قیام 15 خرداد نقطه عطفی در کارنامه انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود      
کد خبر: ۳۴۳۲
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۷
سرویس اجتماعی:
علی احمدی پس از واکنش های فضای مجازی در مورد شیوه سخنرانی بی پروای وی در حضور نایب رئیس مجلس در شبکه های اجتماعی از جمله شورای اصلاح طلبان در نامه ای خطاب به اقایان افراسیابی و کریمی نسبت به گفته های انها واکنش نشان داد.
"خبر نورآباد" سرویس اجتماعی:علی احمدی پس از واکنش های فضای مجازی در مورد شیوه سخنرانی بی پروای وی در حضور نایب رئیس مجلس در شبکه های اجتماعی از جمله شورای اصلاح طلبان در نامه ای  خطاب به اقایان افراسیابی و کریمی نسبت به گفته های انها واکنش نشان داده و بیان کرده است:

سلام، جلسه ای در تاریخ 26/9/95 درسالن امیرکبیر،با حضور مردم شریف و دو نماینده محترم مجلس آقایان دکتر پزشکیان و دکترگودرزی برگزار شد.مجری اعلام کرد که بعد از خیر مقدم گویی دبیر انجمن اسلامی معلمان،فقط آقایان دکتر گودرزی و سپس دکتر پزشکیان سخنرانی دارند.اما با مشورتی که قبلا با تعدادی از دوستان شده بود،قرار شد پیشنهاد داده شود که متفاوت از شیوه و سنت معمول همیشگی برخی از مدعوین از جمله بنده،ابتدا برخی از مشکلات را مطرح کنند.زمانی که آقای دکتر گودرزی جهت سخنرانی عازم جایگاه بود،اینجانب این خواسته را به ایشان اعلام کرده که ایشان هم بارغبت کامل پذیرفتند.دراین چند روز بعد از آن نشست،تعدادی از دوستان در رابطه با سخنان و حرکت بنده نظراتی را ابراز نموده که نقد دلسوزانه و منصفانه خواست همگان بوده و از جایگاه رفیع خود بر خوردار است.اما بخش هایی از فرمایشات برخی از دوستان از حریم نقد خارج و مسایلی را در برداشته که لازم دانستم جهت قضاوت شهروندان فهیم به برخی اشاره نمایم.

خطاب به فرود افراسیابی: ابتدا خطابم به آقایان فرود افراسیابی و ابوطالب کریمی است که در شورای هماهنگی اصلاح طلبان فعلا با هم هستیم. جناب آقای افراسیابی گفته اید:هدف آقای دکترگودرزی این بود که آقای دکتر پژشکیان از نزدیک با مشکلات منطقه اطلاع پیداکرده و با ایشان همکاری و همیاری داشته باشد و همچنین یادآور شده اید که در جلسه ای خصوصی رک تر از شما مسایل را به دکتر پژشکیان گفته ایم(بدون اینکه ما اعضاء شورا خبر داشته باشیم) حال اگر بقول جنابعالی هدف آقای دکتر گودرزی و شما در همین حد بوده و امثال جنابعالی رک تر از بنده مسایل را به وی رسانده و جناب دکتر گودرزی هم با ایشان مرتب در مجلس نزدیک بوده و مشکلات را به او می گفت که دیگر نیازی به نشست در این سالن نبود که بقول شما نحوه انتقال متفاوت با ادبیات در حال حاضر منسوخ  و غیرقابل دفاع بنده سبب این اتفاق بسیار ناپسند در جلو مهمانتان شود. درست است نحوه ی انتقال از دیدگاه نشات می گیرد،و آن هم دیدگاه است که تفاوت ها را خلق می کند.اتفاقا در دنیای امروز نه تنها این ادبیات و این دیدگاه منسوخ نشده،بلکه چنان تازه،نو و امروزی است که بقول کانت:حکومت صالح،سازنده و مثبت عقل است.(دموکراسی عقل) و بقول ادوارد سعید: ادبیات و دیدگاه روشنفکری است که به نقد قدرت و سنت می پردازد که این نقد را در انظار عمومی انجام می دهد که با شهامت مطرح می شود و از نگرانی حاصل عمل خویش فاصله می گیرد.(نه در جلسه و پستوهای خصوصی) بنا به فرموده حضرت علی (ع) : آنجا که بایدسخن گفت در خاموشی خیری نیست.
سپس گفته اید: اگر چند نفر دیگر با همین سبک و سیاق آقای احمدی برخورد می کردند آیا سنگ روی سنگ بندمی شد؟
جناب افراسیابی ای کاش چند نفر دیگر،بقول شما با همین سبک و سیاق پیدا می شد و دردها،رنج ها و مشکلات مردم بویژه فرهنگیان را در چنین جلساتی فریاد زده و به گوش دست اندرکاران بی درد می رساند.
این ها نه ضعف،بلکه از جمله توانایی های امثال بنده است،پ س سعی کنید در دیگران هم این توانایی را بوجود آورید،نه بر عکس خیال کنید با این سخنان اشتباه حق با شماست.
بقول حضرت علی (ع): حسادت به کامیابی دوستان از کم همتی است.
چراسعی دارید دیگران را در مقابل حق و حقوق مسلم خودبه سکوت وادار نمایید.
بقول عزیز نسین:انسان درقبال سکوت هایش هم مسئول است.
برعکس با این گفته هاست که سنگ های استوار توسعه جامعه بر روی هم نهاده شده و این بنای عظیم روزی آسمان ها را فتح خواهندکرد.
بقول بزرگی:نعره هیچ شیری خانه چوبی ما خراب نمی کند،من ازسکوت موریانه ها می ترسم.
بقول شاعری همواره:
ضربه خوردیم وشکستیم ونگفتیم چرا؟/ما دهان از گله بستیم ونگفتیم چرا؟
جای بنشین وبفرما،بتمرگی گفتند!/ماشنیدیم ونشستیم و نگفتیم چرا؟
جناب افراسیابی گفته اید:کاش ما اخلاق مداری و تسامح بیشتری که نشان از فرهنگ بالای ما می توانست باشد آبرو داری می کردیم و این اتفاق بسیار ناپسند جلو مهمانمان نمی افتاد.
دوست محترم،عجب واقعا کدام بی اخلاقی و آبروریزی در گفته های اینجانب بوده که شما آن را اتفاق بسیار ناپسند دانسته که جلو مهمان جلوه داده اید.این گفته های بنده در حضور جمعی از فرهیختگانی بوده که بیشتر آنها فرهنگیان را تشکیل داده و برخلاف گفته های شما چندین بار مورد تایید و تشویق آن بزرگواران قرار گرفت که خودنشان از آبرو داری بود.
بقول سهراب سپهری:تن من گرتنهاست، دل من بادل هاست، دوستانی دارم، بهتر از برگ درخت، که دعا گویند، ود عاشان گویم،  یادشان در دل من،  قلبشان منزل من.
بقول با یزید بسطامی:یاچنان نما که هستی،یاچنان باش که می نمایی.
بنده تا قبل ازاین قضاوت هایت درباره این گفته هایم که صرفا دردها درنج های همواره مغفول و تاریخی این ملت بوده و هیچ توقع شخصی هرگز در آن ها نبوده در مورد جنابعالی تصور دیگری داشتم،اما بقولی زندگی به من آموخت:که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست. دوست محترم بقول شاملو: وقتی زمانه زخم خورده تو را به شهادت می طلبد،به هزار زبان سخن بگو.
بقول فریدون مشیری:جور دیگرباشید، بدن گویید و مهربان باشید با مردم شهر،خانه دل بتکانید از غم و....

بنده درآن وقت اندک که از بدو شروع توسط مجریان محترم اطلاعیه باران شدم و نمی گذاشتند تمرکز داشته باشم،مگر غیراز مشکلات و حق و حقوق اقشار مختلف بویژه فرهنگیان و از اختلاس،رانت خواری و حقوق های نجومی آن هم مستند و مستدل بنا به گفته ها و مصاحبه آقایان نوبخت و عادل آذرچه چیزهایی را گفتم.
این مگر یک تصویر زنده از شاهنامه فرزانه توس فردوسی بزرگ را در اذهان ما ایرانیان تداعی نمی کند،که چپاول و غارت هدف اولیه برخی حکومت هاست.وقتی مردم به عینه می بینندکه بدون هیچگونه شایستگی امورشان به دست رابطه داران می افتد،انگیزه کار و خدمت را از دست می دهند و به بحران بی انگیزگی و ناکارآمدی گرفتار می شوند.وقتی در امور تصمیم گیری و تصمیم سازی های خود نقشی ندارند و امورشان به دست چنین دروغگویانی است. چه بایدکرد؟ آیا بیشتر عامل اینگونه مشکلات همین دعوت به سکوت و ملاحظه ومحافظه کاری ها نیست. بقول حافظ: هرچه هست ازقامت ناسازبی اندام ماست.
خطاب به ابوطالب کریمی: سلام، جناب آقای ابوطالب کریمی گفته اید: انتظار از فرهنگیان این بود که در گفتار و کردارشان با فرهنگ ترعمل کنند به خصوص اگر آن فرهنگ اصلاح طلبی هم باشد. این باز از دوستان شورای هماهنگی اصلاح طلبان ما.

ما زیاران چشم یاری داشتیم/خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
ناپلئون: دنیا پر از تباهی است نه بخاطر وجود آدم های بد،بلکه بخاطرسکوت آدم های خوب.
جناب کریمی،کسانی در گفتار و کردار با فرهنگ تر و بقول شما فرهنگ اصلاح طلبی را داشته و پاس می دارند بویژه فرهنگیان آگاه و فرهیخته که با صداقت کامل به این فرهنگ پایبند بوده و عمل کنند در غیراین صورت شعارش نه فرهنگ ساز بوده و نه اصلاح کننده امور جامعه است. حال چگونه؟ صداقت و اصلاح،باور راستینی است که عملا تبدیل به رفتار و منش ما شود.صداقت مقوله ای است که معانی متفاوت هم ندارد،چون خورشید نورش بر همه باید بتابد.فلذا مردم به همین دلیل انسان های صادق و عمل گرا را دوست داشته و مورد اعتماد آنهاست. صراحت و شفافیت جوهر انسانیت است.وقتی خود را سانسور کرده و احساسات واقعی خود را سرکوب کنیم،وقتی می ترسیم و یا به لحاظ خوشایند دیگران چشم برحقایق می بندییم،وقتی از انجام کار درستی و گفتن حرف حقی،خلاف آن شنا می کنیم،وقتی لباس باطل برحق می پوشیم،وقتی خود را به ناتوانی عادت می دهیم،وقتی توانایی هم پیدا می شود به هر بهانه با وی مقابله می کنیم،وقتی عدم اصلاح امورمان را به پای تقدیر،سرنوشت و...  می اندازیم،وقتی با صراحت و بی پرده دروغ می گوییم و از دروغ های شاخدار کسانی هم دفاع می کنیم،وقتی منتظریم که حق از حلقوم دیگری صادر شود،وقتی در برابر باطل سکوت می کنیم و با محافظه کاری درشرایط بد و غلط عمر تلف می کنیم و بار خود را به گردن دیگران می اندازیم،وقتی برای شناخت خود و توانایی هایمان وقت صرف نمی کنیم،و خلاصه وقتی خود را علامه ی دهر دانسته و حاضر نیستیم بدانیم و بپرسیم،یعنی با فرهنگ صداقت و اصلاح طللی بیگانه ایم.و....
جناب کریمی،حرکت بنده را بی نظمی و اظهار وجود و همچنین خوراکی بری طیف مقابل دانسته اید تا در راستای تخریب دولت بهره ببرند.
جناب کریمی،وقتی که نمایند با کمال میل وقتش را در اختیار بنده می گذارد یا بقول شما شل می کند و دو دستی تقدیممان می کند،پس کجای آن به زعم شم بی نظمی است.همچنین کار بنده اصلا اظهار وجود نیست،برای چه امثال بنده و صرفا خود بنده از ابتدای زندگی کی و کجا دنبال مسایل و منافع شخصی بوده که حالا بخواهم درپی چیزی باشم و به تبع آن اظهار وجود کنم.شایدجنابعالی ندانید که این شیوه در راستای همان فرهنگ و روش اصلاحات بوده که در شهروند سیاسی خود را ظهور و بروز می دهد زیرا بقول بزرگی:شهروند غیرسیاسی خطرناک ترین شهروند است،چراکه باعدم عمل سیاسی خودبه ظلم کمک می کند.
خاطرات شب طوفان زده وصبح سکوت/یاد صد لانه ویران نگرانم کرده است
دیوید برنز می گوید:درباره نکاتی که در دیگران تجسس می کنید دقیق باشید وآن را در خودتان بیابید.

جناب کریمی دولت اگر با مردمش روراست بوده و در جهت حق و حقوق ملت گام بردارد،انتقاد سازنده که حق همه بوده در راستای توسعه و ترقی آن است.
بقول گاندی بزرگ:اما انسانی که غرق دروغ،قدرت،گناه،اختلاس،حقوق های نجومی و.... شود قطعا می میرد.
اینگونه افراد در دولت ها،در راستای تخریب آن گام بر می دارند،نه منتقدینی امثال بنده که از ناتوانی آنها در برآورده نمودن حق و حقوق تضییع شدگان در عذابیم.ریاست و سیاست اینها باعث تضعیف و تخریب دولت است.که ریاست جمهوری هم با این تیم کنارآمده است.
ریاست به دست کسانی خطاست/که ازدستشان دست ها برخداست
کسانی که بذر ترس،دروغ،اختلاس و...را میکارند نفرت و بدبینی مردم را درو میکنند و متاسفانه در این رهگذر آدم های منتقد عالم تر،شجاع تر،صادق تر و خادم تر هم در معرض زندانی شدن قرار می گیرند و راه گریزی از این سهمیه برای فهمیدگان نیست.
جناب کریمی گفته اید:در آن جلسه هم از جامعه مهندسین،وکلا،بازاری،دانشجو و بیکار حضور داشت که می توانستند بدون رفتن پشت تریبون بلندشده و داد خویش را فریاد بزنند و این کار سختی نیست، اینکه هیچ کس به جز خودت و حرف دلت را نبینی هنر نیست آن هم تکرار مکررات کنی. درست می فرمایید که همه این اقشار حضور داشتند. شاید کسانی هم بودند که ازحقیر داناتر و حریف تر اما رخش کسی میل مازندران نکرد و این هم گناه بنده نبود،آرزوی همه ی ما هم این است که حق باختگان روزی این هنرنمایی را که بقول شما هنر نیست را در خود ببینند.بنده با چشم با آن روز همه مال باختگان را دیدم و حیفم آمد که حرف دلشان که بنظرم کم هنری نبود به زبان نیارم،حق و حقوق تضییع شده اگر هزاران بار هم بر زبان جاری و ساری شود بر مذاق مردم شیرین است.تاکی مردم باید از کسانی تجلیل کنند که بزرگی خود را از راه فرصت طلبی بدست آورده اند؟آن هم مردمی که زندگی خود را در دایره فقر و درد سپری کرده و چون شمع آب شده درد را برسختی ها و موانع و دیگر نقد و فریاد درد برایشان با شکوه تر از پناه بردن به سکوت و سکون است.
جناب کریمی، پروانه ای که بدو رچراغ بال می زند تا بمیرد ستودنی تر از موش کوری است که در سوراخ های تاریک زندگی می کند. حمید مصدق به حمید عنایت که مرگ برادرش او را مردد و منزوی کرده و گوشه نشینی اختیار نموده بود او را به حرکت در قبال جامعه اش برمی انگیزاند و چنین به زبان شعر می گوید:فقط دوبیت مهم را می آورم.

کو گردی تو،ای همه تن خاموش/کو مردی تو، ای همه جان شاد
اسفندیار را چه کنی تمکین/این پر غرور مانده به بند من


مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
همشهری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۳ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۸
0
0
این اصلاح طلبان نورآباد واقعا بی انصافانه همچین دور برداشتن و خودشون و بالاترهاشون رو خیلی خیلی حساب کردن.بهتر نیست یه کم به حال وهوای مردم و مملکت یه نگاهی بیندازید عزیزان.
همشهری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۱۴ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۱
0
0
بهتر بود در مورد شهرستان صحبت بشه از جوانان بیکار یاد بشه.
یه جوان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۲۲ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۵
0
0
جناب احمدی
آیا درد من جوان حصر آقایان پول پرست و سیاست پرست است؟
آیا با حصر اینها مشکل ازدواج ما حل خواهد شد؟ برای من کار پیدا خواهد شد؟ مشکل کشاورزی نوراباد حل میشود؟ آیا با حصر اینها محصولات ما در کشور مطرح می شود؟
آقایان زمانی در دولت بودند، در آن مدت چه گلی به سر ما زدند که از این پس بزند؟
جناب احمدی کاش دنیا و سیاست کورتان نکرده بود و مخلصانه و دلسوزانه به فکر پیشرفت ملت و کشور می بودید؟
اینقدر که شور فتنه گران شرمسار را میزنید شور نخبگان را هم می زنید؟ از این که با شما همزبان و همشری هستم متاسفم! از اینکه سطح درک و فهمتان در این هست نیز!
به درود
پارسا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۴۹ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۹
0
0
باسلام خدمت دوستان عزیز**ازاینکه اطلاعات شهرستان ممسنی زادگاه مان را میبینیم و میخوانیم خوشحالیم وتشکر وقدردانے ویژه میکنم از دوستانے که این اطلاعات رادراختیارمان میگذارند.انصافا هیچ کدام از نماینده های شهرستان ممسنی تا الان باب دل و درد و درخور نام واستعدادهای عجیب منطقه و مشکلات مردم نبوده و ندیدیم.قول زیاد ولے عملے درکار نیست.دوستان هرکه درهرجا ونقطه شهرستان،بخش،روستاهای ممسنی که هستید بعد از حدود نیم قرن از گذشت انقلاب و اینقدر شہید جانباز و آزاده،،،،،با دیگر مناطق کشور که سفر کردید و مشغول به تحصیل و شغل و،،،،بوده اید.آیا محرومیت شهرستان براتون نسبت به دیگر نقاط ثابت نشده.واقعا ازهمه نمایندگان گله مندیم و امیدواریم که حق مردم راکه ضایع کردنند خداوند ازسر تقصیرشان بگذرد خودشان بعداز اتمام دوره نمایندگی لااقل یک معذرت خواهی از مردم دیارشون داشته باشند..نه اینکه دیگه بعداز اتمام دور نمایندگی و ازاین رو به اون رو شدن و ،،،،،دیگه پشت سرشون نگاه نکنند... با عرض پوزش ازشما
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: