقیت آمیز نبود و آیت الله هاشمی رفسنجانی در عین ناباوري دعوت حق را لبیک گفت.

فعالیت سیاسی آیت الله با «آشنایی و دوستی او با روح‌الله خمینی از اواخر دهه سی شمسی آغاز شد».دوستی ای که در نتیجه عزیمت هاشمی به قم برای تحصیل علوم دینی و سپس بهره مندی از مکتب درسی امام ایجاد گردیده و هاشمی را در سراسر دوران زندگی شیفته روش و منش بنیانگذار انقلاب ساخته و سپس تبدیل به یکی از یاران و همکاران نزدیک او در به سرانجام رساندن پروژه کم نظیر تاریخی، یعنی پیروزی انقلاب اسلامی بر علیه رژیم شاه، کرد.

«هاشمی پیش از انقلاب، در نتیجه تأثیر پذیری از اندیشه و رویکرد مبارزاتی امام در رویارویی با رژیم شاه، یکی از مخالفان برنامه‌های نوگرایانه شاه (انقلاب سفید) شناخته می‌شد. این مخالفت ها پس از تبعید امام نیز ادامه یافت تا اینکه سرانجام به دستگیری و زندانی شدن او منجر شد. در طول دوران مبارزه پیش از انقلاب و از سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۳۵۷هاشمی رفسنجانی ۷ بار و مجموعاً ۴ سال و ۵ ماه به جرم فعالیت مخفیانه علیه حکومت پهلوی به زندان افتاد».

هاشمی اما هیچگاه بخاطر این زندانها از مبارزه نایستاد، تا سرانجام انقلاب اسلامی که نتیجه مبارزات او و دیگر یارانش در نهضتی بود که توسط بنیانگذار انقلاب شکل گرفته بود، به ثمر نشست. بواسطه نقش محوری هاشمی در روند پیروزی انقلاب، و نزدیکی او به بنیانگذار انقلاب ، انتظار می رفت پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هاشمی رفسنجانی یکی از چهره های اصلی در اداره روند انقلاب و رخدادهای بعد از آن باشد. به این ترتیب او یکی از مهمترین اعضای شورای انقلاب ،«نهادی که امام خمینی برای مدیریت انقلاب در داخل ایران در دی‌ماه ۱۳۵۷ تشکیل داد و تا پیش از تأسیس مجلس نهاد قانون‌گذار در ایران به شمار می‌آمد»،گردید. و سپس در تأسیس چند تشکل و نهاد انقلابی از جمله «جامعه روحانیت مبارز»، «حزب جمهوری اسلامی» ، «سپاه پاسداران» و در نهایت« مجمع تشخیص مصلحت نظام» که ریاست این آخری را هنوز خودش به عهده دارد، نقش اساسی ایفا نمود.

همچنین نخستین قانون انتخابات پس از انقلاب با مشارکت او تدوین شد و پس از برگزاری اولین انتخابات مجلس به مجلس راه یافت و با آغاز کار مجلس در ۷ خرداد ۱۳۵۹ اولین رئیس مجلس شورای اسلامی ایران شد. هاشمی در دوره جنگ، علاوه بر ریاست مجلس، یکی از ائمه جمعه موقت تهران (تا سی سال بعد)، نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع (بعد از شهادت دکتر مصطفی چمران در سال ۱۳۶۰)، و جانشین فرمانده کل قوا در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق بود.

پس از درگذشت امام، هاشمی می بایست در اولین رخداد تاریخی بعد از فوت ایشان، یعنی انتخاب رهبر آینده جمهوری اسلامی در مجلس خبرگان نقش اساسی ایفا می کرد. که همینطور نیز شد. «هاشمی در مجلس خبرگان خاطره‌ای تعریف کرد که بر اساس آن امام در زمان حیات خود جانشینی آیت الله خامنه ای بر منصب رهبری را تائید کرده ‌بود.» و بدین شکل آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر دوم جمهوری اسلامی برگزیده شد، هاشمی خود از این واقعه به عنوان «یک خبر خوب برای مردم» یاد کرد. همزمان با آغاز دوران رهبری آیت الله خامنه ای، هاشمی نیز به ریاست مجمع تشخیص مصلت نظام منصوب شد. و سپس در دو دوره متوالی با آرای بالای مردم به کرسی ریاست جمهوری رسید. اقدامات هاشمی در دوران ریاست جمهوری اش که مبتنی بر بازسازی کشور از صدمات بجا مانده از دوران جنگ و توسعه زیر ساختی کشور بود، نقش حایز اهمیتی در عمران و آبادانی و زدودن صدمات ناشی از جنگ در کشور داشت.

هاشمی به واسطه این اقدامات خود را به عنوان معمار و مجری ایران نوین معرفی کرد و لقب «سردار سازندگی» را ازآن خود ساخت. اما با پایان یافتن دوره دوم ریاست جمهوری و در شرایطی که او خود زمینه را برای به قدرت رسیدن سید محمد خاتمی فراهم کرد، پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات، مورد آماج حملات اصلاح طلبان تندرو قرار گرفت، با اینحال هاشمی کسی نبود که با این فضاسازی ها از میدان به در رود، او اینبار کاندیدای انتخابات مجلس ششم از حوزه تهران شد و در شرایطی که تبلیغات شدیدی از طرف برخی از اصلاح طلبان تندرو بر علیه او جریان داشت، باز هم با آرای مردم به عنوان نماینده تهران انتخاب شد. اما به دلیل نوع آرایش سیاسی در آنزمان که مانع از ریاست او بر مجلس می شد، ترجیح داد از ادامه کار انصراف بدهد.

 پس از اتمام ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و در فضایی که با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی معین نبود رئیس جمهور بعد از وی چه کسی خواهد بود، هاشمی با شناختی که از گروههای سنت گرا و مخالف توسعه داشت و می دانست در صورت به قدرت رسیدن آنان دستاوردهای برنامه های توسعه که از زمان او در کشور آغاز شده بود، در معرض خطر قرار خواهد گرفت، باز پا به عرصه میدان گذاشت، اگرچه در نهایت رقابت را به محمود احمدی نژاد واگذار کرد. هاشمی پس از انتخابات اینبار مورد حمله جریان راست افراطی و هواداران محمود احمدی نژاد قرار داشت، با اینحال تنها دو سال پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 84، او در انتخابات مجلس خبرگان این ناکامی را جبران نمود و حتی پا را از این فراتر گذاشته و در انتخابات ریاست مجلس خبرگان نیز توانست به ریاست این مجلس دست پیدا نماید.

رویارویی هاشمی با راست افراطی در آستانه انتخابات پر حرف و حدیث سال 88 به اوج خود رسید و پس از انتخابات در نتیجه فضاسازی های این جریان ریاست مجلس خبرگان را به آیت الله کنی واگذار نمود. در ماههای آخر اتمام ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و در شرایطی که طبقه متوسط و گروههای اجتماعی بخاطر مسائل انتخابات سال  88 همچنان در حالت قهر از حاکمیت بسر می بردند، هاشمی به اصرار و دعوت گروههای مختلف مردم حاضر شد بار دیگر پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری بگذارد. خبر اعلام حضور هاشمی در انتخابات موجی از انگیزه و شادی مابین طیف عظیمی از جامعه به وجود آورد. این موج اما باعث نگرانی مخالفان هاشمی گردید، چه، آنان پیش بینی کرده بودند در صورت ادامه چنین روندی او برنده قطعی انتخابات خواهد بود، اینچنین شد که در اندیشه کنار نهادن آیت الله از رقابت انتخاباتی افتادند و در نهایت با اعمال فشار بر شورای نگهبان، موجبات رد صلاحیت او را فراهم آوردند.

نقشه مخالفان هاشمی اما گسترده تر از اینها بود، آنان تصور می کردند با این اقدام، هاشمی عنان از کف داده و دست به انجام واکنشی فراقانونی خواهد زد، این واکنش باعث عملیاتی کردن مرحله دوم نقشه شوم آنان یعنی قرار دادن هاشمی در برابر نظام و یحتمل گرفتن ماهی از آب گل آلود! خواهند شد. هاشمی اما با کوله باری از تجربه سیاسی، کسی نبود که به این سادگی از مخالفان چندین ساله اش رودست بخورد. او به قانون تمکین کرد ولی در عوض از دکتر روحانی که نزدیکترین بازیگر سیاسی از نظر روش و منش سیاسی و همچنین سابقه همکاری طولانی با ایشان بود، حمایت کرد. روحانی برنده انتخابات ریاست جمهوری شد و به این شکل فصل نوینی در حیات سیاسی آیت الله رقم خورد.

بی تردید هاشمی در انتخابات 92 علیرغم رد صلاحیت بحث برانگیزش، با بازیخوانی در عرصه سیاسی، به وسیله یک تیر دو نشان زد، هم جایگاه و وزن سیاسی خودش را در ساختار حکومت حفظ نمود و هم با حمایت از روحانی و پیروزی او، قدرت را از دست مخالفانش در دولت محمود احمدی نژاد به در آورد. آیت الله در نهایت و در آخرین قمار سیاسی خویش در انتخابات مجلس خبرگان به عنوان نفر اول با کسب رای بی سابقه دو میلیون ۳۰۱ هزار و ۴۹۲ رای ،بالاترین میزان رای یک نامزد انتخابات خبرگان در تمام ادوار این مجلس از لیست تهران به این مجلس راه پیدا کرد.  
اما ویژگی اصلی حیات سیاسی آیت الله هاشمی در طول دوران فعالیت سیاسی و مبارزاتی اش، فراز و فرود فراوانی بوده که در این سیر تاریخی می توان مشاهده کرد.

شاید او یکی از معدود بازیگران سیاسی بعد از انقلاب بوده که تا به این حد از فراز و نشیب در عرصه سیاسی تجربه کرده و با این وجود هیچگاه از اصول اساسی که به آن پایبند بوده، عقب نکشید و همواره در پی تحقق آنان بود.  سرانجام مردی که در خرداد 58 و پس از ترور نافرجامش در بیمارستان شهدای تجریش بستری شد، در یکی از فرازهای حیات سیاسی اش، درست در همان بیمارستان دعوت حق را لبیک گفت. هاشمی که همواره در صحبت‌هایش از امیرکبیر به عنوان یک قهرمان نام می برد و حتی کتابی تحت عنوان "امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استکبار" نوشته بود، دقیقا یک روز پیش از تاریخ درگذشت امیرکبیر از دنیا رفت.

*سردبیر نشریه رویداد
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: