کد خبر: ۱۰۸۶
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۸
حمید گنجایش؛
از اداره فرهنگ و ارشاد ممسنی و رستم نمی توانم به همین راحتی بگذرم.شما که خود را متولی و پرچمدار جریان فرهنگ و اخلاق در شهرستان می دانید چطور با تعطیلی این ماهنامه پراستقبال هیچ گونه واکنشی نشان ندادید و فقط به توضیحی تکراری از جریان تعطیلی نورباران پرداختید و عمق فاجعه را تا کنون درک نکرده اید؟

" خبر نورآباد"- سرویس فرهنگی: رسانه ها و نشریات هر شهر و منطقه ای بازوان توانمند آگاهی رسانی و اطلاع دهی به مردم می باشد و در افزایش آگاهی ها و تقویت دانایی و هوشیاری و بصیرت افزایی مردم نقش بی بدیلی ایفا می کنند. راه اندازی هر سایت خبری و یا نشریه یا روزنامه ای به توسعه فرهنگی و اجتماعی شهر و منطقه شتاب می بخشد و به مثابه روزنه ای است که افق های جدیدی را پیش روی آگاهی مردم باز می کند و موجب همدلی و همزبانی بیشتر مردم آن منطقه و دیار می شود و بالعکس به تعطیلی کشاندن هر کدام از آنها به پسرفت و عقب ماندگی فرهنگی و دانایی مردم منجر خواهد شد.

ماهنامه نورباران که ماه ترین نشریه عصر حاضر مردم ممسنی و رستم بود متأسفانه در حالی به شماره 60 خود نرسید و از روی دکه های شهرمان برداشته شد که هیچ مسئول و سازمانی در این شهر نه تنها از این مسأله ابراز تأسف و ناراحتی نکردند بلکه حتی زبانشان در دهانشان نچرخید که یک تقدیر و تشکر خالی از تلاش های فرهنگ سازانه مسئولان این ماهنامه توانمند نمایند. همه شما مسئولان دیروزی و امروزی شهرستان ممسنی و رستم به سهم خود از این ماهنامه بهره گرفتید و حداقل تا حدودی که شایستگی داشتید نام و نشان شما و گفته های شما از طریق صفحات همین ماهنامه به گوش مردم می رسید اما راستی چه شده است که شما اینقدر کم عاطفه شده اید و کم معرفت؟! راستی شما چرا اینقدر خوش استقبال هستید و بَد بَدرقه؟!؟

از همه شما مسئولان شهرستان بگذرم از اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان ممسنی و رستم نمی توانم به همین راحتی بگذرم که هر چه در انتقاد از شماها بنویسم کم است.... و خوب می دانید که این انتقادها بر شما وارد است.... شما که خود را متولی و پرچمدار جریان فرهنگ و اخلاق در شهرستان می دانید چطور با تعطیلی این ماهنامه توانمند و پراستقبال هیچ گونه واکنشی نشان ندادید و فقط به توضیحی تکراری از جریان تعطیلی ماهنامه نورباران پرداختید و عمق فاجعه را تا کنون درک نکرده اید؟!؟

اداره فرهنگ و ارشاد ممسنی و رستم اگر بخواهد خیلی هنر کند و یک خورده از وظایف و تکالیف خود را در قبال ماهنامه نورباران و زحمات بی دریغ مسئولان آن ایفا نماید و رسم فرهنگ و اخلاق کاری را ایفا نماید باید در یک مراسم ویژه از تلاش های مستمر و بی بدیل ماهنامه نورباران در این چند مدت یک تقدیر و تشکر ویژه بعمل آورد. گرچه بزرگترین و اصلی ترین مسئولیت و وظیفه این اداره و یا سازمان جلوگیری از تعطیلی آن می بود که انجام نداد....؟!؟

چه بگویم که هر چه در انتقاد از شما بگویم باز هم کم گفته ام اما شما را تکلیف می کنم به این که بیایید واژه گان مقدس و متعالی« فرهنگ و ارشاد اسلامی» را دوباره مشق کنید شاید آگاه شوید در چه جایگاهی قرار گرفته اید.....؟!

حمید گنجایش؛ نویسنده و پژوهشگر صدا و سیما

مطالب مرتبط
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۰
1
0
جناب آقای گنجایش همیشه سعی کنید با اطلاعات کافی وارد وارد مسائل شوید و قضاوت کنید . ما هم از کسانی که برای شهرستان خم به ابرو بیارند خوشحال هستیم .اما لطفا کاسه از آش داغتر نشوید .دوما انتشار نشریه هیچ ارتباطی به تعطیلی آن ندارد اگر نشریه دنبال هدف واقعی باشد کار خود را باید انجام دهد .سوما اگهی گرفتن نشریه یا نگرفته آن در چهار چوب قوانین و مربوط به سه نهاد در استان می باشد که بیشتر ین سهم آن مربوط به اداره ثبت است و هر نشریه ای را که اداره ثبت نپزیرد اگهی به آن تعلق نمیگیرد .در واقع پزیرش اصلی با اداره ثبت است .چهارما کی تا حلا به درجه ای رسیده اید که می خواهید تکلیف کنید ؟ شما خودتان مکلف به تکلیف هستید
شهروند
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۰
0
1
سلام برادرمن جناب آقای گنجایش اداره ارشاد کجا بود، رئیس کی بود هرچه نماینده فرماندار گفتن انجام می دهد بنده خدا اگر انجام ندهد باید برود عذرخواهی میکنیم مثل اینکه درنورآباد زندگی نمی کنی برای انتخابات اسفند باید همه واقعیت ها ازسرراه بر داشته شود پس بنابراین نورباران هم باید مثل بقیه تا اسفند صبرکند.!
حمید گنجایش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۰
0
0
آمریکا آب داد، آمریکا نان داد
حمید گنجایش

دو سالی هست که پدر روحانی¬مان¬ از تأمین آب و نان خانواده عاجز و ناتوان مانده است و منتظر است عموی گوشوالمان اوباما آب و نان ما را تأمین کند. همون عمو اوبامایی که روزی آنقدر گرسنه و تشنه بودند که آب و نان این سرزمین را به غارت بردند. در همین هفته گذشته بود که به پدر روحانی¬ام عرض کردم:« بابا آب بده، بابا نان بده؛ بابا هوای پاک بده، بابا پول جیبی بهم بده....» که با خنده در جوابم گفت:« پسرم، دلبندم صبر کن، تحریم ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاد، تا مسأله هوا و محیط زیست تو حل بشه، تا اشتغال شما حل بشه، تا آب خوردن شما حل بشه، تا نون سر سفره شما حل بشه».. گفتم پدر روحانی حالا اینهایی که گفتی کی قراره حل بشه؟ داره صبر و تحملم تموم میشه و دارم از بیکاری و تشنگی و گرسنگی می میرم... که گفت: دلبندم صبر کن، دایی ظریفت با عمو عراقچی همین روزا قراره با خاله اشمیت و آمانو به توافق برسند و همه مشکلاتت حل بشه. البته در ادامه گفت این آب و نون و پول و هوایی که قراره دایی ظریف برات بیاره مراحل پیچیده ای را باید طی کند تا به دستت برسد از جمله اینکه اول عمو اوباما و جان کری قدبلندت را باید سبیلشون را چرب کنیم بعد در کنگره آمریکا آب معدنی¬ها و بسته¬های نان و پول بسته بندی بشه و برای 1+5 ارسال بشه تا تستش کنند تست که شد باید کدخدای روستا اسرائیل به همراه دوست جدیدش عربستان بسته¬های ارسالی را وارسی دوباره کنند تا خیالشان راحت بشه بعد ایشالا همه این مراحل که طی شد به دستمون می رسه پسر دلبندم....البته اگه راهزنان غربی راهزنی نکنند و جلوی ورود بسته¬ها به کشورمان را نگیرند... گفتم پدر جان تا جایی که یادم هست در کتاب ادبیات فارسی دوران ابتدایی می خوندم: (بابا آب داد.... بابا نان داد... و خبری از این اسامی و این مسیر پیچ و خم نبود...)؛ خندید و گفت: پسرم اون مال قدیما بود و اون آب و نان و بابایی که تو ازش صحبت می کنی مخصوص کتابها و قصه¬ها بود و متعلق به گذشته....) الان اوضاع خیلی تغییر کرده و باباهای دیگه دارند آب و نان می¬دهند... الان دیگه باید بخوانیم:« اوباما آب بده.... اوباما نان بده.... اوباما پول بده.....اسرائیل اجازه بده... غربیا راهزنی نکنید...» آره پسرم اوضاع تغییر کرده...
حمید گنجایش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۳
0
1
ممسنی¬های تهرانی، بیانیه¬های تالاری (بیائیم تالاری نشویم)
حمید گنجایش
تا کنون ممسنی¬های مقیم تهران دو نشست و گردهمائی در تهران برگزار کرده¬اند که این گردهمائی¬ها و نشست ممسنی¬های مقیم تهران از چند زاویه محتلف جای نقد و بررسی است.
از زاویه اول این گونه نشست¬ها موجب همدلی و تقویت صمیمیت و روح برادری و همکاری میان مردم شهرستان بخصوص آندسته از آنهایی خواهد شد که در تهران پر شلوغ و پرتردد تهران کمتر فرصت ملاقات و دیدارهای حضوری برای هم می¬یابند و نورآبادی¬های ساکن تهران در هر گوشه¬ای از این کلانشهر پرجمعیت هستند می¬توانند چند ساعتی در کنار هم نشست و برخواست¬های صمیمانه داشته باشند و به قول خودمان از حال و روزگار هم با خبر شوند و بهتر جویای احوالات هم شوند.
از زاویه دوم براستی چرا هنوز در نشست¬های نورآبادی¬ها جای خیلی¬ها خالی است و یقیناً تعداد نورآبادی¬های مقیم تهران هر چه باشد دو برابر جمعیتی است که در این دو گردهمائی¬ها حضور یافته اند. آیا شناسایی نشده¬اند؟ و یا اینکه همچون فضای موجود شهرستان حتی در نشست¬ها و گردهمائی¬های دوستانه این رسم غلط انتخاب گزینشی و طایفه¬سالاری و از ما بهترون درآوردن حکمفرماست؟ راستی جای خیلی از نخبگان علمی، فرهنگی، مذهبی،سیاسی و حتی اقتصادی در این گردهمائی¬ها خالی است... سراغی از آنها هم می¬گیرید؟!
از زاویه سوم اینکه: براستی خروجی و نتایج این نشست¬ها برای شهرستان محروم و کمتر توسعه شهرستان چه خواهد بود؟ آیا در این دو نشست برگزار شده کسی هم به دنبال مطالبات حقیقی و نیازهای حیاتی مردم شهرستان از مسئولین و فرزندان ممسنی ساکن در تهران هست؟ و یا هدف اصلی این نشست¬ها فقط یه دورهم نشینی است با طعم میوه و شریت و شیرینی و شنیدن آواز و موسیقی و کلاس روشنفکری گرفتن است؟ آیا فرزندان ممسنی مقیم تهران به هوای تهران دلبسته¬اند یا اینکه دنبال این تصمیم اساسی هستند بعد از یک دوره تهران¬نشینی با تجربه شوند و آموزش ببینند و برگردند و برای ساختن و آباد کردن شهر آستین کت و شلوارهای اتو کرده خود را بالا بزنند؟!
از زاویه چهارم: چرا در این دو نشست بیانه¬های شما بیانیه¬های سطحی و بی¬محتواست و حتی یک کلمه و اشاره¬ای به مشکلات، نیازها، و مسائل روز شهرستان نکرده¬اید؟! آخه شما چقدر فرزندان خوبی هستید که یادی از خاکی که در آن متولد شده¬اید نکردیده¬اید و فقط در سه بند بیشتر خودتان را تحویل گرفته¬اید تا شهرتان و مردم¬تان را؟! این روزا در ممسنی و رستم خیلی خبرِ و خبرهایی که یقیناً به نفع آینده شهرستان ممسنی و رستم نیست خواهشاً در این نشستها یه خورده¬ای هم به فکر خاک پاک منطقه خود باشید..
و نهایتاً اینکه چرا در بند سوم از بیانیه گردهمائی¬ دوم دنبال کسی هستید که اسپانسر گردهمائی¬های آتی ممسنی¬های تهران¬نشین باشد و برای رزرو باغ و تالار و هزینه¬ها همکاری کنند اما در این سی سال فراخوان عمومی ندادیم که همه جمع بشیم و شهرمان را آباد کنیم... آیا شما خبر دارید در شهر ممسنی و خیابان¬هاش پر از گدا و فقیر شده که مغازه به مغازه می¬گردند برای هزار تومان؟ آیا شما خبر دارید که شهر ممسنی در کُمای فرهنگی و رسانه¬ای به سر می¬برد؟ آیا شما خبر دارید که می¬توان در تپه نورالشهدای شهرستان ممسنی چنین گردهمائی¬هایی را هم برگزار کرد؟! آیا شما تا حالا یک بیانیه درست و حسابی در این گردهمائی¬ها خوانده¬اید که درد مردم شهرتان را گفته باشید؟ و آخر اینکه در این نشستها چند بار به مسئولان شهرتان تلنگر و یا درخواست کرده¬اید که به نارسایی¬ها و مشکلات شهرتان بیشتر رسیدگی کنند؟!
و راستی انصافاً چقدر دغدغه شهرتان را دارید؟!؟ و هزار سؤال دیگری که باید از سقف تالار بیرون بیاییم تا به جواب آنها برسیم...
مدافع نشریات فرهنگی ممسنی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
0
1
جناب اقای ناشناسی که اقای گنجایش را کاسه داغ تر از اش دانسته اید....سلام به شما و دیگر مسئولان شهر نوراباد که با به آتش کشیده شدن تمام ممسنی ورستم هم ککشان نمی گزد.....تا چه رسد به بستن یا تعطیل شدن یک نشریه فرهنگی - اجتماعی و البته انتقادی و یا گریز نخبگان و توانایان ممسنی و رستم از این دیار !!!

1- آقای گنجایش خودشان را به جرات و نام معرفی نموده اند ومطلب نوشته اند کاش شما هم همین کار را می کردید

2-آقای گنجایش یک پژوشگر سیاسی اجتماعی هستند و هیچ پژوهشگری بدون اطلاعات جامع نظر نمی دهد و قضاوت نمی کند کاش شما هم با اطلاعات کافی قضاوت می کردید و نظر می دادید( اگر مایل باشید من با اقای حیاتی و رستمی هماهنگ می کنم وعصر چهارشنبه حضوری در دفتر نورباران ملاقات و تبادل نظر و اطلاعات می کنیم )

3- آدم وقتی بیش از حد دلش برای کسی یا چیزی بسوزد ناخوداگاه قلبش و نمام وجودش آتش می گیرد و آقای گنجایش خارج از کارهای فرهنگی و پژوهشی شان در جاهای دیگر، اندیشمندانه و مدبرانه بیشتر از ده پانزده مطلب علمی و دلسوزانه در نورباران برای این شهر و مردم فهیمش نگاشته اند شما برای فرهنگ و مردم و اجتماع این شهر چه کرده اید (مطالب و گفته های خودتان را در یکی از سایت ها بگذارید مردم ببیند)

4- اگر روال آگهی نورباران خطا بوده چرا دو سال این کار خلاف را در حضور مسئولان و دلسوزان این شهر انجام می داده و همان اول اداره ثبت آگهی هایش را به کازرونی ها نداد
؟
5- وقتی نوربارانی ها می گویند هزینه چاپ و اب و برق و....پرسنل و اجاره محل شان را از
درامد آگهی های ثبتی می داده اند و الان با قطع آگهی این توانایی پرداخت را ندارند و مسئولین شهر هم هیچ حمایت مالی و اجتماعی از آنها ندارند و شأن منزلت شان هم اجازه نمی دهد دست جلوی دیگران دراز کنند.....دیگر همه چیز مثل روز روشن است

6- اداره ثبت یا ارشاد ویا هر مسئول دیگر واگذاری آگهی ثبتی چه برتری خاصی در روزنامه های کازرونی دیده که این امتیاز را به آنها داده است.؟...
یک عمر زیر سلطه کازرونی ها بودن کممان بود که به قول شما رییس ثبت رئیس ثبت ،ریس ثبت و نه سایر مسئولان شهر !! زحمت کشیده اند و ما را برای ثبت خانه هایمان به کازرون روانه کرده اند ؟رییس ثیت بیچاره یک .زحمتی کشیده و ....
7- به هرحال هر کسی وظیفه و مسئولیتی دارد و آقای گنجایش هم بنا به تکلیف شرعی خود آنچه مصلحت ممسنی و فرهنگش بود (یعنی دفاع فرهنگی و اجتماعی از نشریات ) را به خوبی به جا آورده است کاش شماهم در صف مدافعان فرهنگ و دیار ممسنی قرار می گرفتید و به جای همصدا شدن با این دکتر جوان منصفانه تر از آنچه ابراز نمودید بیان می فرمودید...
نظرشما
نام:
ایمیل:
با وارد کردن ایمیل، انتشار یا عدم انتشار این نظر به صورت خودکار اطلاع داده خواهد شد.
* نظر: