کد خبر: ۲۸۶۷
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۴
یادداشت:
محمود اسکندری معروف به محمودخان، شاهنامه‌خوان نامی منطقه قشقایی سال ۱۳۰۷ در روستای ماهور بین مرز استان فارس و کهکیلویه و بویراحمد به دنیا آمد.
" خبر نورآباد "- یادداشت:یاداشتی از نازلی اسکندری دختر زنده یاد محمود خان اسکندری به مناسبت اولین سالگرد درگذشت وی.
به نام خدا
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریدهٔ عالم دوام ما

به نقل از قشقایی انلاین: سلام به قشقایی ها، لرها، فارس ها و تمامی عزیزانی که در زمان حیات پدرم، نهایت محبت را به او مبذول می داشتند ودر وقت رخت برچیدنش از این جهان فانی، در مقام عشق و وفاداری، سنگ تمام گذاشتند.
به بهانه نزدیک شدن سالگرد پرواز پدرم بسوی خدا، سپاس بی پایانم را نثار تک تک شما مردم فرهیخته و با معرفت می نمایم، آفرین بر وفا و صفایتان، اجرتان با خدایی که قدرشناس نیکی های بندگانش در حق یکدیگر است.
پدرم را کم و بیش می شناختید، اما شاید بیشتر از هر کسی در این جهان، او با من دوست بود و من با او، بدین خاطر به جهت درس آموختن از فضایل اخلاقی مرد وارسته ای از ایل قشقایی، دوست دارم محمودخان محبوب تان را از دریچه ای دیگر هم بنگرید.
پدرم نیکو سیرت و نیکو صورت بود و سیرت او بسیار نیکوتر از ظاهرش بود.
مردی وارسته از جهان مادی، بی اعتنا به مال دنیا، خوش خلق و گشاده رو، در همه حال و با همه کس.
گوئی از درون به سرچشمه رحمت لایزال خداوندی چنان متصل بود که آن سرچشمه نمی گذاشت لحظه ای غبار غم جهان فانی بردلش بنشیند.
هرگز به تقاضای کسی نه نمی گفت، چه چوپان ناشناسی که او را به عروسی پسرش می خواند که منت بگذار و بیا و پدرم می گفت منت گذاشته ای که مرا خوانده ای، با سر می آیم و با سر می رفت و چه هنرآموز تازه کاری که با اشتیاق اثر هنرش را برای پدرم میخواند و جز تحسین وتشویق از او نمی شنید.

پدرم همواره سختی ها و ناکامی های روزگار را به هیچ می انگاشت و جز مرگ یک انسان که او را می آزرد، هیچ غم دیگر جهان را قابل اعتنا نمی دانست و بدین سان غم های جهان می آمدند و می گذشتند بی آنکه روح بزرگ او را کوچک ترین لمس کرده باشند.
قلب پدرم بسیار بزرگ بود، به اندازه ای که عشق تمامی کائنات و انسان ها در آن جا گرفته بود و آن چنان از هستی لذت می برد که بنابر اعتراف خودش، حس می کرد خداوند هستی را بخاطر لذت بردن او آفریده که این دید عمیق عرفانی را از فرهنگ غنی شعر و ادبیات فارسی و ترکی که اکثر آنها را از حفظ داشت، گرفته بود.
عزتش را بین مردم، عزتی خدادادی می دانست و معتقد بود که من کسی نیستم و هنر چندانی هم ندارم ولی اراده خداوند براین قرار گرفته که مردم اینقدر به من محبت کنند و این را بزرگترین ثروت زندگیش می دانست و همواره بدان می بالید.
پدرم در زمانی که پندی نمی داد، شعر عبرت آموزی نمی خواند، درسی از هنر و فرهنگ و تاریخ نمی داد، زخم های دل کسی را با محبت پدری و پند و تجربیات خود مرهم نمی گذاشت، آوازی برای شیفتگان نمی خواند، ذکر خدا را می گفت
ذکر همیشگی او ( شکر ، الحمدالله ) بود روزانه ده ها بار تکرار می شد.
در روزهای یادآوری کوچ ابدیش به سوی معبودش که همیشه شاکر او بود، بیایید به کوچ ابدی خودمان هم بیندیشیم
کاش خداوند زندگی و مرگی همچون او نصیبمان فرماید.
برای شادی روح بزرگش، هزینه های سالگرد او برای عزیزانی صرف گردید که بسیار بدان نیازمند بودند.
برای یکایک شما عزیزان، آرزوی بهترین ها را از خداوند متعال دارم.

خواهر کوچک شما ( نازلی اسکندری)

زندگی نامه شاهنامه خوان ماهوری

محمود اسکندری معروف به محمودخان، شاهنامه‌خوان نامی منطقه قشقایی سال ۱۳۰۷ در روستای ماهور بین مرز استان فارس و کهکیلویه و بویراحمد به دنیا آمد.
وی فرزند اسفندیارخان از طایفه كشكولی ایل قشقایی، فعالیت هنری را در موسیقی بومی و تركی قشقایی و شاهنامه خوانی  را در نوجوانی، در محضر عمویش ،اردشیرخان كشكولی شروع كرد و با پیشكسوتان هنرمند ایلی در 12 سالگی آشنا شد.
از عاشیق های قشقایی ، استادان عاشق امامقلی، عاشق حمزه، عاشق اسماعیل و چندین عاشق دیگر در آشنایی وی با موسیقی قشقایی تاثیر گذار بودند اما او شاهنامه‌خوانی را از استاد لشگری و اسفندیاری (اهل دشتستان) و محمدقلی خورشیدی آموخت و علاوه بر آن گفته می‌شود که با استاد حسینعلی نکیسا ، خواننده و ردیف‌دان نامی نیز آشنایی داشت و از محضرش نکات و ظرایفی را فرا گرفت.
موسیقی منطقه قشقایی را  از محضر حبیب خان گرگین پور و فرزندان هنرمندش و کیامرث خان جهانگیری آردکپان، كاكاخان بیگ خورشیدی، منصورخان بهمنی و حاج محمد حسین كیانی و سلطان علی بیگ دیزگانی و دیگر هنرمندان پیشكسوت فرا گرفت. در کنار آن به اجرای برنامه‌هایی در رادیو شیراز پرداخت که از جمله آنها می‌توان به اجرای برنامه  با استاد امیر بهادرخان كشكولی در سنین جوانی در رادیو شیراز اشاره کرد.

شاهنامه خوانی را در محضر غلامحسین خان كشكولی و پسرش عبداالله خان آموختند. مدتها نیز از محضر شاهنامه خوان معروف دشتی و دشتستان مرحوم حسن لشكری معروف به حسن اسفندیار و دیگر استادان آن زمان بهره ها برد و در بزرگداشت فردوسی بزرگ و در صدا و سیمای فارس بارها شاهنامه خوانی كرده اند.
در سریال درد عشق ساخته هادی سیف و در مستند ( بنكو پستچی ایل) ساخته كیومرث درم‌بخش در نقش بزرگ قبیله یا ایلخان ایفای نقش كرد.

در دومین همایش فرهنگ و هنر عشایر ایران که در آذر ماه 1388 در فرهنگستان هنر ایران، برگزار شد از  مقام هنری او تجلیل به عمل آمد.

محمود اسکندری روز ۳۱ تیرماه سال ۱۳۹۴ به دلیل عارضه ریوی در بیمارستان درگذشت.

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: