کد خبر: ۲۰۸۰
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۵
تعدادی از کارگران مخابرات ممسنی90 روز است که با جیب خالی از خانه بیرون آمده و به خانه برمیگردند و کارشان جز قرض کردن از این و آن مغازه یا دوست نیست. این درد دلی بسیار جالب و خواندنی تعدادی از کارگران مخابرات ممسنی با مسئولان است.
رفت و آمد 90 روزه تعدادی از کارگران مخابرات ممسنی با جیب خالی

" خبر نورآباد"_ سرویس اجتماعی: با لباسهایی کاملا اطو کشیده و کت و شلوار مرتب آنطور که گویی به یک عروسی دعوت دارد . بی شباهت به آقا دامادها نیست . باید هم باشد . شما هم قرارداد ماهیانه پنجاه میلیونی با یک مشت کارگر که دست ..... چه بگویم . آدمی را به چه کلامی وا میدارد این پیمانکار . با آن قیافه . خاصی که برای خود بین کارگرانش ساخته ، میخواهد با او روبرو شوی یعنی میخواهد سلامش کنی البته سلام ، سلامتی می آورد. ولی نه برای مردمی که که خودبین و خودخواه هستند . البته باز هم حق دارد .تصور کنید که شما از صنعت هوانوردی و هواپیما چیزی ندانید و یکدفعه بخواهند که فرودگاه و هواپیماههای مسافربری را به مناقصه پیمانکاری بگذارند و یکی که دستش به جیبش آشناست و یا سفارشش شده ولی هیچ نمیداند . فقط به او بگویند که بچه گیهایت بابات برات اسباب بازی هلیکوپتر یا هواپیما گرفته . و او همراه با کسی که سوال میکند هردو سر تکان دهند و بگویند که ، مبارک است شما از هم اکنون پیمانکار هستید.

کاری ندارد همه کار خودشان را انجام میدهند و حقوق ماهیانه کارگرها را که کار میکنند به حساب شما واریز میشود . اصلا ما فقط شما را میشناسیم و به هیچکدام از این افراد کاری نداریم خودت میدانی و خانم و آقای فلان و بهمان و ...... حالا هواپیمایی نه مخابرات یا برق یا فلان کار فنی ، که اقلا بیست نفر لیسانس فنی زیر دستت کار میکند و نان میخورد .خدا وکیلی نباید ... کمی فنی باشی. .. به رشته تحصیلی ات ربط داشته باشد . معلم تارخ و ادبیات را چه به پیمانکاری اداره مخابرات و یا اداره برق ..... . وقتی رییس اداره مخابرات و مدیر برق فلان شهرستان و .... مدرک معادل پیام نور آنهم در رشته جغرافی و یا ....

از پله های اداره که بالا میرود ، بطرف اطاق رییس میرود .یکی دو نفر از کارگرانش ، همراه او و چون چاکران دست به سینه از پله ها بالا رفته درب اطاق رییس میایستند تا از اطاق بیرون بیاید . . کارگرانی با دل و جرات هم هستند که از دور سرک میکشند چون با خود میگویند حتما مصوبه ای چیزی برای گشایش کار آنها آمده که او پس از سه چهار ماه پیدایش شده .حتما خبری از حقوق عقب مانده چند ماهه آنهاست.

حتما خبری هست. او پس از چهار ماه آمده و حتما امیدی میدهد . یکی از کارگرهای خوشبین میگوید " حتما ته جیبمان با پول آشنا خواهد شد" یا شاید هم مثل دفعه قبل خدا از او نگذرد که شرمنده زن و فرزندمان نموده است . از بقال سر کوچه تا ... به همه بدهکاریم و فقط اسممان در رفته که در مخابرات فلان کار میکنیم . اگر اینطور نبود که به ما قرض نمیدادند."

جلسه پشت دربهای بسته با پیمانکار انجام میشود . گوش به درب هم بخوابانی چیزی نمیشنوی !!!!!، تلاش نکن .، به زبانی غیر از ما ، به زبان از ما بهتران سخن میگویند و میشنوند . خدا میداند چه میگویند و چه میشنوند که او شنوا و بیناست.

خلاصه درب باز میشود و سرنوشت مالی خیلی از کارگران با این باز شدن درب رقم میخورد . آنها که در این مدت بره بوده اند خوش به حالشان ...

آنها که چپش وار ویا قوچ وار شاخ به دیوار کوبیدند و از حقوق عقب افتاده نالیده اند . و حتی با خودشان آنهم در قضای حاجت سخن گفته اند ، به دلیل موش دیوار و گوشهای تیز موش و ... وای ، وای به حالشان . وای به حالشان اگر جیک بزنند . یا بگویند علاف شدیم و ده سال عمرمان به باد رفت و بخواهند انصراف و یا ......

پسر خاله دختر خاله برای جایگزینی و سفارش سالاری زیاد است ، از همان اول تعهد میدهد که چهارماه یکبار حقوق بخواهد چون فقط اسم کار و کار کردن را نیاز دارد نه پولش را ....!.......

از پله ها پایین میآید خیلیها دنبالش هستند حتی آنها که گمان میکردند قوچ شده و شاخ به دیوار میزدند هم بره وار دنبال آقای پیمانکار .آقای ... آقای... فلان میکنند ....

اگر رفت و تا چند ماه دیگر نیامد چه ؟

اعتراض هم که یعنی اخراج و بیچارگی و بدتر از همه چیز . در انصورت مغازه ها هم قرض نمیدهند . چه کسی به یک بیکار قرض میدهد؟ خیلی ها غرور شکسته ، همراه ماشینش تا درب نگهبانی میدوند و حتی وقتی نگهبان اداره، مانع درب اتوماتیک را بالا میبرد، به شیشه ماشینش آویزان شده و حتی التماس میکنند . وای از غرور شکسته . وای از ..

بعضی لبخند که نه ، لبخند نیست این لبخند نیست .این یعنی ، شما هم دیدید ، این به اصطلاح ، انسان چه کرد ؟ و خیلی های دیگر چهره در هم کشیده به آسمان نگاه کرده و به خدا میگویند تا کی میخواهی صبر کنی ؟ چرا نشان نمیدهی که ، باورمان شود که ظلم ظالم پایدار نیست ، تا دیگر ظالمان تنشان از عقوبت کار اینان بلرزد واینقدر در حق بندگانت ظلم نکنند.

یکی از ناظران اعتراف کنان میگوید که حالا میفهمم . وای من چقدر خرم ، من چقدر الاغ تشریف داشتم . حالا میفهمم که داشتند ، نقش بازی میکردند . وقتی رییس میگفت که چرا جریمه اش نمیکنید ؟ یک میلیون ،اصلا پنج میلیون ، اصلا ایندفعه پیمانکار باید یک جریمه حسابی بشود . بیاید و ببیند که چه نابسامانی وجود دارد و چقدر نارضایتی ایجاد شده است و مشترکین تلفن چقدر ناراضی هستند.

من جریمه کردم . و وقتی نتیجه را در برگه های برگشتی دیدم که جریمه میلیونی شده ده هزار تومان . وای چقدر نمیفهمیدم که اگر کسی را به مرگ بگیری به تب راضی میشود...

گروه ارزیاب آمدند .از نواقص عکس گرفتند . سالهای قبل نیز چنین کردند . چند عکس یادگاری هم گرفتیم درست کنار نواقص و کمبودها. قرار بود عکسهای یادگاری را پس بفرستند . مثل اینکه به همراه دیگر عکسها دلیت شده بود . اشکال ندارد سال دیگر با دوربین پیشرفته تری میآیند و عکس از کمبودها ، نواقص و ... و یادگاری .. خواهند گرفت . انشاال.. آنوقت شما هم چون سروران قبلیمان به راس هرم نزدیکتر شده و در به دام انداختن سیمرغ و ساختن قفس سیمرغ و همان تحول اداری وشایسته سالاری که همیشه حرفش را میزنند ، شریک خواهید شد . البته که سیمرغ شمایید به خود بنگرید ببینید سی شده اید . اگر سی مدیر ارشد از استان ما بیرون رفته باشد، به حتم همان سیمرغ هستید . بیچاره عطار وسیمرغ هم .. داستان غریبی است.

حالا چرا سی مرغ شما که همه خروسید .. چطور ...مرغ و... سی ، و تحول ، تحول در مخابرات و کارگرانی که امنیت شغلی ندارند و هیچ انگیزه ای بعد از سه ماه نگرفتن حقوق و شرمندگی نزد زن و فرزند و بقال و نانوا و غیره و غیره دارند چطور میخواهد اتفاق بیفتد.

شما دوست مدیر من، یک روز بدون پول و بدون خودرو اداره ،چون ، یکی از کارگرانت بدون پول کرایه از منزل بیرون تشریف بیاورید ، بدون کارت پول و غیره با جیب خالی ، بله ، با جیب خالی چون چند هزار کارگری که دارید . خودتان را جای کارگرانتان قرار دهید.

کارگران شما 90 روز است که با جیب خالی از خانه بیرون آمده و به خانه برمیگردند و کارشان جز قرض کردن از این و آن مغازه یا دوست نیست.

کارگری که امنیت شغلی نداشته باشد و بعد از بیش از 10 سال کار در شرکت ، هنوز هم برای هر دفعه که پیمانکار جدیدی را برنده میکنند . تن و جانش میلرزد و میترسد که نکند از کار برکنارش کنند و پسر خاله یا دختر خاله ای یا سفارش شده ای جایش را بگیرد . جیبش هم خالی است با کدام انگیزه برای رفع خرابی برود ؟ چطور و با کدام دلخوشی از من و شما ، سریع و فورس ماژول رفع خرابی کرده وخرابی را خرابتر نکند . و یا برای رفع خرابیش تقاضای انعام و یا همان زیر یا روی میزی نکند.

آینده ما به کجا میرود ؟. تحول در مخابرات با دو یا سه پاره کردن کارگرانش رفع خرابی و رضایت مشترکین را به همراه نمی آورد !!!!! کارگران شبکه را به پیمانکارانی که سه ماه یکبار آن هم بصورت اقساط پول کارگرانش را میدهد فقط برای اینکه پیمانکار جزء هم داشته باشیم تا کاسه آش یا سکه بعضی ها از سفره شان که جسد بیجان فلان شرکت است خالی نباشد . این جسد بی جان با این دو یا سه گانگی جان نمیگیرد . نفس میخواهد ، کارگر انگیزه میخواهد ، دلخوشی میخواهد ، امنیت شغلی میخواهد .بیاد داشته باشیم که نیروی انسانی مهمترین و اصلی ترین فاکتور در کار و مدیریت میباشد.

به خدا که از درد دل آنها که برای بردن فرزند خردسالشان به بیمارستان پول کرایه رفتن تا ...... ندارد آگاهم و میدانم.

تورا به خدا از ما گذشت ما که به ته خط رسیدیم و اجباری یا اختیاری یا زورکی و یا ... بازنشست میشویم اگر خدا قسمت کرد و این زبانمان کار دستمان نداد. شما به همان دینی که دارید به همان دینی که چشم در چشم خدا دروغ میگویید . به همان دینتان که ، این پرسنل ساخته ی جدید ، که خصوصی یا قراردادی یا هرچه که بنامید ، دیگر یک کلام نه از سیمرغ نه از یک مرغ و نه از خروس و نه از جوجه باور نخواهند کرد و تحولی مثبت صورت نخواهد گرفت !. ما گفتیم باور نکنید.

وسلام

شایان ذکر است این درگاه اینترنتی آماده انتشار پاسخ و یا توضیحات احتمالی مسئولین مربوطه میباشد.
مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: