کد خبر: ۱۶۹۶
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۴ - ۱۱:۲۶
مهراد احمد:
چگونه شاد شویم! چنگ در کدامین حلقه ی استوار پایدار اویزیم که رخوت و نخوت بر آن مستولی نباشد! کجاست شیر دلی که از بلا نهراسد و حق به ناحق تضییع شده ی من و شما بستاند!؟ گفته اند و می گویند: حق گرفتنی است! حق و حقوق دسته بندی و تقسیمات دارد! سلسله مراتب دارد!...

" خبر نورآباد "- تحلیل و یادداشت :

مرو به خانه ی ارباب بی مروت دهر

که گنج عافیت در سرای خویشتن است!

حافظ

و چقدر ما ساده و ساده اندیش و زود باوریم! که عمری در پی اکسیر مراد در کمین گاه نظر با دل و دماغ خویش در جنگ زرگری بوده و دل به سودای باطل بادپیمایان روزگار خود داده ایم! باپیمایانی که پایاب شکیبایی آنها به یک قدمی نوک دماغ و چشمانشان نمی رسید! و خود از خویشتن عاجزاند و در عذاب! و ما ساده باوران روزگار مدرن خویش؛ طالع امید و شافع نوید خود را در این قحط سالی وفا و صفا از کسانی خواسته و همچنان می خواهیم که خود به ظاهر قارون و به باطن مفلسان طلبکار گنچ قارونی بیش نبوده اند! عمل که هیچ بل حرف هم نتوانستند در دفاع از حقوق تضییع شده ی ما بر زبان برانند!

چگونه شاد شویم! چنگ در کدامین حلقه ی استوار پایدار اویزیم که رخوت و نخوت بر آن مستولی نباشد! کجاست شیر دلی که از بلا نهراسد و حق به ناحق تضییع شده ی من و شما بستاند!؟ گفته اند و می گویند: حق گرفتنی است! حق و حقوق دسته بندی و تقسیمات دارد! سلسله مراتب دارد! در دادگاه ما وکیل می گیریم که چه کند؟! بی شک از حق و حقوق مان در نبود ما دفاع کند! وکیل ما در مجلس نیز چنان است! اما گویی این فضیه عکس شده! نماینده که قبول می شود وکیل که نه سینه چاک و مرید می یابد! دفاع کامکن برعکس می شود! نقد که تنها چراغ روشنی بخش این داستان است به تعطیلات می رود! همیشه گفته و باز می گویم: در یک جلسه کاندیدی را نقد کنید! اگر دیگر و بعدها به جلسه دعوت شدید!!!! زیر بناها ویران و متزلزل اند! اعوجاج فرهنگی یکی دوتا نیست! وقتی سلاح روشنفکر و تحصیلکرده ی ما سنگ و چماق است! کشاورز خردورز منطقی چه کاری از دستش ساخته است!؟

از صد؛ یکی بجای نیاورده شرط علم

وز حب جاه؛ در طلب علم دیگر است!

سعدی

این حب جاه و مقام اگر به جهالت و شماتت و حماقت آمیخته شود بیداد؛ فلک خردکن خواهد ساخت! میگن کاری که پول میکنه غول نمی کنه! حالا تصور فرموده این حب جاه و جهالت به هم آمیخته به تمکنی مالی نیز آراسته بشه! که گاهن شده! چه بلاها که بر سرما نخواهد آمد! و چنین می شود که ذویذن سهم کسانی خواهد شد که هرگز نمی رسند و رسیدن سهم کسانی که نمی دوند! و مشکلات همیشه سد راه دوندگان و نردبانی برای ترقی نشسته گان!

باری؛ به یمن پیشرفت های تکنولوژیک در جهان معاصر امید می رود که دریچه های بیشتری به سمت و سوی وقایع نگاری هوشمندانه ی تاریخ باز شود! ارتباطات به عنوان سرمایه ی اجتماعی و مدنی در تمامی ظواهر زندگی مردم ظاهر گشته و افقی جدید را در مناسبات به معرض نمایش می گذارد! و ...

اما چرا ما به این روز و روزگار دچار شده ایم! و چرا در ایران امروز جایگاه درخور و شایسته ای نداریم!؟ چرا از توسعه فرسنگ ها دوریم!؟ چرا نمی رسیم؟! اشکالات و ایرادات ما چیست؟! نماینده در این بین چکاره بوده و هست!؟ آیا باید تمام مشکلات را گردن نمابده انداخت؟! آیا باید نماینده را مبری از این مطلب دانست! اصولن نقش نماینده در این نتایج تلخ چیست!؟ معیارها و مولفه های توسعه و پیشرفت کدامند!؟ آیا نمایندگان ادوار قبل ضعیف عمل کرده اند!؟ نماینده ی فعلی چطور؟! مسوولین امر در منطقه چطور!؟ نقش خود ما چیست؟! آیا انتخابات تاثیری در آینده ی منطقه دارد؟! و ...

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: