کد خبر: ۳۳۶
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۳ - ۰۱:۴۰
دغدغه های نا امیدانه:
تعریف حدود خواستها و تعیین اولویتهای مطالبات مردم ممسنی امروزه بیش از هرزمان دیگری نمایان است. این موضوع تا کنون بحثهای فراوانی برانگیخت از جمله آنکه "چه بکنیم؟ "و" به کجا برسیم " متن زیر شاید پاسخ من به این دغدغه ها باشد. واقعیت آن است که خود من نیز به تعریفی مشخص از این خواستها نرسیده ام.

به گزارش " خبر نورآباد "- شهریار گودرزی: اهمیت تعریف حدود خواستها و تعیین اولویتهای مطالبات مردم ممسنی امروزه بیش از هرزمان دیگری نمایان است این موضوع تا کنون بحثهایی فراوانی برانگیخت از جمله آنکه "چه بکنیم "و" تا به کجا برسیم " متن زیر شاید پاسخ من به این دغدغه ها باشد. هرچند واقعیت آن است که خود من نیز به تعریفی مشخص از این خواستها نرسیده ام .

علی رغم همه کمبودهای مردم ممسنی در سراسر جغرافیا و خارج از جغرافیای این شهرستان نباید از نظر دور داشته باشیم که چه موقعیتی به لحاظ زمانی و جهانی به عنوان یک قوم داریم ، اینکه ما مطالباتی داشته باشیم که برآورده نشدن آنها موجب شده است تا احساس تبعیض یا حقارتی در ذهن و روح ما و سایر همتبارانمان بنشیند یک موضوع است ،واینکه برای به دست آوردن این مطالبات می بایست ازچه ابزارهایی استفاده کنیم و با چه کسانی همنوا شویم موضوع دیگری است.

درست است که در سراسر مناطق لرنشین آمار بیکاری نسبت به سایر مناطق ایران از میانگین بیشتری برخوردار است و توزیع ثروت و قدرت در این شهرها با شهر های دیگرکه دارای چند فرهنگ هستند مانند دزفول شوشتر، گچساران، شهرکرد ،نجف آباد اختلافی فاحش دارد و این اختلاف فاحش در خیلی از زمینه ها به زیان همتباران لر است.

اما واقعیت این استکه این کاستی ها مواردی است منطقه ای و راه برون رفت از آنها فاعدتا تلاش بیشتری را از طرف مردم و مسئولین این مناطق میطلبد.

مهمترین موضوعی که میتواند این قشر را دوباره به وضعیتی به سامان برساند همان راه آگاهی رسانی با توجه به وضعیت کنونی است.

برای آگاهی دادن و استفاده از ظرفیتهای بکار نگرفته این مردم نیاز دارد که همگان زیر سایه قانونی جامع با همتی دلسوزانه گرد هم آیند و دست به دست هم در یک راه و آن هم رسیدن به ممسنی واحد و آینده ای در خور و شایسته این مردم و همینطور رسیدن به سطحی قابل قبول از نظر معیشت و آموزش و رفع مشکلات زیر ساختی و در نهایت برابری با دیگر هموطنان است.

بزرگترین درد مردم ممسنی که بارها هم ضربه های مخربی را به بدنه این شهرستان وارد کرده است همان طایفه گرایی و تبعیض بین مردم و اقشار مختلف ممسنی و همچنین عدم توازن مناسب ثروت و قدرت هم نسبت به همدیگر و هم نسبت به دیگر مناطق کشور میباشد.

نیازی به ذکر نام چنین شهرهایی نیست، چراکه همه با خوشحالی در جلسات شبانه تعریف ها میکنیم که در تمام نقاط کشور مردمی از ممسنی حضور دارندچرا که مردم ممسنی به وفور در حال مهاجرت از ممسنی به طرف دیگر شهرها هستند.

سوال این است: آنها به چه منظور در دیگر نقاط کشور حضور دارند؟

همه با خوشحالی از این موهبت تمجید ها میکنیم ولی جای گریه دارد که بدانیم خیلی از این مردم به علت نبود شرایط ماندن در این شهر مجبور به ترک ممسنی شده اند و با این روند ممسنی در آینده فقط به محل تفریحی این مردم تبدیل میگردد نه محل ماندن و زندگی کردن.

بگذریم از بحث دراز و تکراری که از حاشیه به متن آمد و در این شهر آسیبها به فرهنگ و گویش این مردم زد و چه تعارضات فرهنگی را به این مردم تحمیل کرد.

مسلم است که امروزه احساس تبعیض بین این تبار از مردم و دیگر تباران کشوری رنج فراوانی را به مردم لر تحمیل کرده است.

رنجی که در سایه آن حتی در بعضی مواقع هویت مان رو به زوال است.همان هویتی که پدرانمان برای به دست اوردنش جنگ ها که نکردند.

به بهانه ساخت و سازها و طرح های زیر بنایی که منکر تاثیر آنها بر ایجاد یک زندگی خوب در ممسنی نیستیم طبیعت ممسنی و کشتزارهای مردم را تخریب کرده اند.ولی اگر مسمر ثمر بودند شاید رنج این طبیعت تبر خورده از یاد مردم میرفت.

شاید این مردم نمیدانند که در خیلی از موارد از جوانان لر فقط در مشاغل دشوار استفاده میکنند و چه رنج آور است که در ممسنی فقط نام ها از معادن و کارخانه جات و ... میباشد و هیچ سودی از این طریق عاید ممسنی نمیشود.

شاید ایجاد تبعیض بر قوم لر و همچنین تهاجمات شبکه های اجتماعی نسبت به فرهنگ این قوم همان هدفی را دنبال میکند که اولین فیلم ایرانی ( دختر لر ) دنبال میکرد.

اما راه نجات از این مشکلات چیست ؟ تکلیف چیست و مقصر کیست؟

درد ما این است که مطالبات ما با به عنوان یک قوم با مطالبات دیگر اقوام کمی تفاوت دارد . ولی ایجاد این تفاوت ریشه در فرهنگ غلط طایفه گرایی به جای شایسته سالاری می باشد.

شاید باید از مردم پرسید که آیا فقط باید منتظر بمانیم که نماینده مجلس در هر دوره ای وظیفه دارد مردم را نجات دهد؟

ایا مهاجرت جوانان ممسنی به شهر های اطراف ممسنی که بعضا هم از قوم لر هستند به علت کم تجهی های حکومت است؟

آیا هدف سیستم حرکت دادن قوم لر به سمت و سویی مشخص است؟

آیا مردم ممسنی خود بر این روند موثر هستند یا نه؟

شاید بار ها میشنویم و لذت میبریم که فلان پزشک با وجود درامد بالا به شهر و روستای خود برگشته تا به مردمش خدمت کند

و بارها شنیده ایم که بهمن بیگی با وجود پست وزارت برگشت و خود را وقف قوم لرکرد.

ولی توصیه میکنم به مردم به اطراف خود نگاه کنند و ببینند کدام یک از افراد موفق ما ( تحصیلی، اقتصادی و ... ) توانستند راه خدمت به قوم لر را هموار کرده و حرکت کنند؟ مشکل این است که همه میکوییم چرا من؟ یکی دیگه بیاد کار مردم را راه بیندازد.

شاید بتوان سرهنگ تژده معروف را به عنوان مشخص ککننده حد و حدود خدمت به هم نام برد. با آن داستان معروفش که حیوانی برگ درختای توی بلوار را میچرید و شخصی انطرف تر خواب بود.

سرهنگ شخص را به باد کتک گرفت که مگر کوری نمیبینی حیوان درختا رو میچرد. شخص گفت حیوان از من نیست و سرهنگ گفت درخت که واسه تو هستش.

بله تمام مردم ممسنی بدانند نباید بی تفاوت از کنار هم بگذریم و مسئولین بدانند که خدمت در هر سطحی مقدس است.

مردم خود بر سرنوشت خویش موثر اند.

در سخن پایانی هراس دارم از همراهی و همنوایی تعدادی از شهریان عزیز که نا خواسته با کسانی همنوا میشوند که قلبشان برای سرفرازی این ملک نمی تپد، مواظب باشیم تا محرومیت وفقر در ممسنی از این بیشتر نشود و خدای ناکرده بن شاخه ای که بر آن نشسه ایم را نبریم و در این گیرو دار باید ها و نباید هاکه کشور عزیزمان با تهدیدات مختلفی مواجه است به بیراهه کشیده نشویم.

فراموش نکنیم که ایرانی هستیم هویت قوم لر حفظ تمامیت ارضی ، استقلال وآزادی و در یک کلام هویت قومی لر و ایران است.
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: