کد خبر: ۲۸۶۳
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۵
سرویس اجتماعی:
خیابان های شهر من مصیری آسفالت همان کوچه های قریه و روستای مصیری است.شهر من در آغاز حکومت محمدرضا شاه پزشک متخصص داشت.شهر من مدرسه کاوه و کوروش کبیر و سیمین بهبهانی داشت.شهر مرا افعی کمر بندی بلعیده است.
" خبر نورآباد "- سرویس اجتماعی:جلال یوسفی، از مخاطبان سایت خبر نوراباد در یادداشتی از مشکلات شهر مصیری گفت که به شرح زیر میباشد:
خیابان های شهر من مصیری آسفالت همان کوچه های قریه و روستای مصیری است.
شهر من در آغاز حکومت محمدرضا شاه پزشک متخصص داشت.
شهر من مدرسه کاوه و کوروش کبیر و سیمین بهبهانی داشت.
شهر مرا افعی کمر بندی بلعیده است
مرکز هر منطقه نماد آن منطقه است. بنابرین شاید بی ربط نباشد که کشور های پیشرفته را از پایتخت آنها می توان شناخت.
اگر کسی می خواهد محرومیت شهرستان زادگاه مرا درک کند، کافی است که سری به مرکز این شهرستان بزند. شهر "مصیری" جایی که مراکز اداری اش در ساختمان های ساخته شده در ساختار روستایی دوران رژیم گذشته مستقرند.
شهر من در سال های آغازین حکومت محمدرضا و دوران حکومت حسینقلی خان رستم، دارای پزشک متخصص بوده است. پزشکی که مرا در بدو تولد از مرگ حتمی نجات داد.
شهر من اداره بهداشت و درمانش در ساختمان مرکز بهداشت و مالاریا ی دهه چهل شمسی مستقر است. اداره مخابراتش در ساختمان مرکز تلفن و اداره پستش در ساختمان پست قدیم.
از کجایش بگویم. از مدرسه و دبیرستان کاوه اش. از مدرسه کوروش کبیر و سیمین بهبهانی اش، از... و از...  و از..
از کجایش بگویم. از آب آشامیدنی اش که سال گذشته یک باره گل شد؟ از خیابان هایش که آسفالت شده همان کوچه های "قریه"و سپس"روستای"مصیری هستند؟
از افعی خطرناکی به نام"جاده کمربندی"اش که ده ها سال است بهترین انسان ها را بلعیده است؟  از جوانان مهاجرت کرده و مغزهای فرار کرده اش به اقصی نقاط کشور و دنیا؟ از کدامین دردش باید ناله و مویه کرد؟
از کوه سیاه و گزکون و گندی زاری اش که هر ساله طعمه آتش می شود؟
از روستاهای بی آب و بی جاده و مردم فقیرش؟
از شهر بدون پارکینگ و فاقد یک میدان تره بار و مهم تر از همه شهر بدون پایانه مسافر بری اش؟
آری در زمانی که هزاران میلیارد دلار در توبره خاوری و زنجانی و امثال آن ها ریخته و به راحتی راه فرار شان باز می گردد،  حکومت و دولت ما برای قبر شهدایی که قبلا با هزینه خانواده هایشان درست شده بودند و این ها تخریبش کردند، هزینه ندارد؟
راستی تا یادم نرفته این سوال را بپرسم
چرا قبرستان شهدای منطقه ما شرق و غرب آن درست شده ولی مرکز و جنوبش رها شده است؟
چه ارتباطی بین مدیران مرکز متولی شهدا و این ساخت و ساز وجود دارد؟ کافی است کمی فکر کنید. فقط کمی.
شهر من بیمارستان ندارد.  به همین خاطر بوده که خویشاوندان، دوستان و هم شهریانم وقتی فوت می کنند در مراسم ختم شان به من می گویند تا پل فهلیان، گردنه باجگاه، پیچ درخت تاگ و دوراهی زنده بوده و سپس تمام کرده اند!
طبیعت اطراف شهر من آشغال دانی  شهرم شده است.
نمی دانم این دردهای جانسوز را به چه کسی باید گفت؟!
این ها فقط قطره ای از دریای درد بی کرانی است که دامنگیر شهرم شده است. هنوز نه از مردمش گفته ام و نه روستاهایش. نه از شکم های گرسنه و پاهای برهنه اش. نه از مردان و زنان باغیرت اما فقیرش.... نه از زمین های مستعد بدون آبش...
دوباره هم خواهم آمد و خواهم گفت. از محله محله و ده به ده و آدم به آدم و دردهایشان خواهم گفت. آن قدر خواهم گفت  و خواهم گفت تا شاید فرجی گشوده شود و اگر نشود پیش زادگاهم، نزد سنگ های افتاده در کوچه و خیابان های شهر و دیارم، پیش زمین های خشکیده و تن های مشکی پوشیده ناشی از افعی کمربندی و جان های پرواز کرده در بین راه به سمت بیمارستانی که حق این مردم بود و به ناحق به جاده اشکان بردند و... روسیاه و شرمنده نباشم.
درود بر دل های سوخته ای که تا کنون تحمل کردند....  و درود ب آنان که هدایت را اطاعت کردند.  ارادتمند دلسوز کهن دیار پور زال.
شایان ذکر است این متن از سری یادداشت های مخاطبان خبر نوراباد بوده و انتشار ان به معای تایید و یا تکذیب ان نبوده و شنا میتوانید با ارسال نظر یا یادداشت در تکمیل این موضوع کمک کنید.

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: