کد خبر: ۳۰۹۲
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۵
یادداشت:
امروز در شهرستان ممسنی یک سوال در خصوص شغل پدر موجب شد قلب کودکی بشکند چرا که وی با گفتن دروغ مجبور به نگه داشتن راز زندگی اش در کلاس درس و تعلیم و تربیت شد و چه بسا در آینده این راز از سوی دوستان کشف شود و وی را هم به جرم دروغ و هم به گناهان ناکرده دیگر مورد نکوهش قرار دهند.در باب این موضوع پیشنهاد میشود معلمان نورابادی از پرسیدن شغل پدر و مادر دانش آموزان خودداری کنند.
"خبر نورآباد" یادداشت:شهریار گودرزی؛ضمن عذر خواهی از مقام شامخ معلمان محترم در شهرستان ممسنی و رستم بنا به رخ دادن اتفاقی ناخوشایند در یکی از مدارس ممسنی که نمونه ای این چنین اتفاقات میباشد بر آن شدم که باب یک پیشنهاد به فرهیختگان علم و ادب در این دیار به بهانه پس دادن درس شاگردی این عزیزان سخنی را بازگو کنم.
امروز در شهرستان ممسنی یک سوال در خصوص شغل پدر موجب شد قلب کودکی بشکند چرا که وی با گفتن دروغ مجبور به نگه داشتن راز زندگی اش در کلاس درس و تعلیم و تربیت شد و چه بسا در آینده این راز از سوی دوستان کشف شود و وی را هم به جرم دروغ و هم به گناهان ناکرده دیگر مورد نکوهش قرار دهند.
شاید بدترین نتیجه تعلیم و تربیت در مدارس ترویج دروغگویی دانش آموزان به صورت ناخودآگاه و به وسیله اعمال سهوی باشد که از سوی مجموعه و دبیران صورت میگیرد.
قصد محکوم کردن افراد را ندارم بلکه قصد نقد شرایط موجود اجتماعی را دارم که دامن میزند بر تفکیک جایگاه اجتماعی افراد در ممسنی که مهمترین آن وضعیت اقتصادی خانوار است.
از کودکی یاد دارم که با شروع مدارس در شهرستان ممسنی معلمان تازه وارد و دانش آموزان تازه وارد زمانی را برای آشنایی با هم میگذرانند. در این مراسم اشنایی معلم فقط نام خود را عنوان میکند و معمولا بچه ها برمی خیزند و خود را معرفی می کنند ولی اکثر معلم های شهرمان از دانش آموزان می خواهند شغل پدر و بعضا مادر خود را هم بگویند.

به شخصه مخالف مطلع بودن معلمین و مدرسه از وضعیت زندگی دانش آموزان نیستم چراکه وجود اطلاعاتی از قبیل وضعیت مالی، شرایط روحی دانش آموز در خانواده و محیط اطراف، در قید حیات بودن و نبودن پدر و مادر ، شغل پدر و مادر و ... دانش آموزان و خانواده آنها به شرط حفظ اسرار موثر بر شیوه های تعلیمی و تربیتی در مدارس ما بوده و موجب افزایش درک بیشتر معلم از وضعیت روحی و اخلاقی محصل میشود.

اما این که کودک یا نوجوان در حضور دیگران برخیزد و بگوید پدرش میوه فروش است یا پزشک و بساز و بفروش است یا راننده تاکسی موجه و ضروری نیست چرا که ممکن است بخاطر شغل پدر در معرض قضاوت دیگران قرار گیرد بی آن که نقشی در شغل او داشته باشد.

معلم های محترم که خود افتخار شاگردی بسیاری از انها را نیز داشته ام و خود را هیچگاه در مقام یک منتقد به جایگاه آنها نمیدانم بدون شک میدانند با توجه به شرایط فرهنگی موجود و وجود اختلافات طبقاتی فرهنگی و اقتصادی در جامعه ما خیلی از دانش آموزان ممکن است بصورت ناخود آگاه و به تبع شرایط محیطی به جای ارج نهادن به هر فعالیت شرافت‌مندانه اقدام به تفکیک جایگاه مشاغل در چارچوب شکاف های طبقاتی و مادیاتی نمایند که این مهم نه تنها موثر نیست بلکه میتوان گفت بیشترین آثار تخریبی بر شخصیت سازی اشخاص را دارد.
لذا با توجه به اتفاق امروز که خدا میداند چند مرتبه در کلاس های مختلف و در نقاط مختلف شهرستان تکرار خواهد شد نه به عنوان انتقاد بلکه در باب پس دادن درس شاگردی معلمان گذشته ام پیشنهاد میکنم خانم معلم و آقای معلم! نام بچه ها را بپرسید ولی بدانید سؤال درباره شغل پدر و مادر و وضعیت زندگی آنها در جمع ضرورتی ندارد چرا که شاید اساسا پدری یا مادری نداشته باشد یا با پدر و یا مادرشزندگی نکند یا به شغل پدر و مادرش افتخار نکند یا بچه ها با جزییات آن شغل آشنا نباشند و تحقیر کنند و کودک را بیازارند...

پس میتوان از طریق فرمهای خاص و با نشست خصوصی با دانش آموزان از وضعیت آنها مطلع شد تا ارتباطی دو طرفه و از روی آگاهی و اعتماد و رضایت دانش آموز ایجاد گردد.

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: